جناب ناظر پاک نکنید ها (• جیغ میزنم (•

.

این کلمات شوریده  و پریشان را در ساعت : یک و پنجاه شش دقیقه شب مینوسم .

.

آن بالا ، نگاهش کن ! ، درست همانجا که رویش کلیک میکنید تا با ویدئویی فان و خنده دار مواجه شوید...لبخند به لبتان مینشیند ؟ خب نباید بنشیند!

.

در وحله اول اجازه میدهم کمی تبسم کنید ، اما فقط کمی . پیرمردی از مرگ و طناب دار هراس دارد...در حالی که جوانی مجرم به او لبخندی تمسخر آمیز میزند و میگوید اولین بارته؟ (هِه)

.

منظور مردِ جوان از اولین بارته چه بود؟! و چرا لبخند تمسخر آمیز؟! چند منظور متفاوت میشود برداشت کرد...برداشت من این است که ، ما در طول روز ، در طول ماه  ، و یا سالها ... بارها میمیریم...یا آن که شب میمیریم و صبح دوباره زنده میشویم؟ زندگی در خواب ، واقعیت و حقیقت است یا زندگی در بیداری؟...شاید آنجا وقتی به خواب میرویم در اینجا بیدار میشویم و در اینجا وقتی خوابیدیم که در آن طرف بر خیزیدیم...(وقتی بی خوابی میزندمان چه؟ شاید در آن دنیا خوابمان عمیق است و چند قرص خواب انداخته ایم بالا که این طرف بی خوابی مان زده) نکند هم مُرده ایم؟ .

چه کسی میداند آخرین غذایی که قبل از مردن در این دنیا میخوریم چیست؟ یا آخرین نگاه در آینه...آخرین هم آغوشی...آخرین؟ ...شاید آخرین بار در زمین ، اولین بار در سیاره دیگر باشد... نطفه ای دیگر... تکرار ، تکرر، تکرر... زندگی تا بینهایت...شاید جهان موازی...همزاد...شاید بدن ما در روح حیوانی که آن را دوست داریم برود...مثلا من عاشق یک ببر ماده اَم...

.

شاید یک آدامس توت فرنگی شوم در دهان معشوق خیالی اَم که آنرا با ولع میجود ...مگر نه آنکه دهانش طعم مرا میگیرد!...

.

امکان دارد تخمه ای شوم برای شکسته شدن در حین دیدن فوتبال... و یا چمدانی...برای رفتن...به کجا؟ به جایی که خود باشم...آب باشد ، غذا باشد ، اکسیژن  و تنهایی...خواب می آید مرا  ... یعنی قرار است کجا بیدار شوم؟ آنجا از صخره بیوفتم...از ارتفاع...از تاریکی بترسم...در سوگ عزیزانم بنشینم... اولین بار...؟!

.

نه...شاید هم پدری بمیرد وقتی سرش جلوی زن و بچه بالا نمی آید...شاید زنی بمیرد هنگامی که به او تجاوز میشود چرا  هنوز نفس بکشد؟....شاید پسری را فکر سربازی بکشد...شاید عاشقی بمیرد وقتی معشوقش را به حجله دیگری میبرند...شاید زنی بمیرد وقتی طرد شود...از اجتماع، خانواده، هم بالینش...حمالی که جهاز دختری را حمل میکند اما نمیتواند دخترش را جهاز دهد... اولین بار مُردن؟ (•  مضحک نیست؟!

...✍️ از هم گسیخته 

منتظر دیسلایک های شما بر نوشته خویش هستم(•