۱۴ مرداد سالروز انقلاب مشروطه ملّت ایران گرامی باد? ایران با انقلاب مشروطیت از عصر استبداد قاجاری، قرون وسطی خارج و در آستانه تجدد ایستاد. آمال مشروطه عدالت و تاسیس دولت ملّی مقتدری بود که بتواند حکومت قانون، امنیت، برابری افراد ملّت و اقتدار و آبادانی کشور را به ارمغان بیاورد.
ستارخان، سردار ملّی
مرحوم مظفرالدین شاه، در چهارم جمادی الاخر سال ۱۳۲۴ ه. ق. (۱۳امرداد ۱۲۸۵ خورشیدی) فرمان مشروطیت را صادر کرد و ملیون نشاط و امیدواری پیدا نمودند و اولین مجلس ملی انعقاد یافت و مردم با دلگرمی منتظر نتایج اصول جدید حکومت گردیدند. الحق انتظار آنان کمی سادهدلانه و مبالغهآمیز بود. ولی افسوس جهل و فساد و نفاق و دستهبندی، چه از ناحیه ملتیان و چه دولتیان، برخلاف امید توقع عامه اوضاع را دگرگون ساخت و مردم از لشکری و کشوری و روحانی و غیره دوتیره شدند و درین بین محمدعلی شاه، درین غوغای عمومی برای تحکیم موقع خود و خواباندن فتنه با وعده و وعید و تشویق و تهدید، ماهها با مجلس شورا و سران ملت و علما و اعیان مملکت در مباحثه و گفتگو بود ولی بیآرامی و اختلاف و سوء ظن و تحریک از طرفین با این اقدامات مرتفع نمیشد. به خصوص که دولت تزاری روسیه با مداخلههای علنی بر ضد نهضت مشروطهٔ ایران، مدام در تحریکات میکوشید. در خلال این مدت، آذربایجان کانون اصلی انقلابات واقع شده و دستههای ملی و دولتی و طرفداران مشروطه و استبداد، به جان هم افتاده بودند و انجمن ملی تبریز و سران مشروطه شبان و روزان در شور و مذاکره و اقدام برای حفظ امنیت از طرفی و نگهداری مشروطیت از طرف دیگر، صرف مساعی میگشت. تا این که قضا کار خود را ساخت و روز سهشنبه ۲تیر ماه ۱۲۸۷یا ۲۳جمادیالاولی ۱۳۲۶ (۲۳ ژوئن ۱۹۰۸)، محمدعلیشاه عملا اقدام به جلوگیری از اقدامات مجاهدین نمود و مجلس ملی را بمباران کرد و مجاهدین و طرفداران مشروطه، در همه جای کشور متواری شدند و یکباره مصیبتی عظیم و یاس بزرگ به عموم آزادیخواهان و وطنپرستان ایران روی آورد و چنان چه میدانیم، عدهای از رهبران نامی ملیون در طهران کشته گردید و فاتحهٔ اولین مجلس شورای ایران خوانده و درهای امید به روی مردم بسته شده و اوضاع برگشت و سیاست روسیه در ایران فیروز گردید. در این موقع بود که ستارهٔ امیدی، از افق آذربایجان طلوع کرد. یعنی آخرین شرارهٔ خروش ملی با وجود خطر بسیار نزدیک خاموشی، به طرز معجزهآسا، از نو درخشیدن گرفت و نور آن فزونی یافت تا وقتی که آفاق ایران را که زیر ظلمت استبداد رفته بود، آهسته آهسته روشن کرد. این شراره، اول در مردمک چشمهای تیز درخشان و خشمگین یکی از فرزندان رشید کوهستانی آذربایجان، یعنی ستارخان سردار ملی تابیدن گرفت. در آغاز امر مشروطه خواهی به فاصلهٔ کمی بعد از اجتماع و بستنشینی بازرگانان طهران و مهاجرت روحانیان به قم، آذربایجان هم قیام کرد و به نهضت ملی پیوست و رهبران انقلاب با نطقهای آتشین مردم را به بیداری خواندند. تمام شهر تبریز به جنب و جوش افتاد. علما و بازرگانان و اصناف و کارگران و شاگردان مدارس، جمله صفها کشیدند و جمع آمدند و با شور غریب، تغییر رژیم استبدادی را خواستار شدند. تعلیمات اولین رهبران آزادی آذربایجان، مانند سید حسن تقیزاده و سید حسن خان عدالت و میرزا محمد علیخان تربیت و شریفزاده و طالبزاده (طالبوف) و امثال آنان و نوشتههای اشخاصی مانند حاج زینالعابدین مراغهای و ملکم خان و مطالب روزنامههایی مانند روزنامه پرورش و اختر و قانون و حبلالمتین و نظایر آن و افکار پختهٔ روحانیون بزرگ، مانند مرحوم شهید میرزا علی ثقهالاسلام که در عاشورای محرم ۱۳۳۰هجری قمری [به دست روسیان در تبریز، به دار آویخته شد[، از هوشمندان فداکار آذربایجان ] را [ برانگیخت و ناطقین پر شور، مانند میرزا حسن واعظ و میرزا جواد ناطق و میرزا علی ویجویهای و میرکریم بزاز و شیخ سلیم و دیگران، احساسات مردم تبریز را به هیجان آورد و یک سال از صدور فرمان مشروطیت نگذشت که خیابانهای تبریز پر از صفوف مجاهدین مسلح گردید و انجمن ایالتی آذربایجان مرکب از نخبهٔ رجال مشروطه، نظیر نوبری و بادامچی و حسینی و گنجهای و کوزه کنانی و شیخ سلیم و معتمدالتجار و علی مسیو و امثال آنان تشکیل شد و توجه مردم به سوی سبک زندگی سیاسی نوین معطوف گشت و امیدها در دلهای جوانان بوجود آمد و همه (گاهی هم با انتظارت بیش از اندازه) چشم به آینده نزدیک دوختند و در آرزوی آزادی و آبادی ایران، گوش هوش به جریان حوادث فرا داشتند و مجاهدین در انتظار مبارزه با حوادث، کمر همت بستند. یکی از دلاورترین این مجاهدین، ستارخان بود که مردم بوجود او و امثال او میبالیدند و هوسها در دل میپروراندند. غافل از این که راه اصلاحات راه پر پیچ و خمی است و زمان طولانی و کار و کوشش لازم دارد وبیخبر از این که دست تقدیر، به دستهای خیانتگری هم در پشت پرده فرصت داد که بر ضد آزادیخواهان نهانی صف بندی کنند. ...
?شادروان دکتر صادق رضازاده شفق


