شعر: دو بیت اول از حافظ – دو بیت آخر اشعار قدیمی پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم دیده بخت به افسانه او شد در خواب کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن ترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کند ای آفُتاب آهسته نه پا در حریم یار من ترسم صدای پای تو خواب است و بیدارش کند