طرفداری / حدود یک دهه از آخرین جامی که برده می گذرد. با این همه هنوز هم پر افتخارترین مربی لیگ برتر ایران است. هنوز یکی از گرانترین قراردادها را می بندد و هنوز تیم های او از مدعیان بالقوه فتح لیگ هستند. دوستش داشته باشیم یا نه، امیر قلعه نویی از برجسته ترین چهره های فوتبال ایرانی در دو دهه اخیر بوده است. البته اواخر لیگ نوزدهم؛ عدم توفیق در سپاهان، شکست های پی در پی در تقابل با استقلال مجیدی، همراه با چهره رنجور و بیماری که حتی توان ایستادن کنار زمین را نداشت؛ تلویحا از افول و غروب افسانه ی ژنرال حکایت می کرد. با این حال مرد خسته پس از چند ماه استراحت به میدان بازگشت. بی تردید یکی از دلایل توفیقات امیر انتخاب های هوشمندانه ابتدای فصل است. او در واقع قبل از شروع لیگ و در پروسه انتخاب تیم؛ بخش مهمی از پازل معروف خود  را برای موفقیت طراحی می کند. این موضوع را باید به حساب شناخت دقیقش از مناسبات حاکم بر فوتبال ایرانی گذاشت. قلعه نویی این بار برای بازگشت به صف بزرگان؛ گل گهر سیرجان را انتخاب کرد. باشگاهی نو رسیده به لیگ برتر که امکاناتی مناسب و مدیرانی به وضوح جاه طلب داشت. سیرجانی ها که از منابع غنی سنگ آهن تغذیه می کنند در پی تثبیت جایگاه خود در لیگ برتر و حرکت برای کسب سهمیه و جام به مردی رسیده اند که مطالبات و خواسته های فردی اش، با آمال و آرزوهای باشگاه همخوانی بسیار دارد. با تکیه بر این هم داستانی، پروژه تیم سازی بر اساس اولویت های امیر به سرعت آغاز شد. تیمی متکی بر مهاجم بلند قامت هدف، بال های کناری رونده و سانترهای هدفمند و متعدد. درست همان شیوه ای که منتقدانش در همه این سالها از آن به عنوان فوتبال سنتی یاد کرده و با تکیه به آن، بر داشته های فنی قلعه نویی تاخته اند.

امیر در نخستین سال حضور در سیرجان، تنها با یک اختلاف گل، سهمیه آسیا را از دست داد. در جام حذفی نیز در نیمه نهایی از گردونه کنار رفت. با هر متر و معیاری این نتایج برای تیمی با سابقه دو فصل حضور در لیگ برتر، ایده آل به نظر می رسید؛ اما ظاهرا نام امیر آنقدر بزرگ بود که منتقدان و حتی برخی از هوادارنش نیز گذشت یک سال دیگر بدون جام را برای او یک ناکامی خفیف بشمار آوردند. البته تلخی ماجرا برای ژنرال و دوستدارانش وقتی بیشتر شد که تیم او نه تنها در لیگ از استقلال شکست خورد، بلکه در حساس ترین جای ممکن، نیمه نهایی جام حذفی را هم به تیم تحت امر مجیدی واگذار کرد.

با این حال فصل بیست و یکم در حالی برای امیر و گل گهر آغاز شد که آنها با حفظ بنای موجود و جذب مهره های مناسب، در آستانه کسب افتخار به نظر می رسید؛ اما ماجرای بازیکن گابنی و رای جنجالی کمیته انضباطی، رویای مشترک گل گهر و ژنرال را در آستانه فروپاشی قرار داد. کسر هفت امتیاز از گل گهر و تقدیم آن به رقبای مستقیم؛ نه تنها تیم را به میانه های رو به پایین جدول پرتاب کرد بلکه به طور کامل در آشفتگی فرو برد. بی تصمیمی و شوک حاصل از این زلزله سهمگین، باعث سیل مساوی های متعدد، شکست خانگی برابر نساجی و کنار رفتن از جام حذفی شد. با این همه در حالی که به نظر می رسید از دست رفتگی ذهنی و روانی مدیران، مربیان و بازیکنان، به بهای از دست رفتن فصل برای گل گهر تمام شود، ژنرال و همکارانش به طرز قابل تحسینی موفق به احیای تیم شدند. آن ها در نهایت با قرار گرفتن در جایگاه چهارم،  لیگ پر ماجرای بیست و یکم را به پایان بردند. نکته مهم اما ناکامی مجدد برابر مجیدی بود. سربازان ژنرال در ورزشگاه آزادی به عجیب ترین شکل ممکن  بازی برده را به استقلال واگذار کردند تا تلخی تکرار شونده شکست استاد از شاگرد قدیمی به قوت خود باقی بماند.

امیر خلاف عادت همیشگی، نقل و انتقالات پایان فصل را با حداقل تغییرات به پایان برد. آن ها ستاره هایی مانند سعید صادقی و زکی پور را از دست دادند و تنها حضور نسبتا پر سر و صدای شان در بازار به «های جک» خدابنده لو از دستان پرسپولیسی ها مربوط می شود. با این حال حفظ شاکله اصلی تیم و بازگشت بازیکن پر حاشیه و البته با کیفیت گابنی، سبب استارت خوب گل گهر در لیگ بیست و دوم شده است. آنها از شش بازی نخست، دوازده امتیاز به دست آورده و بعد از پرسپولیس در جایگاه دوم جدول قرار دارند. نکته مهم اما تقابل قریب الوقوع با استقلال است. ژنرال و شاگردانش در از سر گیری دوباره لیگ میزبان آبی های پایتخت هستند. نبود فرهاد از حساسیت ها و تنش های حاشیه ای این بازی کاسته است؛ با این حال تقابل امیر و استقلال آنقدر جذابیت دارد که نبرد عصر شنبه را به یکی از دیدنی ترین بازی های هفته هفتم تبدیل کند.

امیر در آستانه شصت سالگی و در یکی از سخت ترین مقاطع دوران مربی گری اش نشان داده به سادگی قصد کنار کشیدن ندارد. بدون شک توفیق او و شاگردانش در مصاف استقلال و ادامه روند شکست ناپذیری گل گهر نقشی بسیار مهم در جایگاه پایان فصل تیم و هم چنین احیای برند مردی خواهد داشت که همواره در بالاترین سطح لیگ برتر، مربیگری کرده است. مردی که هنوز به تیم های متمول و پر امکانات تمایل دارد، هنوز هم با وجود ارائه فوتبال مدرن تر روی زمین و چرخش توپ هدفمند به جای بازی مستقیم، ته دلش به سانتر از جناحین و مهاجم هدف بلند قد دلبسته است، هنوز دست های پشت پرده را دلیل از دست رفتن بسیاری از بازی ها و جام هایش می داند... مردی که هنوز هم به وضوح داشته های فنی اش را شایسته اعتماد برای نشستن بر نیمکت داغ تیم ملی می بیند، مردی که هنوز همان امیر است؛ حتی اگر دیگر طرفداران سینه چاکش پارچه نوشته ای در تشکر از خدا به سبب آفرینش او به ورزشگاه ها نیاورند.