هر چقدر هم که سخت جان باشی، بالاخره تا یک اندازه ای میتوان با گذر ماه ها و سالها شوخی کرد و آنها را با تکیه بر تمرین، ممارست و سلوک حرفه ای به بازی گرفت. از یک جایی به بعد نمی شود که نمی شود. بالاخره گذر بی رحم روزگار اثرش را خواهد گذاشت. بی آنکه بخواهی. بی آنکه باور کنی.هرچقدر در سطح بالاتری باشی و توقع بیشتری از تو وجود داشته باشد، کار دشوار و دشوارتر می شود.این داستان کریستین رونالدو است. عقابی که نزدیک به دو دهه در حداکثر ارتفاع پرواز کرده است. وقتی در 2003به جمع شیاطین سرخ پیوست، کارشناسان سختگیر فوتبال جزیره او را بخاطر جثه کوچکش شماتت کرده و در درستی انتخاب فرگی تردید داشتند. پنج سال زمان لازم بود تا این الماس ناب در دستان پیرمرد اسکاتلندی تراش خورده، آب دیده شود. او بالاخره در 2008 و پس از فتح لیگ قهرمانان با منچستر یونایتد، اولین توپ طلایش را گرفت. این آغاز رقابت دیوانه وار با اعجوبه آرژانتینی بود.حاصلش پنج توپ و چهار کفش طلا. رونالدو طی این سالها بارها با غرور و اعتماد به نفس از دستاوردهایش سخن گفته است. وقتی در 2017پنجمین توپ طلا را گرفت،خودش را بهترین بازیکن کل تاریخ دانست.یکی فراتر از همه. کریس اساسا با نمایشِ تواضع بیگانه است.اگر در آن ادعای بزرگش،تردیدی وجود داشته باشد؛در این نکته همه متفق القول هستند که او نماد کامل سختکوشی و اراده بی پایان و حرفه ای گری است. بااین همه دوران افول ناگزیر فرا می رسد.ازآخرین توپ طلا پنج سال میگذرد. دست تقدیر یا مبارزه طلبی بی پایانش، او را در این سالها به لیگ جزیره برگردانده است. بازگشته تا بخشی از پروژه بازسازی شیاطین سرخ باشد. نشانه ای از روزهای خوب و دوران افتخار. اما باز هم مفسران و کارشناسان لیگ جزیره در موردش تردید دارند.خیلی ها اعجوبه 37ساله را بخشی از مشکل می دانند، نه راه حل. در این روزهای نفرینی او در رختکن هم تنهاست.این تنهایی احتمالا تاوان یک عمر تک پریدن است. کریس این روزها به نیمکت چسبیده است.جایی که به آن تعلق ندارد.آیا او تقدیرش را پذیرفته و تئاتر رویاها، آخرین پرده از نمایش پر ماجرایش خواهد بود؟به نظر نمی رسد به این راحتی قصد تسلیم شدن داشته باشد.با این حال فرصت چندانی برای جنگجوی پرتغالی باقی نمانده است.تا می توانید او را تماشا کنید. بزودی به افسانه ها خواهد پیوست.