اگه بخواین یکم از اون وضعیت روحی و غر زدن بعد از بازی خارج بشیم یکم به شرایط تیم بپردازیم  اول با یه مقایسه شروع کنیم فلسفه باشگاه داشتن در یک شهر مثلاً بیرمنگهام اینه یه سری بازیکن هستن که واسه تیم بازی میکنن غالباً محلین و یه سری طرفدار اوکال وجود داره که اینا تیمو ساپورت میکنن بلیط بازی ها رو میخرن یک شنبه بعد از ظهر دست زن و بچه و رفقاشون رو میگیرن میرن استادیوم یه فیش آمد چیپس و آبجو هم میزنن و برمی‌گردن یه عده ی قلیلی هم هستن جمع شن تو بار حین و بعد از بازی راجع به بازی گپ میزنن و بازم آبجو رو میزنن و میرن خونه تا هفته ی بعد و بازی بعدی  اما همین بیرمنگهام وقتی میرسه به چمپیونزشیپ و بعدها به پرمیرلیگ رویکردش عوض میشه درآمدش افزایش پیدا می‌کنه واسه موندن تو سطح یک تلاش می‌کنه به اون طرفدارهای لوکال یه سری طرفدار خارجی هم اضافه میشه رسانه ها در موردشون حرف میزنن بازیهاشون تحلیل میشه و اون دسته از بازیکنان غالباً محلی و مربی که سطحش در حد همون لیگ های پایین تره حاشو میده به بازیکنان و مربیانی که بتونن فشار سبک زندگی حرفه ای پرمیرلیگی رو تحمل کنن و خودشون رو با تاکتیک تیم و جو لیگ هماهنگ کنن  پس تا اینجا رسیدیم به اینکه شما در فرایند باشگاه داری یه سری تغییرات دادی تا بتونی تو سطح بالاتر بمونی  حالا این چه ربطی به یوونتوس داره ؟؟  یوونتوس بالای هشتاد ساله که تو سطح یک فوتبال ایتالیا بازی می‌کنه و چندین برابر طرفدارهای لوکال در دنیا هوادار داره تو این سطح وظیفه مدیران تیم این هست که تیم رو هر سال رقابتی روانه تورنومنت ها بکنن که به طبع سودآوری بیشتری داره هم درآمد در پی گرفتن نتایج خوب افزایش پیدا می‌کنه هم هوادار بیشتری جمع میکنن که در نهایت باعث افزایش درآمد میشه اما چی میشه که مدیری مثل آنیلی همان کار رو اینچنین از کف میده ؟ فارغ از بحث اقتصاد ایتالیا و گردش مالی سری آ یه سری تصمیمات غلط گرفته شده که باید ریشه یابی بشه  آنیلی و تیم مدیریت یووه همیشه واسه کسب عناوین تحت فشار بودن و این باعث شده تصمیمات اکثرا تحت فشار گرفته بشه  به طبع اون مربی جدید و بازیکنان جدید تحت فشار قرار بگیرن حالا اگه مربی و بازیکن شما نتونن خودشون رو با  این فشارها اداپته کنن نتیجش میشه ساری و آلگری و پیرلو یا کولوسفسکی و رمزی و بنتانکور و ملو  و دیبالا و لوکاتلی و...  به نظر من یووه باید اول آرامش رو به تیم برگردونه و اولین قدمش می‌تونه این باشه که به تیم اطمینان بدن بابت فتح اسکودتو تحت فشار نیستن و به یه سری حداقل ها قانع باشن مثل حذف از دور گروهی چمپیونزلیگ و صرفا کسب سهمیه سال بعد سی ال  و همین امروز میتونن با اخراج آلگری و سپردن هدایت تیم به دستیارش لاندوچی یا مربیانی مثل تدسکو و دی زربی اینو کاملا به تیم نشون بدن که : ما از شرایط راضی نیستیم و میدونیم باید زمان داد به تیم که خودش رو پیدا کنه و فصل بعد با آوردن یک مربی بزرگ دوباره به سیستم برنده خودشون برگردن  ادامه دادن این وضع مریض با آلگری فقط باعث عقب افتادن این دوره ای که باید طی بشه میشه