به فکر شما رسیده است؟ تصورش کردید؟ یا مثل اکثر آدمها ، گذاشته اید بخش قوه تخیل ذهن، رویش گرد و خاک بنشیند! نکند تخیلتان مثل مخروبه ای ترسناک شده که جن و ارواح در آن جولان میدهند ..جرعت رفتن به آن قسمت را ندارید؟ .... اگر بخش بالا را خوانده باشید برایتان سوال پیش می آید که خب حرفِ حسابت چیست زنِ حسابی؟! ... چشمانتان را تنگ کرده اید؟ میتوانم بگویم یکی ابروهایش را بالا داده است و چشمانش را گرد کرده، به جایی تکیه داده ، این متن را میخواند، دیگری سرسری و تند تند میخواند تا به پایان برساند ، حتی اول صفحه را کامل بالا و پایین میکند تا ببیند متن چقدر است...وای تصورتان کردم!...یک تصور کلی و نه جزئی ...خب حرفم را میزنم آنقدر در دلتان نگویید (پس بنال) .... میخواهم بدانم هیچ دلتان خواسته از جایی که نشسته اید ، جایی که در آن زندگی میکنید، بلند شوید و با سر در گوشی هایتان فرو روید؟ ... پرده ای قرمز را پس بزنید و به صفحه ای که سرچ کرده اید وارد شوید...میدانم اولین صفحه ای که سرچ میکنید چیست! نه منظورم به طور جزئی تری است...مثلا میتوانید عکس آووکادویی را سرچ کنید و مزه آن را در دهانتان حس کنید گویی آن را قورت داده اید ...یا در صفحه چت با پارتنرتان ، دستتان را سوی او دراز کنید و موهایش را نوازش کنید...حسِ لذت از نوازش...لب ساحل آفتاب بگیرید...(قبلش حتما فیلتر شکنتان را روشن کنید) خلاصه فقط میتوانید احساس آن صفحه را ، طوری درک کنید که انگار واقعی ترین شکل ممکن را تجربه میکنید ، چیز هایی که در دنیای محیطی ، تجربه اش عمر نوح میخواهد و گنج قارون ...
...
اما باید برگردید ، چون آن سوی واقعیت منتظرتان هستند مگر نه؟ ... این افکارِ ناشدنی ، برای افرادی هیجان انگیز است که هیچوقت امکان دستیابی به آرزوهایشان را ندارند...و باید این آمال را با خود به گور ببرند... در حالی که قشر معدودی به عینه در واقعیت لمس و تجربه میکنند... .... میگوند ادمها در مجازی حرف و عملشان یکسان نیست... خود را خوشبخت تر نشان میدهند ...با خود میگویند گورِ پدرِ نیمه تاریکِ وجود... نیمه پر لیوان را عشق است? ...
من معتقدم شصت در صدِ افراد در مجازی ، راحت تر از مشکلات و مسایل زندگیشان حرف میزنند...از درگیری های ذهنی گرفته تا بدشانسی های روزمره شان... ...
شما نیمه تاریک وجود دارید؟ آنرا در مجازی پنهان میکنید؟ ...
خوش به حالتان اگر ذوزنقه ای باشید که یک نیمه اش تاریک باشد ، من تاریکی ای هستم با یک نقطه وجود ...در آن نقطه روشن خود را مچاله کرده ام ، دور تا دور سیاهی است...
...
اطراف شما چه رنگی است؟ مرا میگویند تو یک فلسفه باف بی درد رنجی!!! ...شما چه؟ یک مثبت اندیش رنج دیده؟ باشد شما مثبت اندیشی ، خود ساخته، مستقل ، موفق ...چشمانتان خوبی هارا میبیند؟ چون اطرفتان غرق در ایده آل هاست جانِ دل ...اما بهتر است به هیچ انگاران بگویید واقع بین ! حتی میتوانید سرچ کنید احساسِ بدبختی تا به طوری دقیق و با همان شدت و میزان فشارش به شما منتقل شود..ا
... ✍️ از هم گسیخته



