آلمان پس از چهار تساوی برابر هلند، ایتالیا، انگلیس و مجارستان این بار نیاز داشت تا با یک برد تعطیلات تابستانی برود. اما حریف این تیم ایتالیایی بود که هرگز در دیدارهای رسمی حتی زمانیکه گرد مولر و بکن بائر برای آلمان بازی می کردند و حتی زمانیکه آلمان یوپ دروال به عنوان قهرمان جام ملتهای اروپا با ایتالیایی به فینال رسیده بود که هرگز پس از جنگ جهانی دوم، قهرمان جام جهانی نشده بود یا زمانیکه آلمان بکن بائر میزبان جام ملتهای 1988 بود، یا حتی زمانیکه آلمان کلینزمن میزبان جام جهانی 2006 بود و در ظاهر کفه نفرات بنفع آلمان سنگینی میکرد هم به آلمان نباخته بود. در آخرین سکانس ایتالیا در 2012 توانسته بود به آلمان لوو در نیمه نهایی 2012 زخم بزند. در شرایطی که آلمان لوو رکورددار بیشترین پیروزی رسمی پیاپی در جهان شد (رکوردی که تا به امروز هم پا برجاست و تیم لوو از رده بندی جام جهانی 2010، 10 دیدار انتخابی یورو 2012، سه دیدار گروهی یورو 2012 و بازی یکچهارم مقابل یونان در پانزده بازی پیاپی رسمی پیروز شده بود) و در مقابل ایتالیا صعود ضعیفی از گروه داشت و بعد هم در پنالتی انگلیس را حذف کرد، باز هم درخشش ناگهانی بالوتلی بود که نه قبل و نه بعد از آن مسابقه تکرار نشد و آلمانها را در بدترین شرایط از رسیدن به نیمه نهایی باز داشت.

البته پس از آن آلمان لوو در چهار دیدار به مصاف ایتالیا رفته بود و هرگز شکست نخورده بود. دو تساوی دوستانه، یک پیروزی مقتدارانه 4-1 در مارس 2016 و یک دیدار در یکچهارم یورو 2016 که این بار ژرمنها در ضربات پنالتی موفق شدند نخستین حذف رسمی را به ایتالیا تحمیل کنند. کاری که قبلا لوو با پیروزی 7-1 مقابل برزیل انجام داده بود و طلسم نبردن آلمان در برابر برزیل را شکسته بود. ولی باز هم طلسم شکست نخوردن ایتالیا در دیدار رسمی مقابل آلمان به نوعی پا برجا بود. البته ایتالیاییها وقتی اسپانیاییها و انگلیسیها را در ضربات پنالتی شکست میدهند و قهرمان یورو می شوند، پنالتی را جزئی از بازی می دانند ولی وقتی مقابل آلمان در ضربات پنالتی شکست میخورند، حاضر نیستند به شکست اذعان کنند. پس لازم بود در یک دیدار رسمی قهرمان یورو در حالیکه روی سینه اش نشان قهرمانی یورو دارد مقابل آلمان زانو بزند. این اتفاق اگر توسط کسی میتوانست رخ دهد، یقینا آن شخص هانزی فلیک بود. اما در دیدار رفت بازی مساوی شد تا بسیاری بگویند ظاهرا این طلسم قوی تر از این است که حتی فلیک بتواند آنرا بشکند. بازی انتقاد آمیز آلمان مقابل انگلیس و مجارستان و نمایش های نا امید کننده ورنر و سانه و اشتباهات خط دفاعی هم باعث شد بسیاری از شکستن این طلسم نا امید شوند یا امیدوار باشند در آینده سر انجام روزی این طلسم خواهد شکست.

ولی فلیک به تیمش اعتماد داشت. او با همان ورنر و سانه و با همان خط دفاعی بازی را با پرسینگ بالا آغاز کرد. مالکیت در نیمساعت اول بازی حدود 70-30 بود و انسجام خط دفاعی آلمان فوق العاده بود. این تیم خبر از بزرگی میداد. در همان 10 دقیقه اول آلمان با کیمیش (اتفاقا ورنر هم روی این گل نقش اساسی داشت) به گل رسید تا با خیال راحت تر مقابل این حریف چقر بازی را ادامه دهد. ولی تجربه بازی انگلیس و تیتر بیلد (هانزی 1-1) کما کان نگرانی را به همراه داشت که نکند تیم به این یک گل بسنده کند و باز هم این حریف چقر و بد بدن از مهلکه بگریزد. خوشبختانه اواخر نیمه اول نفوذ هوفمن به پنالتی منجر شد و گوندوگان با اعتماد بنفس مثال زدنی آنرا گل کرد. در نیمه دوم ایتالیا نمیتوانست همچنان دفاع کند و کار برای ژرمنها مطابق پیش بینی راحت تر شد. البته قبل از قطعی شدن نتیجه نویر 36-37 ساله بارها آلمان ها را مثل دیدارهای قبلی در بازی نگه داشت. اتفاق خوب دیگر گلزنی مولر بود. توماس مولر بازیکنی است که زمانی مدیران بایرن او را نماد فوتبال بایرن (و باید گفت آلمان) میدانستند. وقتی پیشنهادهای سنگین برای خرید مولر  میشد میگفتند او عصاره بایرن است. اگر میخواستیم یک بازیکنی سفارش بدهیم که بتواند نماینده بایرن باشد، قطعا آن بازیکن توماس مولر میشد. مولر گل سوم را به ثمر رساند و ورنر هم که خیلی زیر تیغ انتقادات قرار داشت دبل کرد تا آلمان تا دقیقه 70 با نتیجه خیره کننده پنج بر صفر پیش بیفتد. پس از این طبیعتا فلیک از فرصت استفاده کرد و نفرات ذخیره را هم به بازی فرستاد. از طرفی ایتالیا مشتاق بود از بار شکست کم کند و توانست دو گل را جبران کند. اما همین نتیجه 5-2 هم نتیجه فوق العاده ایست. 5-2 برای دومین بار است که در پیروزی آلمان مقابل ایتالیا تکرار می شود. بار نخست در 26 نوامبر 1939 یعنی حدود 83 سال پیش رخ داد. البته پیروزی 4-1 آلمان در سال 2016 هم با همین اختلاف سه گل رخ داد. ولی پیروزی 5-2 اگر چه حریف بیشتر گل زده، ولی به خاطر نادر بودن 5 پیروزی پر رنگ تری محسوب می شود. حتی در شرایط برابری دو تیم تیمی که گل زده بیشتری دارد صعود میکند. بنابر این فلیک توانست با رکورد 83 سال قبل زپ هربرگر مساوی کند. البته اگر ژرمنها بعد از 5-0 بازی را شل نمیگرفتند، ای بسا پیروزی بمراتب خرد کننده تری کسب می کردند و حتی صدر جدول را هم از دست نمیدادند و به مجارستان شگفت انگیز واگذار نمیکردند. ولی همین نتیجه هم دیگر جای بحثی باقی نمیگذارد که هواداران رقیب بگویند ما در دیدار رسمی به شما نباخته ایم. 

به هر حال تیم فلیک همانطور که خود او هم گفته بود در مسیر پیشرفت است و فلیک در سیزدهمین بازی خود و یازدهمین بازی رسمی خود هم شکستی را پذیرا نشد تا خود را بین مدعیان جام جهانی ببیند. جام جهانی اردات خاصی به نبازها دارد. فلیک دو بار در برابر ایتالیا و مجارستان عقب افتاد و هر دو بار حدود سه دقیقه بعد توانست نتیجه را جبران کند.

البته خود فلیک هم میداند رسیدن به جمع چهار تیم پایانی یک مقوله است و بالا بردن جام جهانی مقوله ای دیگر. تیم او ضعف های فاحشی دارد که از چشم آنالیزورهای رقیب پنهان نیست. اشتباهات تیم فلیک در خط دفاعی و میانی بیش از اندازه بالاست. اصرار تیم او برای بازیسازی در خط دفاعی می تواند پاشنه آشیل تیم او در دیدارهای نزدیک و نفسگیر مراحل حذفی جام جهانی باشد. ضمن اینکه تیم او در خط حمله فاقد یک تمام کننده تمام عیار است. سانه، ورنر، کنابری و یکی دو بازیکن دیگر نوسان بسیار زیادی دارند و گاهی واقعا روی اعصاب هواداران تیم راه میروند. امیدواریم نقاط ضعف تیم زودتر بر طرف شود و فلیک بتواند در قطر جام جهانی را بالای سر ببرد.