روز 11 تیر، بازی ایران رومانی 1355/2535 و سفر استفان کواکس به تهران

مرد بزرگی است. حتی اگر نام او با وجود دو قهرمانی اروپا از سه قهرمانی پیاپی آژاکس دهه‌ی 70 پشت سر رینوس میشل و توتال فوتبال مخفی بماند. حتی اگر دستیارش، میشل هیدالگو پس از او  نسل طلایی فرانسه‌ی دهه‌ی 80 را به رخ عاشقان فوتبال بکشد. حتی اگر استاد د.اسداللهی در سفر او به تهران، و نوشتن سطرهای طولانی پاورقی "فوتبال کامل" و مصاحبه‌ای راجع به خدا و دین و زندگی و عشق، در تابستان 1356، دانسته نامش را اشتباه بنویسد.... استفان کواکس ما، یا همان استفان کواچ فرنگی‌ها....

با ضربه‌ی پاننکا، برای اولین بار پس از روزگار مجارها و مردان شوروی در دهه‌ی 60 بار دیگر شرق اروپا می‌شود مرکز فوتبال جهان. دیناموها و لوکوموتیوها، در رقابت‌های اروپایی پیش می‌روند و مردانی با هیبت بزرگترین تئوریسین‌های تاریخ فوتبال در بلوک شرق ظهور می‌کنند. فوتبال المپیک 1976 مونترال، تماما متعلق به تیم‌های بلوک شرق است.  آلمان شرقی به مربیگری گئورگ بوشنر، لهستان با کازمیر گورسکی و شوروی با والری لوبانفسکی سه سکوی اول مسابقات را به تسخیر خود در می‌آورند. زمان آموختن مکتب فوتبال آنها فرا رسیده. مکتب رفقا...

رفیق خطاب کردن کسی در تابستان 1355 آنقدرها هم کار راحتی نیست. همان سالی که رادیو "پیک ایران" از برلین و بعدتر از صوفیه بلغارستان به فعالیتش خاتمه می‌دهد و سبیلوهای مو فرفری به جای داس و چکش ، آهن سرد زندان قصر را لمس می‌کنند. در همان سال 55 اما تیم امیدهای شوروی مسافر تهران است. نخستین محک پسران حشمت خان برای بازی‌های المپیک مونترال در ماه بعد. یک برد و یک مساوی 2-2، هو شدن تیم ملی در استادیوم 100هزارنفری و آمادگی برای بای آخر. یک آزمایش جدی برابر رقیبی اروپایی. رومانی، به مربیگری استفان کواکس.

ورورد کواکس به تهران موج تازه‌ای در میان نشریات ورزشی و محافل حرفه‌ای فوتبال راه انداخته. سرمربی سابق یوهان کرویف و مرد قهرمان اروپا، نه فقط به عنوان مربی تیم رقیب که در جایگاه یک استاد خبره وارد ایران می‌شود. کلاس‌های مربیگری در تبریز، پاورقی "فوتبال کامل" در کیهان ورزشی با شرح تاکتیک‌های آژاکس کواکس و یک مصاحبه‌ی ماندگار با او، فوتبالی‌ها را از وجود مرد بزرگ رومانیایی سیراب می‌کند. استاد د.اسداللهی، پا را از فوتبال فراتر می‌گذارد و با کواکس از فلسفه سخن می‌گوید:

"- استفان تو کیستی؟

- تو مرا نمی‌شناسی؟

- خیر

- پس چگونه از من می‌نویسی؟

- من زندگی تو را می‌دانم، متولد 2 اکتبر در تیمشوارا، شهری در مرز مجارستان و یوگسلاوی به دنیا آمدی، از 12 سالگی فوتبال بازی کردی... اما اینها برای شناخت یک انسان کافی نیست. می‌دانی چرا اسم تو را به جای کواچ، کواکس می‌نویسم؟ من اسم تو را از روی حروف لاتین می‌خوانم و این چاره‌ایست که برای همه‌ی نام‌های لاتین برگزیدم...

- این بهترین کار است. یک روال منطقی

- دیدم که هنگام سوار شدن بر اتوبوس صلیب بر سینه کشیدی.

- تنها هنگام سوار شدن نبود، من همیشه این کار را می‌کنم.

- آیا این عادت است؟

- نه، این اعتقاد است.

- اعتقاد به چه؟

- به خدا

- با این وجود تو کمونیست هستی؟

- من در یک کشور کمونیست زندگی می‌کنم و تنها به آن احترام می‌گذارم.

- عشق چیست؟

- عشق جوهر زندگیست و بی آن زندگی برابر مرگ است.

- و عشق توچیست؟

- عشق بزرگ من خداست و عشق کوچکم حرفه‌ی من است... همین چند روز پیش در فرانسه 40،000 فرانسوی فریاد می‌زدند استفان برگرد.."

بازی برابر رومانی کواکس هم با مساوی  2-2 به پایان می‌رسد. تیمی که با 5 مساوی و یک شکست و یک امتیاز کمتر از اسپانیا از صعود به دور بعدی مسابقات یورو 76 جامانده. تیمی با بازیکنی به نامه میرچه آ لوچسکو که در دهه‌ی بعد، میراث کواکس را در فوتبال شرق اروپا تحویل می‌گیرد. مساوی با رومانی، به معنی عبور از مسیری بدون شکست در راه المپیک مونترال است. پیروزی برابر کوبا در المپیک با گلا غلامحسین خان مظلومی، شکست 3-2 برابر لهستان، نایب قهرمان بازی‌ها و تنها صعود ایران به دور دوم یک تورنمنت جهانی فوتبال. بازی برابر شوروی، مردان لوبانفسکی و یاران بلوخین، بازی حسرتهاست. حسرت یک گام تا صعود به جمع 4 تیم برتر، حسرت حالا 46 ساله‌ی حضور در فوتبال المپیک.... حسرت پنالتی پرویز قلیچ‌خانی... حسرت وداع همیشگی با سردار فوتبال ایران در میان رفقای سرزمین شوراها... پنالتی پرویز آخرین قاب به یاد مانده از حضور ایران در فوتبال المپیک. شاپور غلامرضا پهلوی، رییس کمیته‌ی ملی المپیک، چیزی به کامبیز آتابای، رییس فدراسیون فوتبال می‌گوید. آتابای هم اوامر ملوکانه را به حشمت منتقل می‌کند:

"پرویز، برایمان مسئله‌ساز شده."...