بیست سال پیش در چنین روزی، ترکیه به بزرگ‌ترین افتخار فوتبال ملی خود رسید و کاپیتان هاکان شوکور، نقش اول موفقیت بزرگ تیمش بود.

طرفداری | به گزارش اوپتا، بیست سال پیش در چنین روزی (29 ژوئن 2002) تیم‌های ترکیه و کره جنوبی، شگفتی‌سازان جام جهانی 2002 در دیدار رده‌بندی این جام به مصاف یک‌دیگر رفتند که ترکیه با نتیجه سه بر دو به برتری رسید و به مقام سوم دست یافت. هاکان شوکور، کاپیتان تیم ملی ترکیه در ثانیه 11 این مسابقه موفق به گل‌زنی شد تا رکورد سریع‌ترین گل تاریخ جام جهانی را به‌نام خود کند. پیش از هاکان شوکور، برایان رابسون از تیم ملی انگلیس با گل‌زنی در ثانیه 27 بازی با فرانسه در جام جهانی 1982 رکورددار سریع‌ترین گل تاریخ جام جهانی بود.

هاکان شوکور
هاکان شوکور در جام جهانی 2002

پادشاه در تبعید؛ هاکان شوکور از عرش به فرش رسید

هاکان شوکور که بهترین گل‌زن تاریخ تیم ملی ترکیه است و محبوبیت بسیار زیادی داشت، حالا روزگار متفاوتی را تجربه می‌کند. شوکور در سال 2008 پس از کسب افتخارات متعدد در رده ملی و باشگاهی، از فوتبال خداحافظی کرد. او پس از بازنشستگی، وارد دنیای سیاست شد و به حزب عدالت و توسعه مجلس ترکیه پیوست. بنیان‌گذار این حزب، رجب طیب اردوعان رییس جمهور ترکیه است. دو سال بعد شوکور به علت اختلافات عقیدتی از این حزب استعفا کرد. 

هاکان شوکور و قهرمانی با گالاتاسارای در جام یوفای 2000 پس از شکست دادن آرسنال

در تابستان 2016 و در پی کودتای نافرجام ترکیه، شوکور با هم‌دستی با فتح‌الله گولن، رهبر کودتا متهم شد. این مهاجم پیشین تیم ملی ترکیه در آن زمان ساکن آمریکا بود و اقدام به کودتا را محکوم کرد اما اردوعان مدعی شد شوکور عضو فراری سازمان تروریستی فتح‌الله گولن هست و به همین علت، او از ورود به ترکیه محروم شد. دولت ترکیه تمام کسب‌وکارها، منازل و حساب‌های بانکی شوکور را غصب و مصادره کرد تا او در کالیفرنیا با سرمایه صفر، زندگی جدید و سختی را شروع کند.

شوکور در آمریکا، از طریق کتاب‌فروشی و رانندگی در اوبر، مشهورترین تاکسی اینترنتی دنیا امرار معاش می‌کند. پیش از این او صاحب یک کافه ترکی بود اما به دلیل تردد افراد مشکوک به کافه و ظن به ترور شدن، کافه‌اش را تعطیل کرد. شوکور در مصاحبه‌ای به انتقاد از سیاست‌های دولت اردوعان پرداخته بود:

اردوعان همه چیزم را گرفت. وقتی به آمریکا آمدم، پدرم را به زندان فرستادند و اموالم مصادره شد. همه چیز از بیرون آمدنم از حزب شروع شد. در سال 2013، شیشه‌های بوتیک همسرم را شکستند، بچه‌هایم را کتک زدند و خودم به مرگ تهدید شدم. دیگر در هیچ‌جای دنیا، هیچ‌چیزی ندارم. هرکس که با من کوچک‌ترین ارتباطی داشت، این روزها در فقر زندگی می‌کند.