درهم ، ژولیده ، پریشان ، نا مفهوم ، جای خالی بزرگ در یک پازل ،گره کور ،
در مقابل انگلیس تحقیر شدیم. . به راستی کجا بود آن عصاره قدرت لایزال فداکاری در جان بچه ها. اینبار ندیدم آن به سر دویدن های عاشقانه را . اینبار فقط آدم های فسرده دلی دیدم که روی زمین می افتند و نای بلند شدن ندارند. اینبار فقط جا ماندیم از قافله . اینبار هم باختیم مثل خیلی روزهای دیگر اما آن ها بوی عاشقی میدادند و این یکی را بوی تعفن گرفته بود.
اینبار گویی ذهن تیممان آرام نیست .به یاد کلی عاشق است که به خاطر مسائلی روی عاشقیشان سرپوش نهاده اند و برای این تیم آرزوی باخت میکنند. گویی از حمایت نشدن بیزارند. میخواهند فارغ بالانه در کنار هم یکصدا ندای پیروزی سر دهیم. مثل پایان بازی با مراکش ، چه بدون وهم دویدن هایی. آنها خواهان حمایت همه مردمند. با تاکید بیشتر همه مردم را میگویم. همه باهم . همانطور که نشانه هایش را در مراسم ابتدای بازی دیدیم. همیشه ، همه باهم ،کنار تیممان بودیم . شونه به شونه ندای پیروزی سر دادیم. برای پیروزی به خیابان ها ریختیم ، چون حساب تیم ملی فوتبال را از همه چیز جدا کردیم.حساب همه دنیا با تمام ظلم و جورش را ازین تیم جدا کردیم .
دعوت به عمل میا آورم همه شونه وا شونه ، دست وا دست، سایه وا سایه برای ایران، فقط برای ایران فصلی خوش بیافرینیم.



