|
دنیای بدون ملکه الیزابت دوم. آرامش بایدن پیر جانشین هیاهوی ترامپ در کاخ سفید شده. و درس خوانده ی حوزهی علمیه مشهد، جایگزین فارغالتحصیل دانشگاه گلاسکو. کت و شلواریهای کاخ ریاست جمهوری کابل، جایشان را به دشداشه پوشان طالبان داده اند. لئو مسی، پس از دو دهه سرانجام جام ملی میبرد و ایتالیاییها پس از نیم قرن جام قهرمانی اروپا را. تماشاگران به استادیومها باز میگردند، و کریستیانو به الدترافورد. لیونل مسی، دیگر لباس آبی و اناری نخواهد پوشید. دیگر هرگاه رکوردی شکسته شود، کسی به ملاقات گرد مولر نخواهد رفت. و به ملاقات دیگو مارادونا... ستارگان، در آسمانها. همان جایی که جیمزوب با تصاویرش سحرمان کرده... نه یک قرن و نه یک دهه و ... تنها دو سال و یک ماه از آن شب گذشته... شب پرواز مونیخی ها به آسمان هشتم. شب سقوط بارسلونا...
این داستان سوار شدن ترنی دیوانه کننده است. بالا میروی و به پایین کوبیده میشوی. فرصتی برای نفس کشیدن نیست. یک لحظه آرام و لحظه ای با سرعت مرگبار.... راستی آن شب هنوز مرد لهستانی در مونیخ بازی میکرد!!! |
بالا و پایین. در سال 1998، گروه سوم لیگ قهرمانان اروپا گروه دشواریست. بایرن مونیخ، منچستریونایتد و بارسلونا. با این حال، گروه دشوار، همردیف با گروه درو کنندگان جام نیست. بارسلونا و من یونایتد تنها یک بار قهرمان بازیها شدهاند و بایرن مونیخ، سه قهرمانی خود را سالها پیش به دست آورده. مونیخیها به فاصلهی 13 روز دو بار در دو بازی رفت و برگشت بارسلونا را شکست میدهند. تک گل کاپیتان افنبرگ در مونیخ و جبران تک گل بارسا در نیمهی اول با گلهای زیکلر و حمیدزیچ در نوکمپ. دو ماه طول میکشد تا بایرن، در نوکمپ سرانجام زمینگیر شود. البته در شبی که حریفشان من یونایتد است و نه بارسلونا...
یک دهه بعد. اینبار هر کدام، یکی از آن جامهای بزرگ نقرهای را به کابین خود بردهاند. اینبار مردانی پسران جوان روی نیمکت مینشینند. اینبار، تزیین کنندگان تالار بزرگ افتخار ربانهای آبی و اناری را در دست گرفتهاند. مهیای آذینبندی با شکوه قهرمانان تیکی تاکا. مهیای ورود پپ گواردیولا و نابغههای قدکوتاهش به جشن بزرگ بلوگرانا. 4 گل در یک نیمه برای تعیین سرنوشت بازی 180 دقیقهای کافیست. کریستین لل، ماسیمو ادو و برهنو، در خط دفاع بایرن حتی از نامهایشان هم نمایش افتضاحتری دارند. پپ مچ کلینزمن را به راحتی آب خردن میخواباند. و کارل هاینتس رومینیگه، زل زده به ساعت مچی در انتظار پایان نیمهی دوم لعنتی است...
سال 2013. طوفان تغییرات. معادلات تازه. عصر عصر لیونل مسی و کریستیانو رونالدوست. بی برو بگرد. بدون هیچ حرفی. بارسلونا، مترادف زیبایی است. پادشاه مسی، اینیستا و ژاوی تعاریف تازهای را نه فقط به کتاب تاریخ تاکتیکهای فوتبالی که در عرصهی زیبایی شناسی وارد کردهاند. سر الکس فرگوسن، از خشم و استیصال برابر آنها دستهایش را به هم میمالد، ونگر ناامیدانه زیپ کاپشنش را بالا میکشد و ژوزه مورینیو با فرو کردن انگشت در چشم مربی، به دنبال راهی برای شکست بارسلونا میگردد.
با ورود پیرمردی سرخرو به مونیخ، درهای تازهای گشوده میشود. ملاقات اینبار در یک قدمی فینال ومبلی 2013. بارسلونای بدون پپ. بارسلونا با پسران قدیمی. و یوپ هاینکس با پسران خود. فرانک ریبری، در میانهی میدان با عبور از مسی همه را شوکه میکند. و توماس مولر در هر فضایی که دلش بخواهد. شواینی، تونی کروس، کاپیتان لام.... آرین روبن. نخیر، این آخری هیچ کس را شوکه نکرده. آن گوشهی محوطهی جریمهی نوکمپ. نشانهگیری با پای چپ... به گوشهی سمت راست. 7-0!
خبری از یک بازی صرفا مهم نیست. حالا بارسا- بایرن، مهمترین دوئل اروپایی است. اینبار در نیمهنهایی سال 2015. جنگ بر سر فینال برلین. خانهی ژرمنها. حالا تمام جامهای بزرگ ملی، میان آلمان و اسپانیا تقسیم میشود. پپ در مونیخ و لوییز انریکه در نوکمپ. رفقای قدیمی. پیوندها به قدری نزدیک شده که مونیخیها بدشان نمیآید سرخ و آبی بپوشند! با تیاگو و چابی در مرکز زمینشان. بازی رفت در نوکمپ، با درخشش برترین دروازهبان فصل آغاز میشود. قهرمان جام جهانی، سوارز را ناکام میگذارد. و نیمار را... اما نفر سوم.
اما جادوگری از سیارهی کناری. اما لحظهی عبور مسی از بواتنگ و آن ضربهی دلربا و دلکش برابر نویر... مسی، مسی و نیمار... 13 دقیقهی پایانی به قدر کافی برای مونیخیها نحس و بدشگون است. در بازی برگشت، پپ گواردیولا خنجر خود به سراغ پسران قدیمی میآید. 3 گل جبران شده اما... نیمار آنجاست. در بهترین فصل فوتبال. در بهترین روز خود. 2 گل نیمار در مونیخ، درخشش تراشتگن در برابر چشمان مانو نویر ... جشن در نیمه شب برلین خوش بگذرد MSN عزیز
از نوکمپ پر شکوه و آلیانز آرهنای پرهیاهو تا لیسبون خاموش. تا روزهای قرنطینه. تا فوتبال برای آنکه بدانیم هنوز هم نفس میکشیم. بازیهای روتین و معمولی حال کسی را بهتر نمیکند. باید دست به کار شد. ضربهی توماس بدون تعادل جرقهی یک آتش مهیب است. یک واقعهی بدون تکرار. گنبری، گورتسکا، کیمیش... نسل تازهی ژرمنها دستکمی اسلاف بیرحمشان در بلوهوریزنته ندارند. چپ و راست. بالا و پایین. آلفونسو دیویس، میدود. لواندوفسکی در آسمان. کوتینیو در زمین.... بله... اینجا آسمان هشتم است. جایی بالاتر از قلمرو خداوند در آسمان هفتم. جایگاه پسران هانس دیتر فلیک. یک سال، بایرن با ناگلزمن جوان کار را یکسره میکند. میخهایی بر تابوت بارسلونای سقوط کرده. بارسلونا در قعر چاه. با ژاوی یا بدون ژاوی. با مسی یا بدون مسی. بایرن به راحتی آب خوردن در نوکمپ پیروز میشود و در مونیخ بدون هیچ شفقتی بارسلونا را لیگ اروپا میفرستد... سقوط مطلق مگر آنکه....
بله، اینبار لواندوفسکی، با لباس بلوگرانا به بازی بزرگان پای میگذارد. چشم در چشم نویر. فرسنگها دورتر از توماس مولر و پاسهایش. دورتر از جایگاه طرفدران مونیخی.... ترن بار دیگر چرخیده... بالا، پایین، ...اگر سرتان هنوز گیج نرفته سعی کنید نتیجهی بازی امشب را حدس بزنید!!!



