در روز دوشنبه 27 فوریه 2012، ویکی لیکس شروع به انتشار فایل های اطلاعات جهانی ، بیش از پنج میلیون ایمیل از شرکت "اطلاعات جهانی" استراتفور، مقر تگزاس کرد. تاریخچه این ایمیل‌ها بین جولای 2004 تا اواخر دسامبر 2011 است. آنها عملکرد داخلی یک شرکت را نشان می‌دهند که به عنوان یک ناشر اطلاعاتی ظاهر می‌شود، اما خدمات اطلاعاتی محرمانه‌ای را به شرکت‌های بزرگ، مانند شرکت شیمیایی داو، لاکهید مارتین، نورثروپ گرومن ارائه می‌کند. ، Raytheon و سازمان های دولتی، از جمله وزارت امنیت داخلی ایالات متحده، تفنگداران دریایی ایالات متحده و آژانس اطلاعات دفاعی ایالات متحده. این ایمیل‌ها شبکه خبررسان استراتفور، ساختار پرداخت، تکنیک‌های پولشویی و روش‌های روان‌شناختی را نشان می‌دهند.

 

-------- پیام اصلی ---------

موضوع: [تاکتیکی] جیمز ژسوس آنگلتون James Jesus Angleton تاریخ: شنبه، 13 مارس 2010 ساعت: 12:53:18 -0600 از: فرد برتون <burton@stratfor.com> پاسخ به: تاکتیکی <tactical@stratfor.com> به: تاکتیکی <tactical@stratfor.com>، برایان گنچور <brian.genchur@stratfor.com>

http://www.rense.com/politics6/secret.htm

جیمز ژسوس آنگلتون - معاون مدیر پیشخوان اطلاعات و نگهبان بزرگترین راز سیا

نوشته تیموتی اس. کوپر <tim4801@sprynet.com> بازپرس

 

▪︎تصاویر آنگلتون در سال 1960

 

 

جیمز ژسوس آنگلتون در 9 دسامبر 1917 در بویز، آیداهو، از یک‌تاجر NCR متولد شد. سرهنگ OSS جیمز هیو آنگلتون و کارمن مرسدس مورنو متولد مکزیک. پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه ییل در سال 1941، آنگلتون به دانشکده حقوق هاروارد نقل مکان کرد و در آنجا با همسر آینده‌اش سیسلی دوآترمونت از دولوث، مینه‌سوتا آشنا شد. در 19 مارس 1943 به ارتش پیوست، آنگلتون در ماه آگوست با تلاش های پدر انگلتون و نورمن پیرسون، استاد انگلیسی قدیمی او، در OSS استخدام شد.

ییل که در آن زمان رئیس بخش ضد اطلاعات OSS در لندن بود .

یک ستوان OSS که فعالیت های CI را که شامل کشورهایی مانند اتریش، آلمان، اسپانیا، مدیترانه و سوئیس می شد، اداره می کرد. به عنوان بخشی از عملیات OSS در تئاتر عملیات اروپا، آنگلتون بر هنرهای تبلیغات "سیاه" و "پخش" یعنی روش خواندن اثربخشی اطلاعات نادرست خود بر دشمن تسلط یافت. در سال 1944، آنگلتون مسئولیت واحد ضد جاسوسی ویژه OSS Z متشکل از ایالات متحده را به عهده گرفت. ماموران و جوانترین عضو X-2 بود و تنها عضو آمریکایی بود که اجازه دسترسی به اطلاعات فوق سریULTRA بریتانیا را داشت. پس از جنگ، انگلتون به درجه کاپیتان ارتقا یافت و از ارتش ایالات متحده نشان لژیون شایستگی دریافت کرد که به خاطر دستگیری موفقیت آمیز بیش از هزار مامور اطلاعاتی دشمن از او نام برد. وی همچنین توسط دولت ایتالیا نشان و نشان تاج ایتالیا، نشان مالت-صلیب مالت و صلیب جنگی ایتالیا برای شایستگی دریافت کرد. در اکتبر 1945، پرزیدنت ترومن OSS را منحل کرد و تمام واحدهای تحقیق و تجزیه و تحلیل را به وزارت امور خارجه و واحدهای عملیاتی به وزارت جنگ منتقل کردند. مجدداً به عنوان واحد خدمات استراتژیک تعیین شد. آنگلتون در SSU در رم باقی ماند و رئیس ایستگاه حیاتی مسئول هنگ 2677 شد که آنگلتون را به افسر ارشد اطلاعاتی ایالات متحده ایتالیا تبدیل کرد تا اینکه به گروه اطلاعات مرکزی، پیشرو آژانس اطلاعات مرکزی تبدیل شد.(2)

 

■ ساخت جیمز آنگلتون به عنوان استاد شکارچی جاسوس

تجربه جنگی آنگلتون در عملیات ضد جاسوسی بر او تأثیر گذاشته بود تا جایی که او جذب دنیای اطلاعات «تالار آینه‌ها» شد و پس از اصرار زیاد و ناامیدی پدرش از ترک خدمت سرباز زد. جیمز روی آن می ریخت بسیاری از پرونده‌های CI که او در ایتالیا جمع‌آوری کرده بود و برای همیشه با دسیسه‌ها و احتمالات شغلی در CIG تغییر کرد. در تابستان 1947 انگلتون به ایالات متحده بازگشت تا در توسان، آریزونا زندگی کند تا در کنار همسر و خانواده خود باشد، اما عشق او به این خدمت بسیار زیاد بود و در 30 دسامبر 1947، به عنوان یک ارشد توسط سازمان سیا استخدام شد. دستیار مدیر دفتر عملیات ویژه (OSO). (3)

 

در این دوره بود که ارتش G-2 و سایر آژانس های اطلاعاتی در تلاش برای شکستن کد VENONA شوروی بودند که توسط عوامل جاسوسی فعال در ایالات متحده استفاده می شد. اطلاعات حساس در مورد پروژه منهتن مستقر در لوس آلاموس، نیومکزیکو و آن این احتمال وجود دارد که آنگلتون قبل از گزارش رسمی به OSO که مسئولیت اجرای عملیات ضد جاسوسی را‌ بر عهده داشت، در یک مأموریت ویژه بوده است. میز او و آنها را به اپراتورهای OSO در کشورهایی که CIA دارای منافع بود، بازگرداند. در سال1949، آنگلتون زنجیره فرماندهی را در OSO ارتقا داد و موقعیت GS-15 را داشت. آنگلتون فلسفه ای را توسعه داد که "اگر ضد جاسوسی را کنترل کنید، سرویس اطلاعاتی را کنترل می کنید" و به سرعت به اهمیت شناسایی B-29 جو-1،اولین انفجار سلاح اتمی شوروی در آگوست 1949 پی برد و آنگلتون می دانست که فناوری مورد نیاز اتحاد جماهیر شوروی در داخل کشور رشد نمی کند، بلکه محصول جاسوسی است و بلافاصله تصمیم گرفت تا کشف کند که چه کسی خال ها بودند که محافظت شده ترین راز آمریکا را به مسکو منتقل کردند. مانند تمام اقدامات مخفیانه، ضد جاسوسی بدون ذکر خاصی در قانون امنیت ملی 1947 عمل کرد و انگلتون برای به دست آوردن اطلاعاتی از محفوظ ترین رازها اقدام کرد.

 

▪︎جیمز آنگلتون به عنوان معاون مدیر ضد جاسوسی

 

گذشته از سرقت فناوری اسرار اتمی، محافظت شده ترین راز سیا اطلاعات علمی و فنی در مورد پیشرفت های جدید تسلیحات و استفاده برنامه ریزی شده از نسل جدید سلاح های هسته ای حرارتی و سکوهای شناسایی ارتفاع بالا برای جاسوسی از کشورهای متخاصم با منافع استراتژیک ایالات متحده بود. یکی از اسرار فنی ایالات متحده مطالعه و انتقال تجهیزات الکترونیکی پیشرفته به دست آمده از مطالعات نیروی هوایی در مورد هواپیماهای غیر متعارف و تحقیقات موشکی بود که در چندین تأسیسات و مراکز آزمایش AEC انجام شد. اف‌بی‌آی و سیا از حلقه‌های جاسوسی شوروی که در ایالات متحده، کانادا و بریتانیا فعالیت می‌کردند آگاه بودند و وظیفه اصلی آنها تأمین همه چیز بود. اطلاعات فنی و علمی در مورد فن آوری های پیشرفته که در صورت وقوع جنگ جهانی دیگر، مزیتی برای اتحاد جماهیر شوروی ایجاد می کند. در سال 1949، مقامات اطلاعاتی نظامی پدیده "بشقاب پرنده" را به عنوان فوق سری طبقه بندی کردند و CIC ارتش اطلاعاتی را ارائه کرده بود مبنی بر اینکه شوروی احتمالاً سلاح های هوایی بشقاب مانندی ساخته است که قادر به حمل بمب اتمی یا پراکنده مواد رادیواکتیو بر فراز کشورهای ناتو است. اقدامی برای جبران زرادخانه سلاح های هسته ای موجود نیست. در اوایل سال 1947، زرادخانه هسته ای موجود در ایالات متحده یک راز کاملاً محافظت شده بود و بدون شک. این واقعیت مسابقه تسلیحات هسته ای را به راه انداخت که آنگلتون را به وحشت انداخت.OSO احتمالاً از دانش اتحاد جماهیر شوروی در مورد شکاف بمب موجود در هر دو ابرقدرت و حمله بشقاب پرنده به ایالات متحده که از روی میز آنگلتون عبور کرده بود آگاه بوده است که در باوری که او با سایر کارکنان OSO به اشتراک گذاشته است منعکس شده است: "شما کسانی که باور دارند یا نیمی از آنها باور دارند، اکنون می توانم این را بگویم که من به روح مسیح و زندگی جاودانی و به این سیستم اجتماعی متلاطم که گاهی کورکورانه برای حفظ حق آزادی و بیان روح تلاش می کند، ایمان دارم. پس از اینکه ژنرال والتر بی. اسمیت به عنوان DCI منصوب شد، آنگلتون ادامه داد به عنوان کارکنان OSO A (عملیات اطلاعاتی خارجی) در بخش مخفی سیا. در سال 1951، میز تمام مهم اسرائیل را که به مدت بیست سال تحت کنترل داشت، به او داده شد، زیرا منبع اطلاعات حیاتی شوروی در خاورمیانه بود. از آنجایی که گزارش‌های بیشتر و بیشتری از مشاهده یوفو (5)

 

به مقر سیا می‌رسد، گزارش‌های ارزیابی‌نشده به ضد جاسوسی ارسال می‌شوند که مکان‌ها از کشورهای بلوک شوروی شناسایی می‌شوند. در این دوره،آنگلتون روابط خوبی با مخاطبین FBI برقرار کرد که به همان اندازه نگران حفاظت از تأسیسات حیاتی تحقیقات اتمی بودند و بدون شک بسیاری از گزارش‌های داخلی توسط آنگلتون هنگامی که با میزش در ساختمان "L" در سراسر یادبود لینکلن. هنگامی که اسمیت از پایگاه قدرت خود به عنوان DCI دور شد، آلن دالس، دوست انگلتون از روزهای OSS به DCI جدید تبدیل شد و در اواخر سال 1954، آنگلتون را به سمت معاون مدیر و رئیس ضد جاسوسی با دسترسی مستقیم به دالس و همه کشورهای خارجی ارتقا داد. اطلاعات یوفو از کمیته مشاوره اطلاعاتی که برای بررسی پیامدهای امنیت ملی مربوط به پدیده بشقاب پرنده ایجاد شده بود. (6)

 

به منظور تثبیت منشور ضد جاسوسی آنگلتون، ژنرال جیمز اچ. عملیات ضد جاسوسی و به این نتیجه رسیدند که سیا در حال شکست است به کا گ ب داد و توصیه کرد که اقدامات سختگیرانه و بی رحمانه تری علیه نفوذ شوروی اتخاذ شود. دالس گزارش دولیتل را با دستور دادن ابزاری قوی‌تر برای متوقف کردن و منع خال‌ها در سیا تأیید کرد و او شخصاً آنگلتون را به عنوان رئیس ستاد CI انتخاب کرد. شاید به همین دلیل بود که گزارش‌های مشاهده یوفوهای خارجی و داخلی کمی بعد کاهش یافت. در طول تصدی دالس به عنوان DCI از سال 1953 تا 1961 (طولانی ترین در تاریخ سیا )، آنگلتون از موقعیت ممتازی برخوردار بود که سایر مدیران آن را به اشتراک نمی گذاشتند، علیرغم این واقعیت که آنگلتون به معاون مدیر عملیات (DDO) گزارش می داد و در موارد بسیاری گوشی ها را باگ می کرد. و اقامتگاه های مقامات عالی رتبه دولت ایالات متحده و مقامات خارجی با تایید دالس و مخالفت DDO. اگر شرایط به آن نیاز داشت، آنگلتون می‌توانست کانال‌های مناسبی را برای به دست آوردن اطلاعات شخصی در مورد هر کسی در سیا و سایر آژانس‌هایی که به وضوح خارج از منشور سیا بوده و صلاحیت FBI را نقض می‌کنند، دنبال کند.

 

به عنوان رئیس جدید CI، آنگلتون مجبور بود یک ستاد را سازماندهی کند، قوانین را بنویسد، و بر تمام عملیات مخفیانه با هدف ارگان‌های نظامی و امنیتی شوروی GRU و KGB نظارت کند . و در خارج از کشور و حفاظت از عملیات سیا از طریق تحقیق و تجزیه و تحلیل دقیق همه اطلاعات ورودی گزارش های اطلاعاتی با نگه داشتن حیاتی ترین و حساس ترین پرونده ها برای خود، آنگلتون به انباری از اسرار تبدیل شد که به او کمک کرد پایه قدرت خود را تثبیت کند. به طور رسمی، آنگلتون اجازه دسترسی به پرسنل، پرونده‌های عملیاتی و ارتباطی همه افراد در سیا را داشت و همه عملیات‌های پیشنهادی و فعال و تأیید استخدام دارایی‌های ماموران را بررسی کرد. این باعث اعتماد و همکاری نشد و آنگلتون نه خود و نه کارکنانش را درگیر چنین نفوذهایی نکرد.یکی از رئیس سابق عملیات آنگلتون، "اسکاتی" میلر، محیطی را بیان کرد که در آن کارکنان CI به عنوان یکی از "سگ نگهبانی" که به اطراف می‌گردید تا فریب یا دستکاری شوروی را بشنود. ANGLETON و دستورالعمل MJ-12

در میان تمام اسناد بحث برانگیز که در بیست سال گذشته در مورد اسرار دولتی و پدیده یوفو به عموم درز کرده است، افشاگری های خارق العاده پرونده های ناشناخته MJ Majestic TWELVE توسط سیا است که محرمانه ترین پرونده های طبقه بندی شده را افشا می کند.شکل‌های زندگی و فناوری‌های آن‌ها. (8)

 

رئیس‌جمهور هری اس. ترومن

به منظور حفظ این دانش و جلوگیری از یادگیری این راز حیاتی توسط کشورهای خارجی و پیشی گرفتن از ایالات متحده، یافته‌ای را امضا کرد که اساساً گفت که هیچ‌کس (از جمله یک مدیر اجرایی) قرار بود این یافته را بدون مجوز «نیاز به دانستن» که در بالا آمده بود در اختیار داشته باشد یا افشا کند.

کاملا محرمانه. (9) این دستورالعمل به طور مخفیانه بدون رضایت یا اطلاع کنگره اجرا شد و با عبارت قانون امنیت ملی 1947 که افشای موضوعات طبقه بندی شده را بدون تأیید رئیس جمهور و موافقت قبلی وزارت دفاع و مرکز مرکزی ممنوع می کند، پنهان شد. سازمان اطلاعات همانطور که در قوانین بعدی امنیت ملی اصلاح شد. آگاهی از این یافته فقط به تعداد معدودی از جامعه اطلاعاتی و علمی حکومت محدود بود و تا زمانی که راز حل نشده باقی بماند، هیچ تصدیق رسمی وجود نخواهد داشت. تنها برنامه مطالعاتی رسمی Project BLUE BOOK توسط سازمان سیا در سال 1953 به عنوان یک عمومی پذیرفته شد. آزمایش کرد و به عنوان ابزاری برای رد کردن واقعیت فرازمینی و احتمالاً برای خنثی کردن هرگونه تلاش KGB و GRU برای به دست آوردن هر گونه اسرار فنی یا دفاعی از این مطالعه استفاده شد.

مانند پروژه منهتن، MJ MAJESTIC TWELVE یا MJ-12 (همانطور که در برخی اسناد فاش شده استفاده می‌شود) یک تعهد مشترک دولتی/نظامی/بخش خصوصی بود که تمام جنبه‌های کارکردهای امنیت ملی را در بر می‌گرفت و سیا اولین آژانس اطلاعاتی بود که وظیفه اولین را بر عهده داشت. خط دفاعی ایالات متحده در طول جنگ سرد 55 ساله بین غرب سرمایه داری و جهان شرق کمونیست. زمانی که آنگلتون به عنوان رئیس ضد جاسوسی تاج و تخت خود را به دست گرفت، بدون شک ترومن دستورالعمل عالی ترین و دعوت کننده ترین ابزار برای ادامه کار شکار خال او در سازمان سیا علیه KGB و GRU بود. MJ MAJESTIC TWELVE از محافظت بیشتری نسبت به برنامه بمب هیدروژنی در اوایل دهه 1950 برخوردار بود و با آن، شوروی ها نه تنها به اسرار خود برنامه بمب H-بمب نفوذ کردند، بلکه جایزه نهایی را که در سراسر حداکثر امنیتی پراکنده بود، رانده شدند. تأسیسات تحقیقاتی دولت ایالات متحده واقع در جنوب غربی و شرقی ایالات متحده. حقیقت تکان دهنده برنامه جاسوسی تسلیحات اتمی شوروی موسوم به ENORMOUS ضربه بزرگی به امنیت ایالات متحده و بریتانیا وارد کرده بود، زمانی که معلوم شد دیپلمات های بریتانیایی که در داخل کشور فعالیت می کنند تکنسین‌های وزارت امور خارجه و ارتش آمریکا در آزمایشگاه‌های ملی لوس آلاموس نه تنها نقشه‌ها و مواد اولیه را برای دست اندرکاران KGB خود در نیویورک برای بمب اتمی تهیه کرده بودند، بلکه طرح‌های پیشنهادی برای بمب هیدروژنی را نیز به سرقت بردند و مقامات امنیتی را حدس زدند که چه کار دیگری انجام داده است. جاسوسان شوروی از زیر بینی آنها دزدی می کنند. (10)

 

تا آنجا که ما می دانیم، هیچ نفوذ موفقیت آمیزی توسط عوامل KGB یا GRU به برنامه بشقاب پرنده های سیا صورت نگرفت که تا حد زیادی به دلیل اقدامات شرم آور و غیرقانونی انجام شده توسط کارکنان CI Angleton است. پس از عواقب فرارهای Burgess-MacLean-Phibly و اعدام روزنبرگ ها، آنگلتون تدابیر امنیتی را تشدید کرد و خود را به طور کامل وقف کرد. برای حفظ اسرار که هنوز به شوروی اشاره می کرد و به شکار خال وحشیانه ای دست می زد که تقریباً سیا را تا زمان خروج او در سال 1974 فلج میکرد . هسته های خال شوروی شناسایی و به خانه به مسکو فرستاده شد. نظرات کاخ سفید در رابطه با مشکل بشقاب پرنده ها صفر بود، اگرچه نشست فرضی موجودات فرازمینی و آیزنهاور در سال 1954 تا حدی تبلیغات شد، اما تا حد زیادی در مطبوعات نادیده گرفته شد، اگرچه برخی تلاش کردند حمله قلبی آیزنهاور را با این ملاقات مرتبط کنند.

مجلات و رسانه ها مشاهده بشقاب پرنده در اینجا و خارج از کشور را به عنوان بخشی از یک هیستری جنگ سرد که با ترس "اردک و پوشش" همراه بود که به نظر می رسید ملت را فرا گرفته بود، کم اهمیت جلوه می دادند. هیچ مشکل واقعی پیش نیامد تا اینکه در انتخابات ریاست جمهوری سال 1960، سناتور جان اف. کندی، نامزد دموکرات ریاست جمهوری، آیزنهاور، رئیس جمهور فعلی جمهوری خواه را متهم کرد که به وجود "شکاف موشکی" اجازه می دهد و متهم مکرد که ایالات متحده از طریق تنش زدایی در حال نزدیک شدن به اتحاد جماهیر شوروی است

بلافاصله پس از اینکه کندی رئیس جمهور شد، او شروع به دریافت اطلاعات در مورد یوفوها (11)

 

به سیا کرد که در ابتدا برای آلن دالس پس از سوختن او در حمله شکست خورده به خلیج خوک ها نگران کننده بود. جزیره کوبا تحت بردگی کمونیست کاسترو در آوریل 1961. رابطه صمیمانه ای که زمانی وجود داشت از هم پاشید و دالس می دانست که زمان او به عنوان DCI کوتاه است. افشای اطلاعات به مدیر اجرایی که بدیهی است مجوز «نیاز به دانستن» نداشت، نه تنها سیا را به خطر می اندازد، بلکه برنامه طولانی و پرهزینه بشقاب پرنده که برای امنیت ملی از سوی همه درگیران ضروری تلقی می شود ، به سادگی نمی تواند برای هیچکس به خطر بیفتد. حتی رئیس جمهور ایالات متحده. با شناخت شخصیت آلن دالس و جیمز آنگلتون، فقط می توانم حدس بزنم که چه نوع پاسخی

کندی گرفت. طبق سند DCI Top Secret/MJ 12، شکی باقی نمی ماند که دالس قصد همکاری با درخواست کندی را نداشت و آن را برای بررسی و بازخورد به آنگلتون ارسال کرد. MJ MAJESTIC TWELVE شامل پروژه‌های فرعی بود که مشخصاً به همان اندازه فعالیت‌های حساس سیا بودند، مانند پارازیت، PARHELION، ENVIRO، PSYOP، GREEN،SPIKE، و HOUSE CLEANING. سایر برنامه های حساس و مخفی نیز می توانند تحت تأثیر قرار گیرند، مانند MK ULTRA، ARTICHOKE و DOMESTIC که به نظر می رسد همه پروژه های معتبر مرتبط با MJ MAJESTIC TWELVE بوده اند. پیامدهای کامل موارد فوق در حال حاضر روشن نیست، اما بدیهی است که سایر پروژه ها در آمادگی برای نوعی انجام شده است. تلقین و فریب توده ای در یک بحران ملی.

 

MURDER, INC.

فشاری که کندی بر سیا وارد کرده بود در حال رسیدن به نقطه اوج اراده بود و با ماجرای نورسنکو (13)

که آنگلتون را به وسواس سوق داد، بحران نشت بشقاب پرنده فشارهای جدیدی را بر آنگلتون وارد کرد زیرا او متوجه شده بود که مریلین مونرو ستاره سینمای هالیوود . مکالمه تلفنی مونرو با یک دلال آثار هنری نیویورکی (14) در مورد بازدید مخفیانه کندی از یک پایگاه نظامی نامعلوم برای دیدن آثار موجودات فضایی و تحقیر او نسبت به روابط تیره‌شده‌ای که با پرزیدنت کندی و برادرش، دادستان کل ایالات متحده داشت، ضبط شده بود. توسط سازمان سیا داخلی یکارشناسان نظارت الکترونیکی از سال 1955، مونرو توسط سیا تحت نظر بود و اف بی آی به دلیل ازدواج با یک نویسنده مشهور آمریکایی که مظنون به داشتن وابستگی های کمونیستی بود و سفرش به روسیه و پوشش مطبوعاتی که در آن زمان دریافت می کرد،پرونده ای امنیتی در مورد او نگهداری می کرد. او آنجا بود.(15)

 

گزارش رادیویی همچنین از دوروتی کیلگالن گزارشگر سندیکایی نیویورکی که در سطح ملی به رسمیت شناخته شده است، اشاره می کند که در حال گفتگو با مونرو در مورد سقوط بشقاب پرنده رازول در سال 1947 و برنامه پرزیدنت کندی با انگیزه سیاسی ناسا در ماه آپولو است. دوروتی کیلگالن در سال 1955 زمانی که گفتگوی خصوصی با یکی از مقامات کابینه بریتانیا را فاش کرد ، خبرساز شد.

اینکه بشقاب پرنده ها واقعی هستند و مقامات آمریکایی و بریتانیایی این موضوع را بالاترین اهمیت می دانند. اهمیت سیم کشی به این واقعیت مربوط می شود که مریلین مونرو روز بعد در آپارتمان خود در برنت وود به قتل رسید.

به گفته محقق خصوصی و مدیر آژانس کارآگاه نیک هریس، میلو اسپریگلیو، بین‌المللی، مریلین مونرو قربانی یک مدیریت امنیت ملی بود که توسط سیا و اوباش مورد ضرب و شتم قرار گرفت. با توجه به سوء استفاده های گذشته از فلسفه «امنیت مطلق به هر قیمتی» آنگلتون،یک شهروند آمریکایی چندان دور از ذهن نیست. چه آنگلتون مجاز به ضربه شناخته نشده است، اما نحوه عملکرد نحوه پیدا کردن‌ و جابجایی جسد او و نحوه تغییر سوابق کالبد شکافی برای نشان دادن خودکشی و سرقت لبنیات قرمز مخفی او یک روز پس از کالبد شکافی شبیه به روش های گذشته که توسط اپراتورهای ضد جاسوسی مخفی آنگلتون استفاده می شد.

اقدامات فعال

زمانی که پرزیدنت کندی یک یادداشت فوق محرمانه را برای او ارسال کرد که در آن یک بحث قبلی در مورد بررسی طبقه بندی پرونده های یوفوهای سیا که می تواند بر امنیت ملی تأثیر بگذارد، خلاصه شد. به تاریخ 12 نوامبر 1963، درست ده روز قبل از اینکه او در خیابان های دالاس، تگزاس به ضرب گلوله کشته شود، کندی اطلاع داد.(17)

 

آنگلتون که ما در حال راه اندازی کارها بودیم تا در واقع اطلاعات اطلاعاتی حساس یوفوهای سیا را از طریق مدیر ناسا با روس ها به اشتراک بگذاریم. (18)

این درخواست در همان روزی بود که او از‌ جیمز وب (19) درخواست کرد تا صلح کندی را آغاز کند. به روس ها از طریق اکتشاف فضایی مشترک. وب، که عضو هیئت مدیره‌جامعه اطلاعاتی است، به احتمال زیاد برنامه کندی را به معنای به اشتراک گذاری داده های طبقه بندی شده بشقاب پرنده که طبق دستورالعمل فعلی ممنوع است، تفسیر کرده است. در‌ یادداشت فوق محرمانه کندی (20)

او موارد خاصی را که مایل بود به وب فاش کند، برای آنگلتون مشخص کرد، مانند "[برای] بازبینی موارد تهدید بالا با هدف شناسایی با حسن نیت به عنوان مخالف منابع محرمانه سیا و USAF است.» (21)

و « در صورتی که شوروی تلاش می کند همکاری گسترده ما را به عنوان پوششی برای جمع آوری اطلاعات برنامه های دفاعی و فضایی خود اشتباه بگیرد، بین معلوم و ناشناخته تمایز قائل شویم. "(22)

در نهایت، کندی از آنگلتون خواست تا "برنامه ای برای اشتراک گذاری داده ها با مدیران ماموریت ناسا در مسئولیت های دفاعی خود ترتیب دهد." آژانس، آژانسی که او قسم خورد که "هزار قطعه را بشکند" تا محافظت شده ترین راز تاریخ را تحویل دهد! این یادداشت به ویلیام منتقل شد.کولبی (24) که در یک یادداشت دستی به یکی از کارکنان آنگلتون اشاره کرد که می‌گوید: «پاسخ از کلبی، آنگلتون دستور MJ دارد» و تاریخ آن در 20 نوامبر 1963، درست دو روز قبل از مرگ کندی است. به نظر می رسد که درخواست کندی از روی میز آنگلتون به دنبال اجماع در مورد درخواست یا پس دادن پول به آنگلتون بود. در هر صورت، این یک سیب زمینی داغ بود که آنگلتون باید با آن دست و پنجه نرم می کرد. همچنین قابل توجه است که کندی NSAM شماره 271 آخرین نفری بود که درست قبل از ترک واشنگتن به مقصد دالاس از روی میز کندی آمده بود. اهمیت واقعی در جایی در سیا دفن شد و آنگلتون روزها را صرف تلاش کرد تا بفهمد چه کسی دستور اعدام کندی را صادر کرده است. آیا آنگلتون راه اندازی شده بود یا ناخواسته مواد لازم برای قتل قرن را تامین کرد؟ در هر دو صورت، راز محفوظ ماند.

پست‌اسکریپت

یکی از معدود افسران سابق سیا که به طور علنی در مورد ترور کندی و راز بشقاب پرنده صحبت کرد، ویکتور مارکتی است که زمانی دستیار معاون برنامه‌ها و عملیات تحت DCI ویلیام کولبی بود. در مصاحبه‌ای نادر با مجله Second Look در سال 1979، مارکتی، نویسنده کتاب پر شور فرقه اطلاعات که قبل از انتشار توسط سیا بررسی و سانسور شد (تنها کتابی که بخش‌های ویرایش شده در متن را شامل می‌شود)،

مشاهدات جالبی انجام داد. در مورد برنامه جمع آوری اطلاعات بشقاب پرنده سیا و اینکه چرا این موضوع برای بحث باز نیست. در مقدمه‌ای برای وب‌سایت خود رابرت کالینز، یک افسر اطلاعاتی بازنشسته نیروی هوایی، پیش‌بینی روشنگری برای مارکتی ارائه کرد که در آن مارکتی گفت: «تئوری من این است که در واقع، موجودات فرازمینی با ما تماس گرفته‌اند - شاید حتی از آنها بازدید کنند. دولت ایالات متحده، در تبانی با دیگر قدرت های ملی زمین، مصمم است که این اطلاعات را از عموم مردم حفظ کند." مارکتی به "شایعاتی" در بالاترین سطوح در سیا اشاره کرد که NSA نیز اطلاعاتی دارد و باید از دید عموم دور نگه داشته شود. اکنون می دانیم که NSA این کار را می کند

 

فایل های COMINT حساسی دارند که به دلایل امنیت ملی نمی توانند فاش شوند. یکی از این پرونده‌های NSA که مارکتی از آن صحبت می‌کند، ممکن است رهگیری مکالمه تلفنی کندی با خروشچف در تاریخ 12 نوامبر 1963 باشد که در آن کندی از "وضعیتی که هم بر کشورهای ما و هم بر جهان تاثیر می‌گذارد" و "مشکلی که ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد" صحبت می‌کند. به اشتراک بگذارید." اعتقاد بر این است که مشکل بشقاب پرنده هنگامی که پرزیدنت ترومن مجوز تأسیس مخفیانه آژانس امنیت ملی را صادر کرد که مسئولیت اصلی آن با «فعالیت‌های ویژه» محدود می‌شد، به یک موضوع امنیت ملی تبدیل شد، شاید همانطور که در تخمین اطلاعاتی ادعایی تهیه‌شده توسط مقامات امنیت ملی در 30 سپتامبر بیان شده است. 1947، که در آن یکی از نگرانی ها بیان می کرد که "آنچه ما با آن روبرو هستیم توسط اپراتورهای هوشمند کنترل می شود" و "این اشیاء واقعی هستند و توهم نیستند." تعجب آور نیست که در سال 1968، یک کارمند NSA پیش نویس تجزیه و تحلیل قابل توجهی از دوگانگی جامعه اطلاعاتی در‌ مورد استتار بشقاب پرنده ها تهیه کرد و در مورد عواقب وخیم هشدار داد، مگر اینکه دستگاه دفاعی بیدار شود و خطر این پدیده ها در عصر هسته ای را تشخیص دهد.

در آخرین نکته، افسانه جیمز ژسوس آنگلتون و «بیابان آینه‌ها» او که اغلب به وظیفه دلهره‌آورش در حفاظت از اسرار حیاتی دولتی اشاره می‌کرد، در 11 مه 1987 و همراه با او محو شد. رازی که تقریباً دقیقاً در روز مرگ او آشکار می شود. شاید جیم آدم بد واقعی در بازی ضد جاسوسی نبود. شاید او قربانی آن بود.

 

1. یادداشت 25 سپتامبر 1943 OSS که از طریق FOIA در سپتامبر 1989 منتشر شد.

 

2. کمیته منتخب سنای ایالات متحده برای مطالعه عملیات دولت با توجه به فعالیت های اطلاعاتی، گزارش نهایی، کتاب ششم، 23 آوریل 1976، صفحات 154-55.

 

3. سوابق شخصی JJA. آنگلتون هفت ماه مرخصی گرفت تا در توسان، آریزونا بماند، به دلایل نامشخصی که نیاز به حضور در کنار همسر و خانواده‌اش ثابت نشده است، همانطور که سایر نویسندگان در مورد غیبت آنگلتون از مقر سیا در واشنگتن در ماه می معتقدند. تا دسامبر 1947; COLD WARRIOR JAMES JESUS ​​ANGLETON: THE CIA'S MASTER SPY CATCHER نوشته Tom Mangold، Touchstone Book منتشر شده توسط Simon & Schuster، 1991، ص. 361.

 

4. شورای امنیت ملی در 12 دسامبر 1947،اقداماتی را برای مقابله با تهدیدات جاسوسی و ضد جاسوسی اتخاذ کرده بود، همانطور که در NSCID 1 مشخص شده بود و بعداً در NSCID 5 اصلاح شد که به مدیر اطلاعات مرکزی اجازه داد تا "تمام جاسوسی سازمان یافته فدرال و سازماندهی شده را انجام دهد. عملیات ضد جاسوسی». به گفته آرتور بی. دارلینگ، مورخ سیا، تحقیقات تسلیحات اتمی به موضوعی اساسی تبدیل شد و هماهنگی با دفتر تحقیقات و توسعه علمی با AEC از طریق مشاور سیا دکتر اچ پی رابرتسون از طریق دستور ژنرال واندنبرگ که حاوی توافق نامه ای بین دکتر وانوار بوش بود که انتقال پرونده های منطقه مهندسی منهتن به مدیر اطلاعات مرکزی برای جمع آوری مناسب‌تحقیقات انرژی اتمی خارجی را تسهیل می کرد. فعالیت های مخفی OSO در این زمینه اجازه نداشت تحت کنترل اداری AEC یا FBI قرار گیرد که وندنبرگ فکر می کرد باید در عملیات اطلاعاتی سیا باقی بماند. آژانس اطلاعاتی مرکزی: ابزاری از دولت تا سال 1950 توسط آرتور بی. دارلینگ، انتشارات ایالت پن، 1990، صفحات 197-239 .

5. اصطلاح بشقاب پرنده طبق دستورات اطلاعاتی نیروی هوایی تعریف شده است در اینجا برای انعکاس هواپیماها و موشک های غیر متعارف استفاده می شود، نه‌فضاپیماهای بین سیاره ای.

 

6. پاسخ نامه CIA FOIA مورخ 26 مارس 1976 تا 14 ژوئیه 1975 درخواست FOIA توسط Ground Saucer Watch از فینیکس، آریزونا، که در آن‌بیان شده بود که NSC به سیا موظف شده است تا تهدید واقعی UFO را تعیین کند. سیا از طریق دفتر اطلاعات علمی با ایجاد کمیته مشاوره اطلاعاتی برای مطالعه جنبه های تهدید پاسخ داد. اعضای نظامی IAC به شدت برای حفظ مشارکت در مناطق مربوط به مجموعه اطلاعاتی AEC‌ و رئیس ستاد مشترک با نمایندگی ژنرال تاد (که در یادداشت FBI در مورد ناآگاهی JSC از داده‌های بشقاب پرنده در سال 1947 ذکر شد) با سیا در مورد تلاش‌های مضاعف بخش اطلاعات نظامی در تولید داده‌های اطلاعاتی بشقاب پرنده برای IAC در تضاد بود. آژانس اطلاعات مرکزی: ابزاری از دولت تا سال 1950 توسط آرتور بی. دارلینگ، مطبوعات ایالتی پن، 1990، صفحات 349-356.

 

7. KGB-کمیته امنیت دولتی بازوی غیرنظامی سرویس اطلاعاتی شوروی بود. GRU بازوی نظامی بود. KGB عنوان خود را در سال 1954 دریافت کرد. هنگامی که به سرویس اطلاعات روسیه اشاره می شود، KGB و GRU به طور کلی به هر دو سازمان اشاره می کنند.

 

 

8. این واقعیت قابل توجه در به اشتباه تنزل رتبه ثابت شده استمکاتبات فوق سری وزارت حمل و نقل کانادا در داخل وزارتخانه از Wilbert B. Smith به دکتر Robert I. Sarbacher، فیزیکدان آمریکایی و مشاور علمی در هیئت تحقیق و توسعه وزارت دفاع ایالات متحده و عضو هیئت هدایت و کنترل. در تاریخ 21 نوامبر 1950، اسمیت تصدیق کرد که مطالعات یوفوها "توسط مقامات ایالات متحده اهمیت فوق العاده ای تلقی می شود" و این "موضوع طبقه بندی شده ترین موضوع در دولت ایالات متحده است، با رتبه بالاتر از بمب H."

9. 24 سپتامبر 1947 فوق سری/ پروژه WHITE HOT ONLY پروژه WHITE HOT تخمین اولیه در پنج قسمت (تعریف نشده توسط ایالات متحده دولت)؛ اسناد با شکوه توسط دکتر رابرت ام. وود، Ph.D. و

Ryan S. Wood, Wood & Wood Enterprises, 1998, pp. 43-81.

 

10. 25 نوامبر 1955 یادداشت فوق محرمانه از طرف دریاسالار ادوین تی لیتون، معاون مدیر اطلاعات ستاد مشترک، به رئیس، رئیس ستاد مشترک، رفر. JCS 1712/5. این گزارش پس از اینکه معلوم شد

اطلاعات حساس تحقیقاتی تسلیحات از طریق راه‌های دیپلماتیک به مسکو ارسال شده است و سیا از این فرار مطلع شده است، به فرار بورگس-مک‌لین می‌پردازد که آنگلتون با اطلاع از اینکه کیم فیلبی، دوست قدیمی بریتانیایی، بسیار متاثر شد.

اطلاعات بخشی از حلقه جاسوسی بود.

 

11. یادداشت فوق سری امنیت ملی 28 ژوئن 1961 تایید نشده

از رئیس جمهور جان اف کندی به آلن دالس، مدیر اطلاعات مرکزی

، موضوع: بررسی عملیات اطلاعاتی MJ-12 در

رابطه با برنامه های جنگ روانی جنگ سرد. این یک درخواست یک خطی

است که می گوید: "من می خواهم خلاصه ای کوتاه از شما در اولین فرصت شما داشته باشم

."

 

12. پیش نویس پیش نویس دستورالعمل ضد جاسوسی فوق سری سیا/MJ 12 از مدیر اطلاعات مرکزی به MJ 1-7 با هشت زبانه روی کاغذ واترمارک دولتی پوست پیاز (حدود 1961).

 

13. یوری ایوانوویچ نورسنکو یک افسر KGB شوروی بود که از آنجا فرار کرد در سال 1962 و انگلتون او را به مدت سه سال بازداشت و شکنجه کرد که به هشدار آناتولی میکایلوویچ

گولیتسین، یکی دیگر از جداشدگان KGB، مبنی بر اینکه نورسنکو دستور جدایی و انتشار اطلاعات گمراه کننده به سیا در مورد

توانایی ها و مقاصد شوروی را داده بود، به عنوان یک کارخانه اطلاعات نادرست عمل کرد. تجزیه و تحلیل بعدی سیا نشان داد که این

گولیتسین بود که خال واقعی کاشته شده در سیا بود، نه نورسنکو.

آنگلتون متقاعد شده بود که گلیتسین یک فراری با حسن نیت است و‌ اطلاعات گلیتسین توسط آنگلتون مورد استفاده قرار گرفت و شکار خال CI عملاً برای مدتی عملیات مخفی سیا را نابود کرد.

 

14. گزارش بسیار محرمانه سیا به تاریخ 3 اوت 1962 بین هوارد

روتبرگ و مارلین مونرو با ارجاع به پروژه 40، MOON DUST،

5412 و MJ-12. این گزارش به جیمز آنگلتون داده شده است و

امضای او در قسمت پایین سمت راست سند وجود دارد که نشان

می‌دهد سی‌آی از تمایل مونرو برای باج‌گیری از کندی‌ها با

بی‌احتیاطی‌هایشان در زمانی که قبلاً درگیر رابطه جنسی با او بودند آگاه بوده است. تا اوت

 

15. پرونده FBI شماره 105-40018-1، که قبلاً مخفی بود. سیا

در 19 اوت 1955 سند FBI از آقای دنیس A. Flinn،

مدیر دفتر امنیت وزارت امور خارجه کپی شده و نسخه ای برای

مدیر آژانس اطلاعات مرکزی با توجه: معاون مدیر، ارسال شده است.

طرح ها، راز. در 11 نوامبر 1978 از طبقه بندی خارج شد. موضوع

ویرایش شد.

 

16. رمز 33: حماسه مرلین مونرو-کلام نهایی نوشته آدلا گرگوری

و میلو اسپریگلیو، چاپ توس لین،1993. از آنجایی که عکس‌های کمی از انگلتون وجود داشت و تعداد کمی در آژانس می‌دانستند که او کیست و چه می‌کند. همچنین جالب است که تا قبل از حضور او در کمیته کلیسا در سال 1975، عموم مردم در مورد آنگلتون و موقعیت ضد جاسوسی او در سیا اطلاعی نداشتند. هویت او به مدت بیست سال مخفی نگه داشته شد.

 

18. یادداشت اقدام امنیت ملی شماره 271، مورخ 12 نوامبر 1963

به مدیر، اداره ملی هوانوردی و فضایی.

موضوع: همکاری با اتحاد جماهیر شوروی در زمینه مسائل فضایی. پرزیدنت

کندی به جیمز وب به عنوان مدیر ناسا دستور می دهد که "

شخصاً ابتکار عمل و مسئولیت مرکزی را در

دولت برای توسعه برنامه همکاری اساسی

با اتحاد جماهیر شوروی در زمینه فضای ماورای جو، از جمله

توسعه پیشنهادهای فنی خاص به عهده بگیرد. فرض کنید که در

صورت لزوم با وزارت امور خارجه و سایر آژانس‌ها همکاری نزدیک خواهید داشت.»

کندی درخواست یک گزارش موقت در مورد پیشرفت ناسا در این زمینه کرده بود

ماجراجویی در 15 دسامبر 1963. البته پس از کشته شدن او این

برنامه هرگز اجرا نشد.

 

19. در اینجا باید به این نکته اشاره کرد که جیمز ای. وب در

هیئت استراتژی جنگ روانی رئیس جمهور ترومن خدمت کرده بود و

در اصلاح NSC 10/2 برای دفتر هماهنگی سیاست (

عملیات مخفی) در سال 1948 برای سیا و فرماندهان مشترک کمک کرده بود. کارکنان برای

طرح های اضطراری در مواقع جنگ. او همچنین نویسنده Webb Staff

Study بود که همکاری بین ارتش و سیا را

در مورد به اشتراک گذاری اطلاعات IAC در تحقیقات اتمی خارجی با

AEC انجام داد که به امتیازات DCI در انتشار اجازه کلید داد.

مقامات اجرایی او زمانی پس از

خروج دریاسالار هیلنکوتر از سمت خود در سال 1950

 

 

 

http://home.sprintmail.com/~rigoletto/tim_cooper_documents.html

 

 

لطفاً برای به‌روزرسانی‌ها و گزارش‌های بیشتر به زیر مراجعه کنید

 

http://home.sprintmail.com/~rigoletto/Sanctuary_Of_The_Birds.htm

 

 

 

لینک منبع سایت ویکی لیکس

https://wikileaks.org/gifiles/docs/16/1641924_-fwd-tactical-james-jesus-angleton-training-assignment-pls.html