برای مشاهده قسمت های قبلی اینجا کلیک کنید
قطعه دهم
| پاک |
|---|
نگار آمادهی رزم است.
او میخواهد در دفاع از رپ بجنگد.
نگار میگوید:« شاید ظاهر رپ زشت و کج و معوج باشد ولی خوانا است و ما باید به محتوای آن توجه کنیم نه ظاهرش. شما نمیتوانید جریان من را از بین ببرید. نمیتوانید من را خاک کنید. من در قاب های شما محدود نمیشوم. من از قبل میدانستم شما میخواهید من را زمین بزنید برای همین کفشانم را دستم کردم. من با جرئت زین اسبم را سفت کردم و آماده جنگ شدم.»
نگار خطاب به خواننده های مبتذل و بی محتوای این جامعه میگوید:«شما در تولید چیزهای بی ارزش موفق اید» و برای این حرفش مثالی میآورد:« چیزهای سنگین و پر بار هیچوقت سریع پیش نمیروند. شماها سبک اید.» و در نهایت به زیاد شدن افراد این قشر اشاره میکند و از آنها میخواهد دور صدای صدایشان کا*دوم بکشند.
نگار ادامه میدهد:« عدالت میان ما از بین رفته است ولی این من هستم که جاودان خواهم شد. من با شما هیچ همکاری ای ندارم و به دنبال تغییر دادن هستم، با جریان رپ. شما ها همیشه در حال نقش بازی کردن هستید و دوستی هایتان مانند دوستی روس*پی ها تظاهری است. شما به همه چیز از منظر اقتصادی نگاه میکنید. شما نطفه جهل هستید و اگر من میتوانستم، همه شما را سقط میکردم. شما ها نمیخوانید، استفراغ می کنید و این را به مخاطبانتان تقدیم می کنید. افرادی بی بنیه، بی اندیشه، بی مصرف و منحرف هستید. شما مانند خودکارهای بیجوهر هستید که اگر شما را در دفتر تاریخ بکشیم نه تنها اثری از شما نمیماند بلکه باعث سوراخ شدن دفتر میشوید. و من مانند شماها این باور های اشتباه را انجام نمیدهم.»
من مانند شما نیستم.
ادامه دارد...
حزب استادان



