آهنگساز : همایون خرم

خوانندگان : محمدرضا شجریان(آواز) ، هایده(تصنیف)

شاعران : فرخی یزدی، بهادر یگانه

گوینده : فیروزه امیرمعز

 

 

گوینده :

( منزل مردم بيگانه چو شد خانه چشم آنقدر گريه نمودم كه خرابش كردم

شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع آتشی در دلش افكندم و آبش كردم

غرق خون بود و نميمرد ز حسرت فرهاد

غرق خون بود و نميمرد ز حسرت فرهاد خواندم افسانه شيرين و به خوابش كردم )

 

 

شجریان :

شب چو در بستم و مست از می نابش كردم ماه اگر حلقه به در كوفت جوابش كردم

منزل مردم بيگانه چو شد خانه چشم

آنقدر گريه نمودم

آنقدر گريه نمودم كه خرابش كردم

شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع آتشی در دلش افكندم و آبش كردم

غرق خون بود و نميمرد ز حسرت فرهاد خواندم افسانه شيرين و به خوابش كردم

دل كه خونابه غم بود و جگرگوشه درد بر سر آتش جور تو كبابش كردم

زندگی كردن من مردن تدريجی بود

آنچه جان كند تنم

آنچه جان كند تنم عمر حسابش كردم

 

 

گوینده :

(دل كه خونابه غم بود و جگرگوشه درد بر سر آتش جور تو كبابش كردم

زندگی كردن من مردن تدريجی بود آنچه جان كند تنم عمر حسابش كردم)

 

 

هایده :

ای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من اين سكوت مرا ناشنيده مگير

ای آشنا چشم دل بگشا حال من بنگر سوز و ساز دلم را نديده مگير

امشب كه تو در كنار منی غمگسار منی سايه ات سر من تا سپيده مگير

ای اشك من خيز و پرده مكش پيش چشم ترم وقت ديدن او راه ديده مگير

دل ديوانه من به غير از محبت گناهی ندارد خدا داند

شده چون مرغ طوفان كه جز بی پناهی پناهی ندارد خدا داند

منم آن ابر وحشی كه در هر بيابان به تلخی سرشكی بيفشاند

به جز اين اشك سوزان دل نااميدم گواهی ندارد خدا داند

ای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من اين سكوت مرا ناشنيده مگير

ای آشنا چشم دل بگشا حال من بنگر سوز و ساز دلم را نديده مگير

دلم گيرد هر زمان بهانه تو سرم دارد شور جاودانه تو

روی دل بود به سوی آستانه تو

چو آيد شب در ميان تيرگی ها گشايد پر روح من به شور و غوغا

رو كند چو مرغ وحشی سوی خانه تو

ای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من اين سكوت مرا ناشنيده مگير

ای آشنا چشم دل بگشا حال من بنگر سوز و ساز دلم را نديده مگير