سخنی از یک هوادار شیاطین ♥
۳۰۸ بازدیدچهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۳ - ۱۵:۰۷
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
وقتی بچه بودم هر وقت سر الکس رو روی نیمکت میدیدم تنم به لرزه در میومد…اون موقعها وقتی میگفتن ۱۰ سال و اندی داره در یونایتد مربیگری میکنه خیلی تعجب کردم حقیقتش می ترسیدم که خداحافظی کنه یا از باشگاه بره…بعد از اینکه خبرش بیرون اومد که میخواد خداحافظی کنه واقعا خیلی شرایط بد و نگران کننده ای بود و حتی روی نتایج تیم هم تاثیر گذاشته بود…اما خوشبختانه خبر انصراف از بازنشستگیش مثل یک انگیزه مضاعف بود…وقتی یاد سر الکس می افتم ناخودآگاه گریه می کنم …واقعا نمیتونم با کلمات احساسم رو به سر الکس فرگوسن وصف کنم…عجیب ترین حرکتی که از فرگی دیدم تعظیمهای پیاپی در مقابل تماشاگران هست یکی نیست بهش بگه مرد تو ما رو به اینجا رسوندی تو بودی که ما رو از میانه جدول کندی به رده های اول چسبوندی اگه هممون جلوت تعظیم کنیم نمیتونیم کوچکترین زحماتی که برامون کشیدی رو جبران کنیم…تو بودی که به خاطر ما تو سن ۷۰ سالگی بامداد از خواب پا میشدی و سرمای کارینگتون رو به جونت میخریدی…تو بودی که ما رو همیشه جلوی دشمنهامون سرافراز میکردی…تو بودی که لیورپول لعنتی رو به زیر کشیدی…دلم برای شادیهای کودکانت تنگ شده خصوصا اون خوشحالی های خاصت بعد از گرفتن جامها…اما کاری هم از دستم بند نمیاد…زمان دست من نیست که به عقب برگردم و لذت شیرین یونایتد زمان تو رو بکشم…
فوتبال با سرالکس یعنی”تلاش و عدم نا امیدی تا آخرین دقیقه, امید داشتن به کور سوی امیدها, جشن گرفتن بردهای بزرگ در کنار هم, انتظار برای بازیهای بزرگ, بالا و بالا و بالا رفتن تا رسیدن به کمال, تلاش برای رسیدن به گلهای بیشتر, بردهای پیاپی که مثل زنجیر شدن, تئاتر رویاها که پر از لذت و عشق هست, هفتهای مقدس از موسیو کانتونا تا بکهام هنرمند و رونالدوی بی رحم, سربازهایی مثل کلاس ۹۲ که حاضرا جونشون رو برای موفقیت منچستر بذارن وسط و …..”
چیزی نمیتونم بگم اما بدون شک به عنوان هواداری که روز و شب به امید موفقیت یونایتد هست خیلی به سرالکس فرگوسن مدیونم چون بهترین شادیها و عشق و هیجانات زندگیمو بهم هدیه داده بود…چرخه زمونه میچرخه اما پیروزیهای فرگوسن با چرخ زمونه نچرخید و روز به روز موندگارتر شد…با حرف کینگ اریک موافقم واقعا دیگه هیچ مادری همچین انسان کاملی رو به دنیا نمیاره…هر چی ثانیه ای به ثانیه عمرم اضافه میشه بیشتر به عظمت و کبیری فرگی پی میبرم…هر وقت یاد دوران فرگی می افتم ناخودآگاه بغض میکنم بغضی که خالی نمیشه…حسرتی که بابت خداحافظی این بزرگ مرد تموم نمیشه… ببخشید که ناراحتتون کردم اما خواستم درد دل کنم که یک خورده نارحتیم کم بشه…
” زبونم عاجز هست از بیان کمالات تو اما تو بهترین الگو برای تمام جنبه های زندگی من هستی و خواهد بود…امیدوارم از زندگی بازنشستگیت در کنار همسر و فرزندان و نوه هات بیشتر لذت ببری”


