به زودی هر چه که با آن بزرگ شدم را باید بگذارم و بروم.
تهران آلوده را
خاطرات مادر و پدر و برادران را
دوستان از جان مهم تر را
و از همه مهم تر مام وطن را
قول می دم در چمدان چیزی جز یک دیوان حافظ یک عکس حرم آقا امام رضا یک دل تنگ و چند دست لباس نگذارم.
بیش از همه دلم برای پدر تنگ می شود...
این سال ها خیلی صمیمی نبودیم ( مثل اکثر رابطه های پدر پسری سنتی ایران) اما از وقتی گفتم رفتنی شدم بصورت محسوسی غمگین شده...
باید این ماه های آخر را بیشتر و بیشتر با اون بگذرانم...
دلم برای همه تنگ می شود....
خیلی زیاد


