در آستانه مسابقات والیبال قهرمانی جهان، اظهارات سیدمحمد موسوی چالشهایی را بر سر راه کادرفنی تیم ملی ایران و فدراسیون گذاشت.
به گزارش طرفداری؛ پس از موضعگیریهای محمدرضا داورزنی و سیدمیلاد تقوی، رئیس و دبیرکل فدراسیون والیبال ایران علیه سیدمحمد موسوی، مدافع سرعتیزن تیم ملی والیبال بود که بالاخره صدای این ستاره سابق تیم ملی در آمد و وی طی پستی اینستاگرامی در صفحه شخصیاش به اظهارنظر درباره برخی مسائل در تیم ملی پرداخت. موسوی که با دعوت بهروز عطایی، سرمربی تیم ملی برای حضور در مسابقات قهرمانی جهان و برعهدهگیری مسئولیت کاپیتانی سروقامتان ایرانی در اسلوونی و لهستان به اردو فراخوانده شده بود، در واپسین جلسه تمرینی تیم ملی اظهاراتی پرحاشیه داشت و با خداحافظیاش از اردوی تیم، عملاً وضعیتی بحرانی را پیش روی فدراسیون و مجموعه تیم ملی گذاشت. تعجب دبیرکل فدراسیون که با گلایه از موسوی هم همراه شده بود از یک سو و نادیدهانگاری مسئله توسط رئیس فدراسیون با استفاده از عبارت کلیدی «تیم ملی بزرگتر از رؤسای فدراسیونها، مربیان و بازیکنهاست»، تا حد زیادی در واکنش دوم سیدمحمد موسوی نقش داشت و این ستاره باتجربه مدعی شد که میدانستم در صورت بیان حقایق، مرا تخریب میکنند! اگرچه صحبتهای شماره ۶ سابق تیم ملی با تأیید کاپیتان میلاد عبادیپور هم همراه بود و این ۲ نماینده بازیکنان از شرایط آمادهسازی اردویی و همینطور پاداشها گلایه داشتند اما شاید حرف تقریباً درست موسوی با اقدامی اشتباه و عملی نادرست همراه شد تا هم افشاگریهای او زیرسؤال برود و هم جایی در تیم ملی نداشته باشد. قطعاً شرایط در تیم ملی والیبال هم همانند سایر تیمهای ملی رشتههای المپیکی مساعد نیست اما این مسائل تاکنون رسانهای نشده بود و کمتر کسی میدانست که درون تیم به اندازه نمایی که از بیرون دیده میشود منسجم و زیبا نیست؛ مسئلهای که افشای آن در آستانه رقابتهای حساس و مهم قهرمانی جهان شرایط را برای والیبال ایران بسیار استراتژیک کرده. فدراسیون والیبال هم بهطور حتم در قصورهایی که موسوی و عبادیپور گفتهاند، ایرادهایی داشته اما نباید این موضوع را فراموش کرد که چانه ورزش کشور با نوسانات ارزی اخیر، کوچکتر از همیشه شده و حالا کار به جایی رسیده که امثال فدراسیونهای بسکتبال و وزنهبرداری حسرت امکانات والیبالیستهای ایرانی را میکشند. نکته دیگر این است که قطعاً موسوی شرایط تیم ملی را به واسطه حضور بیش از یک دههای در اردوها بهتر از هر کسی میدانست؛ اگر قرار به انصراف بوده و از اول دلش با تیم ملی نبوده که بخواهد با درخواست مادرش به اردو بیاید، اصلاً چرا آمده و تیم ملی را وارد بحران کرده؟! همه میدانند که در فاصله چند هفته به مسابقات قهرمانی جهان، وقتی برای شقالقمر نیست. شاید بهتر بود سیدمحمد باتجربه و باکیفیت برای احترام به شأن و قداست پیراهن تیم ملی هم که شده، با عطایی صحبت میکرد و به عنوان مهمان برای مدتی در تمرینات حاضر میشد تا هم شرایط را ببیند و درست بسنجد و هم در صورت تصمیمش برای جدایی از تیم، بحران و مشکلی گریبان والیبال ایران در آستانه یک پیکار به غایت مهم را نگیرد. اگر چه کار موسوی در عمل حرفهای نبوده اما به این مورد هم باید اشاره داشت که چرا شرایطی در فدراسیون پدید آمده که پاداشی اندک در اختیار ملیپوشان که کار مهمی را در لیگ ملتها رقم زدهاند، قرار بگیرد و یا پس از سالها استخوان خرد کردن هنوز فدراسیونیها درگیر مسائل تدارکاتی نظیر پزشک و مکملهای ورزشی باشند. با این حال از آن جا که نسل موسویها از تیم ملی رفته و دیگر خبری از آن تیم باارزش نیست، شاید موسوی روغن ریخته را به این ترتیب نذر امامزاده کرده تا لااقل پس از مدتها تکصدایی و بیطنینی صدای مخالف، یک فرد باسابقه علیه فدراسیون و شخص رئیس به شکل تلویحی صحبت کند؛ چرا که او ترسی از سوخته شدن هم نداشت. در این بین نباید از صحبتهای بهنام محمودی، ملیپوش اسبق تیم ملی والیبال هم به سادگی عبور کرد که گفت: موسوی باید در صحبتهایش پختهتر عمل میکرد. من که مشکل شخصی با داورزنی ندارم و با او تنها اختلاف نظر دارم. همیشه قدردان زحماتش بودم و از او چیزهای زیادی هم یاد گرفتم؛ اما باید افراد والیبالی بیشتری در کنارش باشند. در نهایت نمیتوان از این حقیقت گذشت که حتی حرفهای درست و نقدهای سیدمحمد موسوی به ایجاد یک چالش و بحران بزرگ در اردوی تیم ملی تبدیل شده که هر آن با تبدیل شدن به یک سونامی، مسیر سختی را پیش روی کادرفنی ایرانی این تیم در مسیر رقابتهای قهرمانی جهان خواهد گذاشت.


