وقتی بازدید شما از فانوس دریای اسکندریه، به عنوان هفتمین و آخرین بنای عجایب هفتگانه‌ی دنیای باستان به اتمام رسید، هنوز عطش تماشای به پایان نرسیده. هشتمی لطفا...

سفری به آنفیلد، روزهای بحرانی و سخن تماشاگران:

فوتبال، هیچ توقفی ندارد. برایان کلاف این را به شما می‌گوید و توضیح می‌دهد که هیچ فرصتی برای لذت بردن ندارید. زیرا پس از هر گل، هر برد و هر قهرمانی، باید در اندیشه‌ی دقایق بعدی، بازی بعدی و فصل بعدی باشید. و تازه همه‌ی اینها مربوط به عصر کلاف است. دورانی دور از شلوغی بازیهای پرشمار گروهی لیگ قهرمانان، ابتلای جدول مسابقات به کووید، جام جهانی در زمستان و ... اما پیتر رید، دستیار و یار غار کلاف، چیزهای دیگری هم برای گفتن به شما دارد: همانطور که فوتبال متوقف نمی‌شود، تغییرات هم در آن توقف ناپذیرند. ایده‌های جدید همیشه از راه می‌رسند، نوسازی، به روز شدن...

از دوران کلاف و رید دور می‌شویم. به آغاز هشتمین سال نشستن یورگن کلاپ روی نیمکت آنفیلد. به روهای  پیشرفت. صعود تا قله‌ی اروپا، تحقق رویای فتح لیگ پس از 30 سال... جامهای بزرگ و کوچک، روح شنکلی در جایگاه کاپ، رقابت دیوانه‌وار با من سیتی بزرگ و لذت بردن از بازی در تمام رقابتهای یک فصل فوتبال و جدال در 4 جبهه. سال هفتم به پایان رسیده و سال هشتم غرق در بحران‌ها و عدم اطمینان آغاز می‌شود. هشتمی لطفا...

بلا گوتمان به بحران در فصل سوم یک مربی اشاره می‌کند.  تکراری شدن حرف‌ها، از بین رفتن قدرت تهییج، آشنایی رقبا با تاکتیک‌ها و ... اینکه کلاپ هفتمین سال حضور در آنفیلد به پایان رسانده، به خودی خود گواه بر یک اتفاق بزرگ است؛ عبور از دو دوره‌ی سه ساله‌ی بلا گوتمنی و قرار گرفتن در جایگاه چهارم مربیان پر سابقه در آنفیلد پشت سر شنکز، پیزلی و تام واتسن.

با این وجود، فصل هفتم یورگن در آنفیلد بیش از این نامها، خاطرات حضور او در ماینتس و دورتموند را زنده می‌کند. بحران‌های بزرگ. اگرچه، ماهیت بحران آنفیلد با ماینتس غرق در مشکلات مالی و سقوط کرده به بوندسلیگای 2 در فصل هفتم کلاپ و دورتموند چسبیده به رتبه‌ی آخر جدول در ژانویه تفاوتهایی دارد. طرفداران لیوپول مشکلات فعلی را اینطور بر می‌شمرند: 

1- هنری جکسن

نویسنده‌ی This is Anfield

این طوفان غیر قابل پیش‌بینی، ناشی از عوامل متعددی است. 63 بازی در فصل قبل، عمیقا تیم را خسته و فرسوده کرده. جمع کردن دوباره‌ی تیم، ریکاوری جسمی و روحی و در همان حال انگیزش دوباره برای فصلی تازه، چالش بزرگی بود. به طور کلی تمام سیستم ،دچار مشکل شده. هافبک ها در دفاع کردن موفق نیستند و ریتم تیم کند شده. چیزهایی که می‌شد با خرید یک هافبک از آن اجتناب کرد.

به نظر من فرم خوب به تیم بازخواهد گشت حتی اگر به معنای قهرمانی یا حتی رتبه‌ی دوم نباشد. اما زمان می‌برد تا تیم به بهترین حالت خود برسد. ما نیازمند نفرات جدید در ژانویه هستیم.

2- دیوید آشر، سردبیر The Liverpool Way

نرسیدن به قهرمانی لیگ برتر و لیگ قهرمانان آنهم در یک قدمی هر دو جام، ضربه‌ی روحی بسیار مهمی به تمام تیم بوده و پیش فصل کوتاه باعث شد تا بازیکنان نتوانند با آن به خوبی کنار بیایند. از طرفی مشکل آمادگی بدنی در تیم به چشم می‌خورد و تغییرات تاکتیکی کلاپ جواب نداده. صلاح با افزایش فضای حرکت، کارایی کمتری دارد و ترنت هنگام نفوذ بازیکنان حریف دور از توپ است. اگرچه مشکلات دفاعی، فقط متوجه ترنت یا فرم ویرجیل نیست.

در بازی رنجرز، نشانه‌های از بهبود در سیستم دفاعی به چشم می‌خورد. برد دو بازی برابر آرسنال و من سیتی همه چیز را تغییر خواهد داد اما در حال حاضر، باید با تمرکز، هدف اول در دسترس، یعنی بازگشت به 4 تیم را دنبال کرد.

3- راب گاتمن، نویسنده و مجری برنامه The Anfield Wrap

تشریح بحران تیمی که در ماه می به عنوان بهترین تیم تاریخ لیورپول شناخته می‌شد کار سختی است. هواداران به نیاز تقویت خط هافبک، خستگی، تغییرات در خط حمله و ... اشاره می‌کنند. خوب است اما هیچ کدام راضی کننده نیستند. از آنجایی که درک دلایل سقوط بسیار دشوار است، یافتن راه حل‌های آن نیز آسان نیست.

ما در این برهه به مربی خود اعتماد می‌کنیم. می‌دانیم که او چیزهایی برای ارائه دارد اما... آیا هر بهبودی منجر به بازگشت به مسیر قهرمانی خواهد شد؟

اندرو بیزلی، نویسنده مستقل فوتبال

طرفداران لیورپول متعجبانه می‌پرسند:

تیمی که فصل قبل در 62 بازی (به جز فینال لیگ قهرمانان) می‌توانست رقبا را از پیش بردارد و از میان یوارهای آجری عبور کند اکنون کجاست؟

پاسخ من دقیقا در سوال شما نهفته است.

عبور از یک دیوار آجری، خسته کنند، تضعیف‌گر و دردناک است.

در حقیقت آنچه اکنون اتفاق افتاده، با عرض پوزش از طرفداران لیوپول یک اتفاق عادی در مقیاس‌های لیورپول این دوران است. تیم فاتح استانبول 2005 که در فصل بعد در دور اول حذفی لیگ قهرمانان برابر بنفیکا کنار رفت و تیم قهرمان لیگ برتر 2020 که در فصل بعد به سختی در جمع 4 تیم اول قرار گرفت. در حقیقت لیورپول یک تیم فقیر نیست اما آنها یارای رقابت مالی به من سیتی و چلسی در انگلستان و غولهای اروپایی در لیگ قهرمانان را ندارند. آنها ریسک می‌کنند تا فاصله را کم کنند، با پرس از زمین حریف، نفوذ مدافعان کناری تا قلب دروازه‌ی حریف و ... کافیست کوچکترین اختلالی در این روش بوجود بیاید ترنت برای مدتی به استراحت نیاز داشته باشد یا هر چیز دیگری.. آنوقت است که کاستی‌ها عیان می‌شوند و رقبا با سرعت از لیورپول پیشی می‌گیرند.

 کوین سمپسون، نویسنده

من عاشق فریادهای یک مربی در کنار زمین هستم

" آهای... شما باید در نیمه‌ی اول با 3 گل همه چیز را تمام کنید وگرنه سرهایتان پایین خواهد ماند..."

و این، زمانی رخ می‌دهد که بردها به آسانی به دست نیایند.چیزی که ما پس از شروع آرام فصل برابر فولام تجربه‌اش را شروع کردیم. خستگی که در ساق بازیکنان ناشی از دویدن در تمام بازیهای ممکن فصل قبل باقی بود. رقابت سنگین در لیگی که تاتنهام و آرسنال به کورس قهرمانی آن وارد شدند و سیتی را برای گرفتن امتیاز از پالاس و نیوکاسل به دردسر می‌اندازد. با این حال به نظرم کلاپ، کمی بیشتر از همه‌ی ما از فوتبال می‌داند! احتمال بسیار زیادی وجود دارد که او در بازی یکشنبه برابر آرسنال همه چیز را حل کند

***

ریشه‌های نزول لیورپول در فصل جدید را باید در فصل 2020/21 جست. یک فصل فشرده به علت تعطیلات کووید، بازیهای پیاپی آخر هفته- وسط هفته و از دست رفتن انرژی جسمی و روحی تیمی برای اجرای پرس مورد نظر کلاپ در زمین بازی. از طرف دیگر چنین شلوغی در برنامه به این معناست که مربی فرصتی برای اصلاح بروز یک مشکل در سیستم تیمی خود ندارد. به نظر می‌رسد بخش از این مشکل در خط هافبک لیورپول رخ داده. جایی که پس از بازی برایتن و علیرغم حضور فابینیو، هنندرسن و تیاگو، سه هافبک اصلی تیم، کلاپ به آن اشاره کرد:

"در حال حاضر گل های مشابهی را می پذیریم. همگی ناشی از وجود یک حفره در دفاع... ما شجاعانه دفاع می‌کنیم اما وقتی در زمانبندی اشتباه کنیم حفره ایجاد می‌شود...."

چنین مشکلی را دقیقا در فصل 2020/21 و در بازی یک‌چهارم نهایی لیگ قهرمانان برابر رئال مادرید می‌شد دید. جایی که زمان‌بندی اشتباه پرس، باعث ارسال پاس میلی متری تونی کروس و گشوده شدن دروازه‌ی قرمزها می‌شود. فضایی که حالا رقبای بزرگ و کوچک لیوپول به خوبی با آن آشنا هستند. فضای پشت سر ترنت آلکساندر آرنولد...

این، به معنی یک شکست نیست. در حقیقت بخشی از پروسه‌ی تکامل است. همان مسیری که کلاپ و پپ در سالهای اخیر پا به پای هم طی کرده‌اند. تغییراتی که در سالهای اخیر به وضوح در خط حمله‌ی لیورپول دیده‌ایم. یک پویایی جذاب با چرخش سه نفر قدیمی، مانه، فرمینیو و صلاح با مردان تازه وارد، ژوتا، دیاز و داروین نونز.   با رفتن مانه، صلاح فضای حرکت بیشتری می‌یابد تاثیرگذاری‌اش در محوطه‌ی جریمه کمتر می‌شود و وظیفه‌ی ساختن بازی در جلوی زمین را به عهده می‌گیرد. چیزی که حتی روی بازی ترنت هم تاثیرگذار است.  

در هر صورت، فصل پیش آنقدر طولانی است که شاید این روزها را پس از یک ماه تماشای جام جهانی، مشخص شدن قهرمان جهان و برنده‌ی توپ طلا، یک کریسمس مرگبار فشرده و ... اصلا به یاد نیاوریم. خیالتان راحت. تا یورگن اینجاست، فارغ از آن جدول فشرده‌ی لعنتی چیزهای زیادی برای سرگرم شدن وجود دارد...