قدرت رهبری، ارتباطی فراتر از نقشهای در زمین دارد. گلزنان، مهاجمان، هافبک‌های میانی، شماره 10 ها.... هیچکدام تضمینی برای قدرت رهبری تیم نیست. توان هدایت گروهی از ستارگان، تمرکز در زمین، از دست ندادن کنترل، خشمگین نشدن... مردانی که نه تنها در زمین، که خارج از آن هم توان مدیریت بالایی دارند. قیصرها... جایگاه فرانتس بکن باوئر در فتح جام جهانی در هیبت کاپیتان، مربی و  پیروزی در برگزاری درخشان جام جهانی 2006. جایگاه کنونی مردی که جشن 2006 ژرمنها با آن ضربه مواج او در مونیخ آغاز شد. مردی که با شکوه تکل میزد، با شکوه بازی می‌کرد، جامها را بالای سر می‌برد و... حالا عنوان مسئول برگزاری یورو 2024 در آلمان را دارد...

فیلیپ لام، به سوال اساسی این روزهای اهل فوتبال پاسخ می‌دهد:

جام جهانی را تماشا می‌کنید؟

​​​​​​

من به واسطه‌ی مدیریت کمیته برگزاری مسابقات یورو، روابط گسترده‌ای با گروه‌های آماتوری فوتبال در سرتاسر آلمان دارم. پسر بچه‌های نویسنده نوجوان که برای امضا و سلفی گرفتن پیش من می‌آیند، مربیانی که به خوبی اهمیت آموزش فوتبال در کنار زندگی را می‌شناسند و مدیران صاحب باشگاه‌های کوچک که با نفوذ فوتبال در شهرها و حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی و... آشنا هستند. هر وقت به شهرهای مختلف سفر میکنم با چنین افرادی ساعتها گپ میزنیم، شوخی، خنده، فوتبال اما وقتی صحبت از جام جهانی قطر می‌شود، لحنها تغییر می‌کند. آنها از اولین جام جهانی حرف می‌زنند که با انتخاب شخصی خود آن را کنار خواهند زد... در باشگاه‌های آماتور، خبری از صفحه نمایش‌های بزرگ و میزهای پر آبجو برای فوتبال دیدن نیست...

​​​​​​جام جهانی، به عنوان یک پدیده و فستیوالی برای جمع شدن مردم جهان در کنار هم تعریف میشد. جایی که بچه‌ها برای اولین با جذب فوتبال می‌شدند. اما ماهیت جام جهانی در قطر چیست؟ آنچه برای من روشن است اینست که این تورنمنت، به این منطقه تعلق ندارد...

از سال 2010 آغاز میکنیم. وقتی برای اولین بار و طی رویه‌ای نامتعارف دو میزبان جام جهانی در اجلاس فیفا تعیین شدند. قطر، علیرغم گزارشات داخلی گردآوری شده برای فیفا، به علت گرمای هوا در ژوئن و جولای و بسیاری مشکلات دیگر، صلاحیت لازم برای میزبانی از این تورنمنت را نداشت اما بدون هيچ حرف و حدیثی توسط فیفا انتخاب شد...

و مشکل بعدی، به 24 عضو حاضر فیفا در آن جلسه با میگردد. اعضایی که بسیاری از آنها در سالهای بعد با افشای اسناد ارتشا، تخلف، فساد و... جریمه و اخراج شدند... و بعد مشکلات بزرگتر و بزگتر عیان شد. کارگرانی که مرگ آنها تایید اما هیچ غرامتی به آنها پرداخت نشد. کارگرانی که برای ساخت 8 استادیوم فوق پیشرفته با تهویه و سایر امکانات در کشوری با مساحت کمتر از کوزوو و جمعیتی کمتر از برلین، استثمار شدند. و همه‌ی این‌ها در جاییست که مردم آن برای مسابقات لیگ داخلی هم به ورزشگاه نمی‌آیند. خبری از فرهنگ طرفداری فوتبال نیست و فوتبال زنان به هیچ انگاشته می‌شود...

من با برگزاری فوتبال در مناطقی غولهای اروپایی و آمریکای لاتین مشکلی ندارم. جام جهانی در آفریقای جنوبی، یک برد بزرگ بود. من در آنجا به عنوان بازیکن حاضر بودم. چنین الگویی برای خاورمیانه یا کشورهای عرب هم ممکن بود. اما در کشوری با سنتهای فوتبالی. به مراکش و سابقه‌ی فوتبالی آنها نگاه کنید. آنها در جام جهانی 1970 آلمان را آزار دادند. و بعدتر الجزایر  که در دهه‌ی 80 ما را متوقف کرد و چهل سال بعد من تماشاگران پرشور آنها را در پورتوالگره در یک هشتم نهایی جام جهانی 2014 از نزدیک دیدم. اما قطر...

کشوری بدون هیچ سابقه‌ی بازی در جام جهانی، بازیکنی بزرگ یا.... تمام پله‌ها را یکجا پیموده. جای طرفداران سنتی را، تماشاگرانی خواهند گرفت که در ازای دریافت پول و اقامت و پرواز رایگان قرار است ورزشگاه را شلوغ کنند. این جو مورد علاقه‌ی من به عنوان یک طرفدار عاشق اتمسفر استادیومهای فوتبال نیست. و چون شغلم هم ایجاب نمی‌کند مسافر آنجا نخواهم شد....

اما تحریم بازیها چیز دیگریست. من بازیها را از تلویزیون خواهم دید. صحبت از تیم ملی است. این مسابقات، به جز یک جام جهانی که همیشه قله‌ی فوتبال  برای تیم ملی آلمان است، بخشی از روند آماده‌سازی تیم برای یورو 24 هم خواهد بود. اگر بناست در تورنمنت داخل کشورمان موفق باشیم، باید در این جام جهانی هم روند صحیحی را طی کنیم. من جام جهانی را از قطر جدا میکنم و تلویزیون را روشن میکنم. صحبت از فوتبال است و تورنمنتی که در میانه‌ی فصل برگزار می‌شود. چیزی که باعث تغییر نوع آمادگی بدنی بازیکنان نسبت به تابستان خواهد شد. شاید جام پس از 20 سال به آمریکای جنوبی برود. شاید نمایشی درخشان از کشوری آفریقایی، شاید کشوری تازه وارد از اروپا در فینال، آخرین باری که مسی و رونالدو در جام جهانی بازی می‌کنند.... اینها دلایلی است که فوتبال به ما هدیه می‌کند..

برای اینکه فوتبال ببینید و نسبت به گذشته‌ و سیاست‌های یک کشور سوءظن داشته باشید، تناقضی وجود ندارد.

ما باید از برگزاری این تورنمنت در قطر درسهایی بیاموزیم: در آینده، تعهد به حقوق بشر باید به یک معیار ضروری در رویدادهای ورزشی بزرگ تبدیل شود. قطر در واکنش به انتقادات هواداران و تحقیقات رسانه ها با تصویب برخی توافقنامه ها بر اساس قوانین بین المللی و تعیین حداقل دستمزد، پیشرفت هایی داشته. اما همجنس گرایی هنوز جرم انگاری می شوند، زنان از حقوقی برابر با مردان برخوردار نیستند و آزادی مطبوعات و آزادی بیان محدود شده است. 

بله، در زمستان هستیم و در کشوری که حاضر به مذاکره درباره‌ی مسائل حقوق بشری خود نیست. خبری از فرهنگ فوتبالی سنتی ما نیست اما کنار هم جمع شدن، بخشی از نیازهای انسانی ماست. ما می‌توانیم دور هم جمع شویم، آبجو بنوشیم و از فوتبال صحبت کنیم... بی آنکه به ارزشهایمان خیانتی کرده باشیم....