ولی یک سوتی بزرگی دادن
تا وقتی اون رفیق چاقش خبر نداده بود که تو انبار کامپیوتر هست این نرفته بود اون نرده رو یکجوری ببره بره تو
ولی وقتی فرار کرد سرگردا که تحلیل میکردن گفتن از روز اول داشته اون نرده رو با سوهان میسابونده که بالاخره باز شه
خو از روز اول از کجا میدونسته که اونجا کامپیوتر هس?
دیدگاهها