قایق غول پیکر طلایی رنگ، در وسط صحرا به حرکت در آمده. استادیوم لوسیل در یک ظهر گرم نوامبر در دوحه. ... سلفی در ایستگاه متروی نوساز حوالی ورزشگاه، آغوش های باز در میدان، دشداشه پوشها با پیراهن مسی، مکزیکی‌ها با لباس مسی، جهانگردان استرالیایی با لباس مسی، اروپایی‌ها، آفریقایی‌ها و... آرژانتيني ها. اگر مسی باشید، همیشه وقت بیشتری دارید، یک ثانیه بیشتر برای ارسال یک پاس جادویی، یک لحظه ی غیرقابل مهار برای گشودن دروازه‌ی ایران، یک کوپا امه ریکای دیگر برای قهرمانی و... شاید یک جام جهانی دیگر حتی با سقوط برابر الدوساری و یاران در استادیوم زیبای لوسیل.... 

مسی در گام اول شکست خورد. برابر تیمی که زیبا بازی کرد. تیمی که جشن‌های فراموش شده‌ی کوچولوها در جام جهانی را به یادمان آورد. تیمی که به طور شگفت انگیزی در استادیوم 80000 هزار نفری لوسیل با 88000 تماشاگر بازی می‌کرد. عربستانی‌ها، سالهاست که شوخی رسانه‌ها قبل از آغاز جام جهانی هستند. پخش هزارباره ی گل سعید العویران و... فقط همین!  حالا اما آنها بخشی از زیبایی جام شدند. موج شورانگیز سبز رنگ روی سکوها جانشین صدای کسل کننده‌ی نوار در استادیوم خواب آلود جده شده، طرفداران حالا با پیوند به نیوکاسل فصل جدیدی را آغاز کرده‌اند، هروه رنار با شمایل لارنس، عربستان را در صحرا پیش می‌برد و ملک سلمان سکه‌ها را به پایشان می‌ریزد.... برای معرفی عربستان جدید، میدانی بهتر از لوسیل، تیمی بهتر آرژانتین شکست‌ناپذیر و البته رقیبی بزرگتر از مسی را می‌شناسید؟ 

وقتی از ژوکا کفوری، ژورنالیست برزیلی درباره‌ی قهرمان نشدن زیکو در جام جهانی پرسیده شد، او پاسخ می‌دهد... "خب، بله، البته این بدشانسی جام جهانی است!"

در حقیقت ارتباط برقرار کردن  با ستارگان برزیلی در 1982 و 1986 راحت‌تر است زیرا آنها هم شبیه خود تراژدی را تجربه کرده‌اند. این فضیلتی مخصوص بازندگان زیباست. یا هر کسی که زیبایی را فدای هیچ چیز نکند....

"زیبایی در درجه‌ی اول و پیروزی در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دارد... آنچه اهمیت دارد شادی است."

چه اهمیتی دارد این جمله از سوکراتس برزیلی باشد یا سقراط یونانی... چیزی که با آن روبرو هستیم، داستان زیبایی است که به دنبال پیروزی می‌گردد... لیونل مسی و جام جهانی... رابطه‌ی ما با مسی، تفاوتهایی با زیکو و سوکراتس دارد. به اندازه‌ی تفاوت‌های فرهنگ فوتبال برزیل و آرژانتین. آرژانتینی ها حاضرند به هر وسیله‌ای چنگ بزنند. و از سویی دیگر مساله، شخصیت خود لیونل است. پسری که دانسته‌های ما از شخصیت، ذهن، درونیات و خلقیات او در مقابل دانسته‌های فوتبالمان چیزی به اندازه‌ی صفر است....

در سال 2016، مسی و مارادونا در کاخ سلطنتی پاریس و در تبلیغ یک شرکت ساعتسازی سوئیسی حاضر شدند و پس از آن در حلقه‌ی خبرنگاران و پاسخگوی رسانه‌ها. بحث، خیلی زود به مسی کشیده شد. ابتدا دیگو از همتای خود میگوید: "مسی، انسان بزرگی است اما شخصیت رهبری تیم را ندارد...." و پله ادامه میدهد: "ما در سال 70، ریولینو، ژرسون و توستائو را داشتیم. اما حالا آرژانتین فقط به مسی وابسته است. در اینکه او یک ستاره است، شکی نیست اما او شخصیت رهبری ندارد..." مثل همیشه و در دنیای سریع اینترنتی، این مصاحبه زیر اخبار دیگر مدفون شده و انگاره‌ی شخصیت رهبری لیونل مسی، به عنوان نقطه اشتراک پله و مارادونا وارد ادبیات فوتبال جهان نشد. اما مربیان مسی در تیم ملی همیشه و تلویحا به آن اشاره کرده اند.

تاتا مارتینو میگوید: " تاثیر ماسکرانو در رهبری تیم بسیار بیشتر از مسی است" سامپائولی با کمی نرمش مسی را یک رهبر آرام خطاب می‌کند و سرجیو باتیستا، علیرغم تعریف از مسی به خاطر صحبت با بازیکنان در رختکن، به سکوت او در زمین اعتراف می‌کند.  هر سه نفر به همراه مارادونا، مربیان ملی مسی بوده‌اند. و در جامهای جهانی و کوپا امریکاهای بدون جام، او و آرژانتین را هدایت کرده‌اند. ما، مربیان قبلی و طرفداران آرژانتین و حتی تیمهای رقیب، تا سالها نبوغ ساقهای مسی را ،جلوتر از فریادهای بر سر هم تیمی ها دیده بودیم.  تا تابستان سال قبل، ماراکانا، همان جایی که مسی در یک قدمی جام 2014 سقوط کرده بود.... یک لیونل جدید در 34 سالگی. کاپیتانی که در حلقه‌ی بازیکنان آلبی سلسله با شور و حرارت تصاویر تازه‌ای به رمان میکشد:  "ما 45 روز است که خانواده‌هایمان را ندیده‌ایم. دلیل آن چیست؟ دلیل آن این لحظه است... ما اینجاییم تا جام را ببریم.   تا آن را به آرژانتین ببریم. مطمئن باشید هیچ چیز تصادفی نیست... قرار بود این جام در آرژانتین برگزار شود اما خدا خواسته تا جام اینجا برگزار شود و قهرمانی ما در ماراکانا زیباتر باشد....

این، آخرین مهارت لئوست. قدرت جمع کردن رفقا. پس از وداع آگرو، هیگواین، توز، کرسپو، ساویولا و.... حالا او رهبر یک تیم است. رهبری که باید بچه ها را دور خود جمع می‌کند، فریاد بزند، با داور حرف بر سر وقت تلف شده چانه بزند و گوشه‌ای از آنچه در ذهن دارد را به ما عرضه می‌کند... این آخرین فرصت توست لئو، چند ثانیه بیشتر.... در جامی که هر بازی فوتبال بیشتر از 100 دقیقه طول می‌کشد