[بازی افتتاحیه فصل

یک، دو، سه... یکصد و بیست و سومین فصل فوتبال باشگاهی انگلستان آغاز شد. و سی امین فصل چرخش توپ در ازای کیسه‌های طلا در لیگ پر زرق و برق برتر. فصل اعداد، فصل ارقام فصل سفر به صحرای دوحه به جای زمینهای بارانی در زمستان، و... فصل طغیان آن کتاب 666 صفحه‌ای شیطانی...

دیگر چیزی در اختیار ما نیست... اولین برف نوامبر می‌بارد، آتش شومینه را زیاد میکنی، دفترچه، جدول بازیها، آماده‌ی بازیهای پشت سر هم، شنبه و یکشنبه، یکی دو دربی در لندن، وسط هفته، غولهای شمالی، جمعه‌های تازه از راه رسیده، بازی میدلندیها ، تماشای سر خوردن در زمین گل آلود، تماشای کشیده شدن خط زانوها روی برف، تماشای بلند شدن قطرات باران از تیر دروازه، آه بازیکنان با بلند شدن بخار از دهان بازیکنان.... هیچکدام... هیچکدام را نخواهی دید... 

 

هفت سال قبل وقتی حواست نبود آن پیرمرد خپل طاس دست در دست مردان دشداشه پوش جام زرین جهانی را جایی در شنهای سواحل اطراف دوحه دفن کرد... تابستان، زمستان... جولای، نوامبر، جام جهانی، لیگ برتر. پس از روزهای کووید، به عجیبترینها عادت کرده ایم.... به چیزهایی که در دست ما نیست... به پروتکل‌ها... 

شبیه یک کتاب شیطانی علیه کتاب مقدس است. دفترچه‌ی راهنمای 666 صفحه‌ای لیگ برتر 2022/23. به فصل هایش نگاه کن. دستورالعملها. 15 قانون درباره‌ی نورافکن ورزشگاه‌ها! حداقل و حداکثر میزان نور چراغها. تعداد دقیق کسانی که اجازه‌ی نشستن در باکس مطبوعاتی را دارند. 50 نفر در لیگ برتر. 40 نفر در چمپیونشیپ. جایگاه کارشناسان تلویزیونی حداقل باید 3 متر عرض و یک متر طول داشته باشد. تامین کنندگان لباس، باید مطابق قوانین قیمت‌ها را تعیین کنند.

بوروکراسی، شبیه خانه‌های منظم پیش ساخته‌، شهر مقدس کوچک ما را بلعیده. زمین‌های کم نور با هزار سایه در شبهای ابری الدترافورد را. عکاسان درازکشیده تا کنار تیر دروازه‌ی آنفیلد را. گزارشگران پالتوپوش ایستاده وسط زمین چمن یخ زده ی هایبری. لباسهای سفیدرنگ ارزان‌قیمت دستفروش های دوره گرد اطراف الندرود.... 

همه چیز در عین انبساط و غول آسا شدن، منقبض شده. جزئیات از هر سو در اطراف استادیومهاست. من سیتی، تغذیه کننده‌ی ترکیب نیمی از تیمهای مدعی جام جهانیست و در ناتینگهام فارست، به جز سه نفر بقیه در اطراف جنگل شروود به استراحت خواهند پرداخت. بورنموث و فارست و فولام برای باقی ماندن در لیگ میلیونها پاوند خرج کرده‌اند.

خطر، در بیخ گوش اورتون است و طرفداران بیش از 15 تیم لیگ لمپارد را اولین مربی اخراجی انتخاب کرده‌اند.

در الندرود پولهای فروش دو ستاره، فیلیپس و رافینیا خرج ساخت تیمی از جوانانی شده که انگار فقط جسی مارش آنها را می‌شناسد! نیوکاسل، مرموزانه تابستان آرامی را گذرانده و آن بالا.... همه چیز شبیه صندوقهای اسرار آمیز شده.... 

آیا هالند انسان است یا یک ماشین؟ 

آیا داروین نونیز، همان حلقه‌ی تکامل داروینی ست؟ 

آیا ژسوس، همان عیسی مسیح با 20 گل در یک فصل است؟ 

آیا همه چیز در تاتنهام واقعی است؟ 

آیا چرخش توپ در مکتب آژاکس با کریستیانو رونالدو در جلوی زمین سازگاری دارد؟ 

و... اصلا چلسی دقیقا بدون آبراموویچ چیست؟ 

امسال رای به قهرمانی من سیتی است اگر، 16 مسافر صحرا، در باکسینگ دی به سلامت بازگردند. و رقابت قهرمانی بازهم میان من سیتی و لیورپول، اگر تاتنهام با مثلث کین، سون و ریچارلیسن به تاج و تخت آنها هجوم نیاورد، و.... اگر... و.... اگر....

"اگر" ها هنوز هم سدی هرچند شکننده در برابر هجوم نظم پولادین هستند. اکسیر جاودانه‌ی لیگ برتر، اکسیر جاودانگی  فوتبال... بله بگذار هرج و مرج حاکم شود، حتی با وجود قوانین آن کتابچه 666 صفحه ای