|
مقصد بعدی مسی و کریستیانو رونالدو عصر تودور، به دوران 200 سالهی سلطنت خاندان تودور در بریتانیا اطلاق میشود. دورانی که پس از یروزی هنری هفتم بر ریچارد سوم و در پس جنگ رزها آغاز میشود. دوران رشد تجارت و کشاورزی، شکوفایی نیروی دریایی بریتانیا، اصلاحات مذهبی و .... تمام اینها سرفصلهای مناسبی برای شناخت یک دورهی تاریخی است. با این وجود عصر تودور در فرهنگ عامه با ویژگیهای دیگری هم شناخته میشود. دوران بریز و بپاش بی پایان پادشاهان. احتمالا هیچکدام از نجیبزادگان انگلیسی مایل نبودند پادشاهان این عصر به خانهی آنها پای بگذارند: شروع یک ضیافت سرمستانه. لشکری از سربازان و آشپزها و خدمه و حشم پر سر و صدا، سر بریدن دامها برای طبخ غذا، ویرانی مزارع و ... در سال 1602 الیزابت اول تصمیم به ملاقات مزرعه و خانهی لرد اگرتون در دهکدهی هارفیلد میگیرد. 676 مرغ، 96 کبوتر، 59 خرگوش، 23 جوجه اردک، 20 خوک، 38 کبک و 24 خرچنگ برای یک مهمانی سه روزه صرف میشود. با هزینهی تخمینی معادل پول امروز 10 میلیون پاوند! یک ضیافت بزرگ برای هیچ. چیزی شبیه سفرهای سالهای اخیر دو بت بزرگ فوتبال دوران ما. نقل و انتقال لئو مسی و کریستیانو رونالدو.... |

هنوز هم هر جا میروند، شبیه گلولهای آتشین همه جا را داغ و پرنور میکند. جشن بزرگ در میدان پاریس برای ورود لئو مسی، لبخند رضایت پدرخواندههای تورینی از شکار کریستیانو و سر و صدای کر کنندهی الدترافورد پس از هر بار بالا و پایین پریدن کریستیانو با اندام ورزیدهی خود... دو پادشاه پس از سفر اما چند رکورد شخصی باقی میماند و یک نزول محسوس تیمی و یک ویرانه. رونالدو، امسال باید الدترافورد را ترک میکرد. برای پردرآمدترین برند تاریخ فوتبال، صبر کردن برای بازی برابر لژیا گدانسک و اومونیا در تورنمنت درجه 2 و 3 اروپایی یک بی احتیاطی بزرگ است. برای کسی که هر پست او در اینستگرام بیش از 2 میلیون پاوند میارزد. برای پادشاه بی حرف و حدیث لیگ قهرمانان اروپا.
از طرفی تاد بولی مالک تازهوارد چلسی بدش نمیآید به رسم روزهای تیم داری در بیس بال ایالات متحده، با خرید کریستیانو سر و صدایی راه بیاندازد و چشم جنوبغرب لندن را به زرق و برق ستارهی بزرگ از شمال آمده روشن کند. انتقالی که البته رخ ندادن آن و در حقیقت جلوگیری از بروز تکرار فاجعهی لوکاکو، به عهدهی توماس توخل است!

از سویی دیگر سفر پیش فصل بانکوک و بازی برابر لیورپول آزمون بزرگ اریک تن هاخ است. چیزی شبیه مواجههی دیوید مویز با وین رونی در اولین تابستان. تن هاخ که برای پایان بدبختی 9 سالهی الدترافورد آمده، باید نخست مسالهی رونالدو را حل کند. او بهترین گلزن تیم است. اما آیا بدون او تیم من یونایتد گلهای بیشتری نمیزند؟ در واقع کریستیانو حالا به راه حل مشکلی تبدیل شده که مسبب آن خود اوست. موضوعی که لئو مسی به شکلی دیگر با آن مواجه است. مخفی ماندن او در این روزها از تیتر یک رسانهها، خبر از دورخیز بلند برای ماه نوامبر دارد. هدفی بلندتر از سقف آرزوی نقرهای رنگ مالکان پاریس در میان شنهای محل تولد ناصر الخلیفی. هدفی به رنگ طلای ناب جام جهانی و بعد از آن؟ چه اهمیتی دارد که سرنوشت پاریس و حتی ژاوی در بارسا و ... چه میشود...

در هر حال به نظر میرسد مسی و کریستیانو و البته اطرافیان طماع رسانهایشان، در روزهای ناگزیر افول دست از سفرها و میهمانیهای پر زرق و برق بر نخواهند داشت، میلی به ترک قصر خود را ندارند و شبیه پادشاهان عصر تودور به دنبل لذت بردن از یک مهمانی چند روزهی دیگر در خانهی لردها میگردند. درها را قفل کنید لردهای بیچاره!



