More-folk یا مدحی بر فوتبال ساده

زیر آن چادر غول آسای برپا شده در وسط صحرا و با آغاز بازی که بلافاصله پس از قرعه کشی جام جهانی، بدون هیچ شکی مهم ترین بازی دور گروهی تلقی می‌شد، آلمان و اسپانیا، سرزمین یورگن کلاپ و پپ گواردیولا، کشور بایرن و بارسلونا و رئال مادرید و طلایه داران تاکتیک‌های مدرن در فوتبال این عصر،  شورشی هیجان انگیز علیه خود را به راه انداختند... شورش دو مهاجم متوسط علیه هافبک‌های بیشمار....

در دقایق ابتدایی نیمه‌ی دوم در حالی که توپ با سرعتی دیوانه وار از پدری به گاوی، به بوسکتس، به گاوی، به پدری، به کیمیش، به گورتزکا، به کیمیش،.... می‌رسید، در دقایقی که شمارندگان به سرعت در حال ثبت آمار پاسهای صحیح بودند و گزارشگرها در هر تلویزیون و به هر زبانی در حال ستایش یک فوتبال مدرن بودند، در ورزشگاه البیت و زیر آن چادر بزرگ، تنها صدایی که به گوش می‌رسید صدای فن‌های غول‌آسا تهویه ی هوا به جای سر و صدای فن ها ی آلمانی و اسپانیایی بود... علیرغم یک بازی زیبا و مدرن، انگار جای چیزی در نیمه ی اول خالی بود.... گل زدن را که فراموش نکردید؟

روند پیشرفت تاکتیکی فوتبال جهان پس ازجام جهانی 2006 ، متعلق به آنهاست. آلمانیها و اسپانیایی ها. پپ گواردیولا، در بارسلونا تاج و تختی به راه می‌اندازد و یوپ هاینکس در یک فصل طوفانی به پا می‌کند. رئال مادرید، بارسلونا و بایرن، 9 بار در 12 فصل اخیر قهرمان لیگ قهرمانان اروپا می‌شوند و از سال 2012 به بعد، هر قهرمان لیگ قهرمانان یا تیمی از این دو کشور است یا مربی اهل این دو کشور را دارد. اگر آمار 5 سال اخیر لیگ برتر انگلستان و رقابت شانه به شانه‌ی پپ و کلاپ را هم به این آمار اضافه کنیم، همه چیز تکمیل می‌شود. ارتباط تنگاتنگ فوتبال آلمان و اسپانیا، بهبود و ارتقای روش‌های پاس و پرس و اهمیت نقش هافبکها، بیش از هر دوره‌ای در فوتبال...

آلمان و اسپانیا، به طور نمادین قهرمانیهای سال 2010 و 2014 خود را با گل یک هافبک هجومی (اینیستا و گوتزه) به دست می‌آورند و جای تعجبی نیست که هر دو تیم بازی دیشب را بدون یک مهاجم نوک کلاسیک آغاز کردند. دنی اولمو، فران تورز و اسنسیو در تیم انریکه و گنبری و موسیالا با تغییر مولر به جای هاورتز در نوک خط حمله‌ی آلمان. به نظر می‌رسد روی کاغذ حضور مولر در هفتمین تورنمنت بزرگ خود، بهترین گلزن جام جهانی در میان تمام 830 بازیکن حاضر در جام جهانی قطر است. مولر که برای توپ می‌جنگد و اساسا نمی‌توان برای توضیح نوع بازی او، به سراغ دسته‌بندی‌های رایج رفت. هر چه از آغاز بازی می‌گذرد، دو خط حمله‌ی سریع اما بدون مهاجم نوک آلمان و اسپانیا با همکاری خود با هافبکهای بایرن مونیخی و بارسلونایی بازی را پیچیده و پیچیده تر می‌کنند. یک فوتبال مدرن که انگار قرار نیست در آن گلی به ثمر برسد...

پس از 54 دقیقه، سرانجام لوییز انریکه به سراغ موراتا می‌رود و.... 10 دقیقه کافیست تا یک ساعت تلاش برای ورود از پنجره و دیوار زمین و آسمان با چرخاندن ساده‌ی دستگیره ی در به نتیجه برسد. همه چیز به سادگی حل می‌شود. مهاجمان، برای شما گل خواهند زد...

نوبت فلیک رسیده. چرخش فلیک. سه تعویض همزمان و مردی که اگر خوره ی فوتبال آلمان نباشید. احتمالا برای اولین بار او را دیده اید. یک ژرمن موطلایی. یک آلمانی تنومند.... خبری از بازیکنان لاغراندام تاکتیکی نیست. فولکرگ، رودی فولر را به یادمان می‌آورد و از جهت برمنی بودن، کلوزه را. یک مهاجم نه لزوما تاکتیکی. مهاجمی که در پرسهای شدید تبحر زیادی ندارد، پاسهای خوبی نمی‌دهد و.... 70 دقیقه می‌گذرد تا آلمانیها به یاد بیاورند که آلمان هستند. تیم تورنمنتها، تیم شکارچیان زهردار با یک ضربه‌ی کوبنده، تیم فوتبالیستهای بدجنس سرسخت... فولکرگ، پس از دوبار لمس توپ، سومی را مثل آب خوردن به طاق دروازه‌ی اسپانیا می‌کوبد.... 1-1 مساوی. پس از 20 دقیقه فاصله میان گلهای موراتا و فولکرگ؟ بیایید امیدوار باشیم مهاجم نوک بار دیگر به گل زدن مهمانان کنند... Morata, fulkrug یا More-folk