میخوام یه چیز براتون تعریف کنم شاید براتون جالب باشه

مامان من یه پسردایی هاش که بسیار هم ثروتمند هم هست چند سالی هست دچار آلزایمر شده

از اون طرف داماد دایی مادرم که اونم وضع مالش بد نیست هم چند سالی هست دچار آلزایمر شده

شاید بگین به ما چه ولی اینش برام جالبه

پسر داییش اصلا به شرعیات دین علاقه نداشت حتی مامانم میگه هروقت رفته بوده مکه میگفته یعنی چی باید سر بتراشم و اینو ازش دقیق نپرسیدم و فکر کنم اصلا نتراشیده

حتی خودم اینو شاهد بودم وقتی برای فوت یکی از اقوام قبرستان بودیم وقتی فامیل میرفتن برای اموات فاتحه بخونن(که نمیدونم اصلا برای چیه)پسر داییش یه جا می ایستاد و میگفت بابا یه فاتحه بفرستین فوت کنین تا برسه به همه :)

 و چیزای دیگه که نمیشه گفت دیگه خودتون بلدین

ولی داماد داییش نماز و روزه هاش ترک نمیشد

حالا باز هم اینش جالبه پسرداییش چهار پسر و یه دختر داره پسر بزرگش مهندسه بعدیش ارتوپد که بعد از رفتن ترامپ و هموار شدن راهش رفت آمریکا چون زنش یه دوسالی بود اونجا بود و بعدیش کارخونه داره پسر کوچیکش که میلیاردی خرج بالا اورده و الان خودش رو قایم کرده ولی مادرش داره بدهی هاش رو صاف میکنه

داماد دایی مادرم دو پسر و دو دختر داره پسر بزرگش انبار داره و پسر کوچیکش هم انبار

پسر بزرگش رفت با یه بیوه زن ازدواج کرد و از خانواده تقریبا طرد شد البته تقریبا

حالا اینش جالبه وقتی میرسیم به پسر داییش همش میگن چون مذهبی نبود اینجوری شد و دچار آلزایمر شد و پسرش کلی بدهی بالا اورد و... ولی وقتی می رسیم به داماد داییش چیزی ندارن بگن میگن مقصر پسرش بوده!

 

چقدر تناقض و کم فکری