من همش حس میکنم علیه من توطئه چیدن

حس میکنم همه از من متنفرن و هر جا هستم میخوان منو از زندگی نا امید کنن تا خودمو بکشم

بعضی مواقع کابوسای عجیبی میبینم

خیلی سخت اعتماد میکنم

ی صداهای عجیبی میشنوم که هیچکس نمیشنوه گاهی حس میکنم یکی صدام کرده بعد میفهمم هیچی نیست

احساس میکنم جهان توسط نیروهای مخفی و بشدت تاریک کنترل میشه که میخوان همه چیزو خراب کنن و منم یکی از کسایی هستم که میخوان باهام بجنگن

بعضی مواقع تو ی صندلی که خالیه احساس میکنم ی ادم رو دارم میبینم که به من خیره شده بعد برمیگردم میبینم هیچکس نیست و اونجا خالیه