می‌بینم آن شکفتنِ شادی را پروازِ بلند آدمیزادی را آن جشنِ بزرگ روز آزادی را. کیوان خندان به سایه می‌گوید: دیدی؟ به تو می‌گفتم! آری. تو همیشه راست می‌گفتی. می‌بینم. می‌بینم.