طرفداری | بسیاری او را بهترین فوتبالیستِ تاریخ در همه اعصار می‌دانند. ادسون آرانتس دوناسیمنتو ملقب به پله، با سه قهرمانی جام جهانی که در ویترین افتخارات خود دارد، نامی ماندگار در تاریخ فوتبال و رقابت‌های جام جهانی به حساب می‌آید. افسانه زنده دنیای فوتبال و اسطوره باشگاه سانتوس، با 619 گلی که در 638 بازی رسمی این تیم به ثمر رسانده نام خود را در تاریخ این باشگاه و آمار و ارقام جهان فوتبال جاودانه ساخته است. بنا به فدراسیون بین ‌المللی تاریخ و آمار فوتبال (IFFHS)، پله در 1363 مسابقه (اعم از رسمی و غیررسمی) 1281 گل به ثمر رسانده که رکورد او در گینس نیز به ثبت رسیده است. بکن باوئر درباره او گفته بود که بازیکنی کاملتر از پله وجود نداشته و ندارد و نخواهد داشت.

خیلی از طرفداران فوتبال نمی‌دانند که رویای دوران کودکی پله برای خلبان شدن با یک حادثه ناگوار با سقوط یک هواپیمای محلی در نزدیکی خانه او که منجر به کشته شدن خلبان و همه مسافران هواپیما شد، کوتاه شد. پله با دیدن جسد خلبان تصمیم گرفت که از رویای کودکی اش دست بردارد و به علایق دیگرش فکر کند، هرچند تحت تاثیر فقر مالی حتی تا سالها توپی برای بازی نداشت و با کاغذ مچاله شده یا انبه بازی می‌کرد.  پله مجبور شد در دوران کودکی به چای فروشی و مشاغل عجیب و غریب مختلفی دست بزند تا پول بیشتری به دست آورد. پله در کتاب خودش (چرا فوتبال مهم است؟) درباره اوضاع مالیشان در کودکی می‌نویسد:

من و خواهر و برادرم لباسهای دست دوم و حتی بعضی وقت‌ها لباسهایی که از کیسه گندم دوخته شده بودند می‌پوشیدیم. مادرم بعضی روزها فقط می‌توانست یک تکه نان و یک موز به ما بدهد که آنرا هم دایی‌ام از محل کارش در یک فروشگاه می‌آورد.

پله از هفت سالگی کار می‌کرد و اولین شغلش این بود که با پولی که دایی‌اش به او قرض داده بود، یک بساط کوچک واکسی و چند فرچه خرید تا با آن کار کند. با نقل مکان به بائورو اوضاع مالی خانواده پله بهتر شد. دوندینیو پدر پله در فروشگاهی بزرگ که متعلق به مالک باشگاه بائورو اتلتیک کلاب (یکی از دو باشگاه حرفه ای شهر) بود پادویی می‌کرد و پله همه جا به اسم ((پسر دوندینیو)) شناخته می‌شد.

پله از صبح تا شب به دنبال توپ فوتبال بود و به چیز دیگری اهمیت نمیداد. با تمریناتی که امروزه مضحک به نظر می‌رسند، برای مثال یکی از تمرینات پله در کودکی این بود که توپ را به شاخه درخت می‌بست و بعد می‌پرید و ساعتها سرزنی را به این شکل تمرین می‌کرد. ستمبرو، سائوپائولینیو و آمرکوئینیا نام تیمهای محلی و آماتوری بودند که پله در کودکی برای آنها بازی کرده بود. حتی شب‌ها هم خواب فوتبال و گلزنی را میدید. پدر پله از شدت علاقه به توماس ادیسون اسم پسرش رو ادیسون گذاشته و در اصل اسم پله ادیسون آرانتس دوناسیمنتو است. اما نام پله از کجا آمده؟ ادسون آرانتس دوناسیمنتو چرا به پله معروف شد؟ چرا نام واقعیش، یعنی ادسون، یا آرانتس، یا دی ناسیمنتو را پشت پیراهنش ننوشت و رسانه‌ها و مردم چرا او را به یکی از این اسامی صدا نمی‌کردند؟

اولین لقبی که بر روی ادسون گذاشته شد، دیکو بود. این لقب توسط خانواده انتخاب شد. دیکو به معنی جنگجو بود و خود پله یک بار با انتشار پستی در صفحه اینستاگرامش آنرا اعلام کرد و نوشت:

با اینکه کل جهان من را به نام پله می‌شناسند، آیا می‌دانستید که خانواده ام مرا دیکو صدا می‌زنند؟

اما تلفظ دیکو کمی برای بچه‌های مدرسه سخت بود و آنها تصمیم گرفتند لقب دیگری روی ادسون بگذارند. درباره معنی کلمه پله فرضیه‌های زیادی مطرح شد مثلا در یکی از عجیب ترین آنها، گفته می‌شد که pe در زبان پرتغالی یعنی پا و le هم احتمالا برگردان ترکیه‌ای احمق است. چیزی که خود پله بارها آنهارا رد کرده. اما روایت دایی پله به نظر، بیشتر به واقعیت نزدیک است. در تیم پدر پله، دوندینیو، یعنی تیم واسکودوگاما، دروازه بانی بود که نام مستعارش بیله بود. پله در دوران کودکی در ابتدا دروازه بانی می‌کرد. بچه‌های دیگر هم هر وقت او درون دروازه می‌ایستاد می‌گفتند:

اوهو! فکر می‌کنه بیله است.

یا:

بیله یک شوت دیگر را هم گرفت.

همین طور شد که این نام سالها در دهان‌ها چرخید و چون بچه‌های کم سن و سال برخی حروف را نمی‌توانستند خوب ادا کنند، کم کم بیله به پله تغییر پیدا کرد. به گفته خورخه آرانتس، عموی ادسون (پله)، نام پله در اصل از کلمه بیله گرفته شده است. اسامی مستعار در برزیل در نوع خود عجیب و بامزه هستند و همه حداقل یک الی چهار اسم مستعار دارند، برای مثال به برادر پله که ژیر نام دارد، لقب زوکا داده اند.

زمانی که در کودکی تیمی کوچک تشکیل داده بودند، هم تیمی‌های پله به او گفتند که او گلزن تیم خواهد بود. آنها در یک تورنومنت کوچک محلی شرکت کردند و نایب قهرمان شدند. در بازی فینال در حالیکه 6-0 عقب بودند، پله 5 گل زد و چیزی نمانده بود که به تنهایی ورق را برگرداند که وقت بازی به اتمام رسید. تیمی که بازیکنانش، حتی کفش بازی هم نداشتند و تیم‌های دیگر با حالت تمسخر به آنها بی کفشها می‌گفتند. هر زمان که توپ به او می‌رسید، هم تیمی‌هایش فریاد می‌زدند کارش را تموم کن بیله. بیله در واقع دروازه بان وقت تیم واسکودوگاما بود و بازیکن مورد علاقه پله بود. این کار بارها تکرار شد و کودکان هم وسواسی در درست تلفظ کردن نام مستعاری که از خودشان ساخته بودند نداشتند و کم کم بیله به (پله) تبدیل شد و در جریان بازی‌ها مدام او را به این نام صدا میزدند، پله، پله، پله…

پله ابتدا زیاد از این لقب خوشش نمی‌آمد چون بی معنی بود. از این اسم متنفر بود، زیرا برایش بسیار کودکانه جلوه می‌کرد. حتی با خیلی از کسانی که او را پله صدا می‌کردند دعوا داشت و  یک بار حتی با مشت به صورت یکی از همکلاسی‌هایش زد و ترجیح می‌داد با همان نام مستعار خانوادگی اش یعنی دیکو صدایش کنند یا بگویند ادسون. البته پله القاب دیگری هم داشت، مثلا به خاطر سرعت بالایش به او گازولینا هم می‌گفتند (به معنی بنزین). ورود به سانتوس، طرز فکرش درباره نام پله را تغییر داد و تصور کرد شاید همین پله برای او به یک هویت تبدیل شود. ادسون پسر دوندینیو و دونا سلسته، یک پسرک فقیر اهل بائورو بود اما پله می‌توانست به یک نماد ورزشی و چه بسا بزرگترین ورزشکار جهان تبدیل شود. در سال 1950 در برزیل نام 43511 نفر ادسون بود. دو دهه بعد و پس از این که پله بیش از 1000 گل زد و برنده سه جام جهانی شد، شمار ادسون‌ها به بیش از 111000 نفر رسیده بود.