برای مشاهده قسمت های قبلی اینجا کلیک کنید
قطعه نهم
این ترک گفتگویی میان موهای نگار و قیچی است.
به پایان راه نزدیک شده ایم...
موی نگار خطاب به قیچی میگوید هر دو ما در اسارت هستیم و اختیاری از خودمان نداریم. ما قدرت تصمیم گیری برای خودمان را نداریم و هر چیز که تقدیر برای ما رقم بزند میپذیریم. مو از قیچی میخواهد که به او دل نبندد زیرا او اختیاری از خودش ندارد و هر چه برایش بخواهند او باید قبول کند. مو به قیچی میگوید اگر بخواهد دست از کوتاه کردن بکشد و اعتراض کند، کنار گذاشته خواهد شد.
مو میگوید آزادی چه بی تضمین است. اگر مو در زیر تل باشد امنیت دارد ولی آزادی نه. اما همینکه از زیر تل بیرون بیاید دیگر امنیتی وجود نخواهد داشت. اما آزاد است. آزادی ای بی تضمین که هر لحظه امکان دارد به او حمله شود. افرادی زندانبان افرادی دیگر هستند اما خود آن افراد، زندانی کسانی دیگر هستند که آنها هم زندانی اند.
مو خطاب به قیچی میگوید در این آرامش الکی زیر مورفین تل چروکیدم که به ترک مورفین و آرامش ساختگی زیر تل اشاره دارد. اما قیچی هم نمیخواهد که قیچی باشد و از بریدن خسته است ولی او هم اختیاری از خودش ندارد و محکوم به جبر است. مو و قیچی هر دو در اسارت اند و هر دو به این ماجرا خو گرفته اند. مو باید بتواند بی خیال ریشه اش بشود که آزاد باشد.
من و تو طبیعتمان مخالف هم است. قرار ما آنجا است که هیچ طبیعتی وجود ندارد.
ادامه دارد...
کاری از حزب استادان



