مجمع انتخاباتی فدراسیون فوتبال برای انتخاب رییس،  دو نایب رییس و نماینده باشگاه‌ها قرارست در هشتم شهریور سال جاری برگزار شود. تا به اینجا ثبت‌نام انجام و طبق اعلام رسانه ها، شش فرد شناخته شده برای ریاست فدراسیون نامزد شده‌اند؛ محمد آخوندی، علیرضا اسدی، مهدی تاج، میرشاد ماجدی، عزیزالله محمدی و امیررضا واعظی آشتیانی شش مردی هستند که احتمالا یکی از آن‌ها بعد از هشت شهریور، رییس فدراسیون فوتبال لقب می‌گیرد. البته احتمال دیگری هم وجود دارد که به هر دلیلی انتخابات لغو و به زمان دیگری موکول شود. برای گره‌گشایی از معمای پیچیده انتخابات فدراسیون فوتبال ایران و پاسخ به این سوال که چه کسی برنده این انتخابات می‌شود، ابتدا باید ترکیب مجمع را بررسی کنیم.

شمای کلی مجمع فدراسیون فوتبال:

مطابق اساسنامه فعلی فدراسیون، مجمع ۸۹ عضو دارای حق رای (هر عضو دارای یک حق رای) دارد اما در عمل چون تیم ملی فوتبال ساحلی بانوان تشکیل نشده و به تبع آن کاپیتان و مربی (دو عضو مجمع) ندارد، ۸۷ عضو در مجمع فدراسیون، رییس و اعضای هییت رییسه را انتخاب می‌کنند. با دقت در ترکیب این اعضا می‌توان آنان را در چهار گروه دسته‌بندی کرد: ۱- باشگاه‌ها (۳۹ رای) : ۳۸ باشگاه در مجمع فدراسیون عضو هستند که اگر رای نماینده اتحادیه باشگاه‌ها را به آن اضافه کنیم تعداد کل قدرت باشگاه‌ها به ۳۹ رای می‌رسد. ۲- بخش فوتبالی چهار فدراسیون (۴ رای) : بخش فوتبالی چهار فدراسیون دانش‌آموزی، دانشجویی، کارگری و نیروهای مسلح هر کدام یک عضو در مجمع دارند که در مجموع چهار رای، قدرت این بخش است. ۳- هییت‌های فوتبال استان‌ها (۳۲ رای) : هییت های تمامی ۳۱ استان در کنار هییت فوتبال کیش قدرت این گروه را به ۳۲ رای می‌رساند. ۴- مربی و داور و بازیکن (۱۲ رای) : مربی تیم های ملی بانوان و آقایان فوتبال، فوتسال و فوتبال ساحلی، کاپیتان این تیم‌های ملی در کنار دو داور آقا و خانم دارای بالاترین رتبه، عضو مجمع هستند که با ملاحظه عدم تشکیل تیم ملی فوتبال ساحلی بانوان تعداد آرای این گروه ۱۲ رای است.

«دولت گزینه جدی دارد یا ندارد؟» ؛ مسئله اینست! مهمترین عامل که در بررسی انتخابات فدارسیون فوتبال بسیار تعیین‌کننده ست، عزم دولت برای تعیین رییس فدراسیون است؛ اگر این عزم وجود داشته باشد، شرایط کاملا متفاوت است با شرایطی که این عزم وجود ندارد، لذا انتخابات هشتم شهریور را با این دو سناریو بررسی می‌کنیم:

الف- دولت گزینه جدی برای ریاست فدراسیون دارد:

در اینصورت و با بررسی سوابق نامزدهای شاخص، محمد آخوندی تنها کسی ست که می‌تواند گزینه وزارت ورزش که نه بلکه بسیار بالاتر از آن باشد؛ محمد آخوندی یکی از جدی ترین گزینه‌ها برای وزارت ورزش دولت سیزدهم در گمانه‌زنی‌های رسانه‌های نزدیک به دولت بود؛ خبرگزاری فارس او را یکی از سه گزینه جدی وزارت ورزش -که در بین آن‌ها نام حمید سجادی وزیر پیشنهادی هم دیده‌می‌شد- دانسته بود و از بین آن‌ها تنها از او به صورتی خاص تمجید کرده بود:

«محمد آخوندی: وی مدیرکل سابق سازمان تربیت بدنی، عضو هیات مدیره باشگاه های سایپا و پرسپولیس، معاون بنیاد احسان برکت و ... بوده است. وی در انتخابات اخیر شورای شهر تهران، با رای بالا و قاطعی وارد ساختمان خیابان بهشت شد. آخوندی را شخصی در طراز گفتمان انقلاب اسلامی و مدیری می دانند که می تواند ورزش کشور را از منجلاب کنونی نجات دهد. البته، حضور وی در شورای شهر به عنوان منتخب مردم، شاید منجر به این شود که در این لیست نماند.» (سه گزینه احتمالی دولت برای وزارت ورزش و جوانان، فارس)

در اینصورت بدلیل شرایط فعلی، باید از همینک آخوندی را رییس فدراسیون دانست چرا که احتمال رای‌آوری او بسیار بالاست؛ ۳۹ رای باشگاه‌ها که در ایران عمدتا دولتی ند یا تحت سیطره دولتند در کنار ۴ رای بخش فوتبالی چهار فدراسیون که آن‌ها نیز عملا در اختیار دولت یا حاکمیت قرار دارند، ۴۳ رای را ایجاد می‌کند، یعنی تنها یک رای دیگر برای پیروزی در انتخابات فدراسیون لازم است. اما دولت با وجود چنین موقعیتی در برخی انتخابات سال‌های قبل ناکام مانده، دلیل این امر این ست که فضای سلبی شدید علیه گزینه دولت شکل می‌گرفت، هییت‌های استانی بشکل هماهنگ از یک کاندیدا حمایت و سبد رایی‌شان به سمت او سرازیر میشد و مربیان و بازیکنان و داوران بین این دو به سمت گرینه مقابل دولت متمایل می‌شدند، در این بین چند باشگاهی که بیشتر خصوصی ند یا کوچکترند و کمتر تحت سیطره دولتند شکست گزینه دولت را قوی‌تر می‌کردند.

اما لااقل تا اینجا این انتخابات کمی متفاوت شده؛ باید گفت این تجربه‌های گذشته موجب شده، فضای رسانه‌ای و افکار عمومی کنترل شود و به سمتی دیگر رود؛ جو منفی شدیدی علیه تاج بدلیل پرونده ویلموتس وجود دارد و حتی با استدلال‌های عجیب، برخی او را بعنوان گزینه نهادهای خاص مطرح می‌شود و با استفاده از این هدف فریب، سعی می‌شود آخوندی در هاله‌ای از سکوت با کمترین فشار پروژه خود را تکمیل کند. تفاوت دیگر آنست که بنظر می‌رسد در این انتخابات هییت‌های استانی انسجام گذشته را از دست داده و بعید ست بین نامزدهای موجود بتوانند روی یک نامزد خاص اجماع کنند؛ برخی هییت‌ها به دلیل پرونده‌های مربوط به تیم‌های شهرشان، از ماجدی دلخوری جدی دارند، خاصه که برخی که هنوز متمایل به عزیزی خادم هستند ماجدی را در عزل او مقصر می‌دانند،  تاج نیز لااقل در فضای کنونی برای این‌کار فاصله بسیار زیادی دارد و گله‌های هییت‌ها از او در دوران ریاستش کم‌ نیست، عزل یکباره بهاروند که از نفوذ بالایی در هییت‌ها برخوردار بود، از ریاست سازمان لیگ توسط ماجدی نیز ابهام ها را بیشتر کرد. این شرایط فضایی را فراهم کرده که عزمی جدی برای متقاعد کردن برخی هییت های فوتبال استان‌ها و بهاروند برای متمایل شدن به سمت آخوندی ایجاد شود تا در کنار آرای باشگاه‌ها و فدراسیون‌ها با چند رای از برخی هییت‌ها، او با آرای به نسبت خوبی ریاست را تصاحب کند. در این پروژه که رگه‌هایی از آن را در برخی تحلیل‌های خبرگزاری فارس می‌توان دید، او فردی کم‌شانس برای پیروزی در انتخابات قلمداد می‌شود و سعی می‌شود هرگز پررنگ نشده تا فضایی سلبی علیه‌ش شکل نگیرد سپس با استفاده از آرای گفته شده، پیروز مثلا پیش‌بینی‌نشده و شگفتی در انتخابات لقب گیرد و دلیل آن تخصص و صداقت و دلزدگی از مسببین وضع موجود دربین اعضای مجمع تحلیل شود:

«مهدی تاج، میرشاد ماجدی و عزیز محمدی را می‌توان سه رقیب اصلی انتخابات 8 شهریور نامید...

به هر صورت نامزدهای ریاست فدراسیون فوتبال هر کدام تلاش می‌کنند تصویری موجه از خود به افکار عمومی ارایه کنند اما رفتار وگفتار متناقض برخی از نامزدها این مساله را بیش از گذشته عیان می‌کند که صراحت و صحت گفتار و کردار نامزدها می‌تواند برای اعضای مجمع مهم باشد و به همین دلیل است که بخش زیادی از مجمع عمومی فدراسیون فوتبال  همچنان چشم به دهان حیدر بهاروند رئیس سابق سازمان لیگ دارند. مدیری که شاید دوستش نداشته باشید اما نمی‌توانید در صحت کلامش شک کنید.

بخصوص اینکه او خود را قربانی چرخش 180 درجه‌ای یک دوست سابق می‌داند! بنابراین شاید 8 شهریور 1401 نقش مرد نامرئی که همان رئیس سابق سازمان لیگ فوتبال ایران است در انتخابات مهم‌تر از گذشته شود و ممکن است باردیگر از صندوق رای مجمع فدراسیون فوتبال نام نامزدی به عنوان رئیس آینده فوتبال بیرون بیاید که شاید کم شانس ترین نامزد بوده و باعث شگفتی شود.» (نقش مرد نامرئی در انتخابات 8 شهریور فدراسیون فوتبال/ راز برکناری «بهاروند» چه بود؟ فارس)

تنها در یک صورت امکان عدم توفیق محمد آخوندی بعنوان گزینه جدی حاکمیت وجود دارد، که در رسانه ها و افکار عمومی، گزینه دولت بودن او آشکار شود، و به تبع آن فشار جدی علیه او ایجاد شود، سپس هییت های استانی گزینه اجماعی در برابر او داشته باشند تا با رای دوازده مربی و بازیکن و داور به این گزینه، این آرا از آرای تحت سیطره دولت (باشگاه‌ها و بخش فوتبالی فدراسیون‌ها) پیشی بگیرد. فضایی که لااقل در شرایط فعلی اصلا دیده نمی‌شود.

اما بزرگترین چالش روبروی آخوندی که می‌تواند آزمونی برای درست با غلط بودن این سناریو‌ هم تلقی شود، رد یا تایید صلاحیت شدن اوست. به گفته رسانه ها او در کنار دو کاندید دیگر تاییدیه پنج عضو مجمع را نداشت. مطابق اساسنامه هر نامزد ریاست فدراسیون باید از پنج عضو مجمع تاییدیه داشته باشد. براساس اطلاعیه زمانبندی روند انتخابات که توسط کمیته بدوی مطابق اساسنامه تدوین و در سایت فدراسیون منتشر شده، این تاییدیه‌ها توسط اعضای مجمع باید از طریق سامانه سامع تا پایان وقت اداری (ساعت ۱۶) بیستم تیرماه ارسال می‌شد. هیچ زمان اضافی‌ای برای ارسال آن‌ها در اساسنامه و این اطلاعیه پیش‌بینی نشده‌است. فقط در این اطلاعیه زمان اضافی‌ای برای رفع نواقص مدارک نامزدها پیش‌بینی شده که صریحا اختصاص به مدارکی دارد که مطابق این اطلاعیه، خود نامزدها باید ارائه می‌کردند. بنابراین شامل این تاییدیه‌ها نیستند چون آن‌ها مدارکی  نبودند که نامزدها باید ارائه می‌‌دادند. در نتیجه در صورت عدم ارسال تاییدیه پنج عضو مجمع تا بیستم تیر برای هر نامزدی، او باید طبق مر قانون  رد صلاحیت شود و هیچ فرصت دیگری نباید درکار باشد. رییس کمیته بدوی انتخابات نیز در مصاحبه‌ای تلویحا این سحن را تایید کرد.

اما تحرکات رسانه‌ای قبل و بعد از مصاحبه رییس کمیته بدوی از جمله در خبرگزاری فارس و برخی رسانه‌های نزدیک به حاکمیت که با استدلال‌های عجیب این امر واضح را رد کردند، می‌تواند نشانه‌ای برای تایید این سناریو باشد؛ اگر محمد آخوندی تحت فشار وارده به کمیته بدوی یا استیناف انتخابات تایید صلاحیت شود، درست بودن این سناریو تقریبا قطعی می‌شود و از همینک او را باید رییس فدراسیون فوتبال ایران دانست. احتمال دیگر هم این ست که بدلیل نظارت ای‌اف‌سی و فیفا به این مراحل این امر ممکن نباشد و به دلایل مختلف کلیت انتخابات لغو و به زمان دیگری موکول شود تا در آن زمان آخوندی با تدارک بهتری خود را آماده انتخابات کند. شاید این هم مقدرور نشود یا این دو کمیته از خود مقاومت نشان دهند، در این حالت اگر دولت حتی به سمت گزینه‌ای مثل عزیزالله محمدی چرخش کرد جای تعجب ندارد.

اگر این سناریو درست باشد، باید عزل موقت شهاب‌الدین عزیزی خادم توسط اعضای هییت رییسه  و سپس حکم محرومیت او توسط کمیته اخلاق را نیز در این راستا تحلیل کرد تا شرایط برای ریاست این گرینه «در تراز  انقلاب اسلامی» فراهم شده‌باشد؛ گویی برای او فدراسیون فوتبال جذاب تر بوده و او بین آن و وزرات ورزش، فدراسیون را برگزیده است.

 

ب- دولت گزینه جدی برای ریاست فدراسیون ندارد:

در این حالت باید فرض کرد، محمد آخوندی بصورت شخصی و بدلیل علاقه یا دیده‌شدن در دقیقه نود در انتخابات شرکت کرده و احتمالا چون نتوانسته پنج تاییدیه لازم از اعضای مجمع را داشته باشد، رد صلاحیت می‌شود و فشار خاصی هم برای گنجاندن او در لیست نامزدها وجود نخواهد داشت.

در این سناریو رقابت بین تاج و ماجدی و‌ عزیزمحمدی خواهد بود. اینکه آیا هییت های استانی از شخص  خاصی حمایت خواهند کرد، آیا بهاروند از نفوذ گذشته خود در این سبد رایی برخوردارست و در اینصورت آیا او از گزینه خاصی حمایت می‌کند تعیین‌کننده خواهد بود. تاج فقط در صورتی می‌تواند پیروز این نبرد باشد، که حمایت معنادار این بخش را داشته  باشد، زیرا با توجه به فشار رسانه ای شدید علیه تاج بعید ست که ۱۲ رای مربی و بازیکن و داور به سمت او بیاید، بنابراین تنها باید بتواند نامزد اجماعی هییت‌های استانی باشد و امیدوار باشد با توجه به برنامه و سخنانش برخی از مدیران باشگاه‌ها به سمت او متمایل شوند وگرنه امکان پیروزی تاج بسیار ضعیف خواهد بود و ماجدی را باید پیروز انتخابات دانست. البته عزیزمحمدی هم شانس کمی ندارد، حضور فتح‌الله زاده کنار او احتمال رفتن بازیکنان و... بسمت او را ممکن میکند، احتمال رفتن رای برخی هییت ها و باشگاه ها به سمت او است. در این سناریو همه چیز پیش‌بینی‌ناپذیر می‌شود و تاثیر روز انتخابات و حرف ها و لابی‌های شخصی در آن زیاد میشود.

البته امکان رد صلاحیت تاج نیز به دلایل مختلف خاصه بازنشستگی وجود دارد، چه اینکه در انتخابات قبل بهاروند به این دلیل رد صلاحیت شده بود و کامرانی‌فر سرپرست دبیرکلی فدراسیون نیز تایید کرده‌بود که بازنشستگان نمی‌توانند رییس و خزانه‌دار فدراسیون بشوند، این خطر برای عزیزالله محمدی نیز وجود دارد مگر این نامزدها بتوانند مجوز خاصی دریافت کنند یا کمیته‌های بدوی و استیناف انتخابات فدراسیون به این امر که در اساسنامه فدراسیون نیامده توجهی نکنند.

نتیجه‌گیری: بنظر می‌رسد برعکس گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای فعلی، محمد آخوندی شانس اول تصاحب عنوان ریاست فدراسیون است؛ اگر او به عنوان یکی از نامزدهای این پست تایید صلاحیت شد تا حد زیادی می‌توان مطمئن شد او گزینه جدی بسیار بالاتر از وزارت ورزش  است و به گونه ای برای این پست انتصاب شده است و از همین حالا او را باید رییس فدراسیون دانست. دراینصورت فقط درصد بسیار  کمی وجود دارد که او موفق به پیروزی در انتخابات هشتم شهریور نشود که تمام آرای هییت های استانی و مربی و بازیکنان و داوران به سمت گزینه مقابل او سرازیر شود، و این نیاز به ایجاد جوی منفی علیه او دارد که آشکار شود گزینه جدی دولت است.

اما اگر آخوندی تایید صلاحیت نشود همه چیزغیرقایل پیش‌بینی و به حوادث روز انتخابات گره خواهد خورد ولی احتمال پیروزی ماجدی بیشتر از تاج خواهد بود. گرچه عزیزمحمدی هم احتمال پیروزی خواهد داشت.