سال 1959، زمانی که بیل شنکلی به لیورپول آمد، از آخرین حضور لیورپول در لیگ سطح اول 5 سال می گذشت؛ و آخرین لیگ لیورپول مربوط به 12 سال پیش می شد. لیورپول حتی یک زمین تمرین خوب هم نداشت. شنکلی بعد از دیدن ملوود، آن را به خرابه تشبیه کرد. اما عزمی که مرد اسکاتلندی برای بازگشت لیورپول داشت، این مشکلات را برایش آسان کرد. او خیلی زود خودش را در دل مردمش جا کرد و با کادر فنی لیورپول، یعنی باب پیزلی، جو فاگان و روبن بنت آشنا شد تا با آنها راه رهایی از مشکلات را پیدا کند. در "بوت روم" که جایی برای تعمیر و تمیز کردن کفش ها بود، مربیان لیورپول در مورد تاکتیک ها بحث می کردند. این بحث ها بسیار موثر بود. به نحوی که شنکلی به سرکارگر و باب پیزلی به مهندس لیورپول مشهور شد؛ چرا که دخالت پیزلی در تاکتیک ها بیشتر از شنکلی بود.
|
شنکلی در ملوود |
اما مشکلات لیورپول فقط زمین چمن و ملوود نبود. لیورپول پر از بازیکنان بی استعداد بود. همین باعث شد که شنکلی 24 نفر از بازیکنان را در لیست فروش بگذارد. همه آنها عرض یک سال باشگاه را ترک کردند. شنکلی نمی خواست فله ای بازیکن بخرد و دقیقا می دانست برای هر پست چه بازیکنی می خواهد. در همین اوضاع احوال ملوود را که حالتی جنگ زده داشت ترمیم کرد. ملوود بسیار موثر بود، چرا که شنکلی تمرینات خاصی مد نظر داشت و بدون یک زمین تمرین خوب اجرای آن تمرین ها ممکن نبود. لیورپول زیر نظر شنکلی تغییرات بسیاری به خود دید، از تمرینات بی سابقه تا تغییر در نوع کفش ها. شنکلی برای خرید بازیکنان مد نظرش با سران لیورپول به شدت بحث می کرد چرا که آنها راضی به خرج کردن نبودند. تا جایی که شنکلی بعضی اوقات به استعفا دادن فکر می کرد. اما اریک سایر، عضو هیئت مدیره لیورپول، توانست باقی اعضا را قانع کند که برای پیشرفت به بازیکنان با استعداد نیاز است. هنگامی که شنکلی می خواست دو بازیکن از اسکاتلند بخرد، مدیران لیورپول گفتند نمی توانیم آنها را بخریم، ولی اریک سایر در پاسخ به آنها گفت که نمی توانیم آنها را نخریم. بالاخره سران لیورپول به خرج کردن تن دادند و دو بازیکن اسکاتلندی، یعنی ران یتس مدافع و ایان سنت جان مهاجم جذب شدند. این اسامی را به یاد داشته باشید. گری بایرن و راجر هانت که بعد ها به همراه انگلیس جام جهانی را بالای سر بردند هم از آکادمی به تیم اصلی راه یافتند. زیر نظر شنکلی لیورپول در دو فصل 59/60 و 61/60 به مقام سوم رسید و نتوانست صعود کند ولی در فصل 61/62 با 62 امتیاز و 99 گل زده قهرمان لیگ دسته دوم انگلیس شد و به جایی که قبلا به آن تعلق داشت رسید. برای حضور در لیگ شنکلی چند بازیکن دیگر از آکادمی به تیم اصلی آورد. ایان کالاهان و تامی لارنس را به ترکیب اصلی اورد. لیورپول در اولین حضورش در لیگ پس از مدتی طولانی، به رتبه هشتم رسید.

ترکیب لیورپول به جز خرید پیتر تامپسون تغییر زیادی نداشت. فلسفه تاکتیکی لیورپول مبتنی بر روش پاس و حرکت بود. در سیستم پاس و حرکت، هماهنگی عنصر اصلی به شمار می رفت و لیورپول هم در سطح هماهنگی بالایی قرار داشت. لیورپول فصل را خوب شروع نکرد و در ده بازی اول 4 بار شکست خورد و یک بار هم مساوی کرد و در رتبه هشتم قرار گرفت. اما پس از آن روند صعودی گرفت. لیورپول به قدری خوب بود که در هفته 18 به رتبه اول رسید ولی در بازی بیست و یکم صدر را از دست داد و تا هفته سی و پنجم نتوانست به آن برسد. سرانجام لیورپول در هفته سی و نهم با پیروزی 5 بر صفر مقابل آرسنال در انفیلد، پس از ۱۷ سال به قهرمانی لیگ سال دست یافت و بالاخره تمام تلاش های شنکلی مثمر ثمر واقع شد. لیورپول در فصل 63/64 خط حمله وحشتناکی داشت. قرمزها توانستند در 42 بازی 92 بار دروازه حریفان را باز کنند و در تمام رقابت ها 101 بار توپ را به تور بچسبانند. راجر هانت، مهاجم لیورپول، 31 بار گلزنی کرد و 8 پاس گل داد و زوج او در خط حمله، ایان سنت جان، 21 بار گلزنی کرد و 15 گل ساخت. می توان زوج راجر هانت و ایان سنت جان را پس از کنی دالگیش و ایان راش بهترین زوج حمله تاریخ لیورپول دانست. ایان کالاهان 21 ساله هم که در خط هافبک مستقر بود فصل فوق العاده ای را پشت سر گذاشت. او در هر 42 بازی لیگ حضور داشت و 8 گل و 8 پاس گل به ثمر رساند. خط دفاع لیورپول هم مانند خط حمله بهترین لیگ بود. لیورپول 45 بار دروازه اش باز شد که این عدد به نسبت زمان خودش برای تیم قهرمان آماری کاملا معمولی محسوب می شود. از دیگر ستارگان لیورپول که تیم قرمزپوش را به قهرمانی رساندند می توان به تامی لارنس اشاره کرد که توانست 15 بازی کلین شیت کند. ران یتسِ غول پیکر که در پست دفاع وسط به لیورپول خدمت می کرد با قدرت رهبری و کاریزمایی که داشت کاپیتانی لیورپول را بر عهده گرفت. پیتر تامپسون هم که بازیکنی تکنیکی و سرعتی به شمار می رفت در سمت چپ میدان مدافعان را عذاب می داد. آلف اَرواسمیت که آمار بی نظیر 15 گل و 3 پاس گل را در تنها 20 بازی ثبت کرد هم در قهرمانی لیورپول موثر بود. جالب است بدانید با اینکه لیگ 22 تیمی بود و تقویم بازی ها فشرده تر بود، تنها 17 نفر برای لیورپول در کل فصل به میدان رفتند که این چنین چیزی برای فوتبال امروزی غیر ممکن است.

با همه این ها نقش اول این درام را بیل شنکلی ایفا کرد. برنامه ریزی های بلند مدت و تغییرات بزرگی که در لیورپول ایجاد کرد، قرمز های مرسی ساید را از مرداب دسته دوم به بهشت قهرمانی لیگ انگلستان رساند. همانطور که ابتدا متن هم گفته شد، مرد اسکاتلندی بیش از اینکه یک استراتژیست باشد یک مدیر فوق العاده بود. بازیکنانش هم از او می ترسیدند، هم دوستش داشتند و هم حاضر بودند هر کاری برایش انجام بدهند. چنین ویژگی هایی را در قرن 15 میلادی ماکیاولی برای یک شهریار خوب ترسیم می کند. در تاریخ فوتبال کمتر کسی به اندازه او توانسته در قلب مردمش جاخوش کند. به قدری دوستش داشتند که او را اسکاوزر (لقب مردمان اهالی لیورپول) خطاب می کردند و البته خودش هم به این موضوع افتخار می کرد. همزمان با اینکه مردم او را دوست داشتند، او نیز آن ها را مهمترین دارایی یک باشگاه می دانست. او نشان داد که با کار و تلاش و برنامه ریزی هیچ چیز غیرممکن نیست. مربی ها زیادی به لیورپول آمدند و رفتند اما شنکلی فرق داشت چرا که ذهنیت متفاوتی هم داشت. به عقیده او موفقیت در فوتبال به این بستگی دارد که ایمان داشته باشی که بهترینی و این بهترین بودن را عملی کنی.
![]()




