انگلستان، سنگال و خاطرات بازی با با کامرون 1990

...

شاید هیچ ارتباطی به هم نداشته باشند. کشوری که طرفدارانش پس از نپوشیدن لباس با شماره‌ی رنگین کمانی، ادریسا گیه را تشویق می‌کنند و کشوری که گروه‌های طرفداری آن به خاطر ممنوعیت آبجو و نمادهای همجنسگرایی جام جهانی را تحریم می‌کنند.... انگلیسی ها و سنگالیها. شاید شبیه هم نباشند... الیو سیسه با موهای بلند و چهره‌ای از قلب آفریقا. کاپیتان تیم موفق سنگال 2002، برابر ساوتگیت با چشمان رنگی. برابر نماد شکست انگلستان در یورو 96 شاید بیش از اندازه به هم نزدیک باشند. دو بازیکن تدافعی پورتسموث و میدلزبورو لیگ برتر. دو مربی پایبند به اصول خود. دو مربی که ترمز یک نسل هجومی را به خاطر محافظه کاری می‌کشند. شبیه هم باشند یا نباشند، یکی صاحب جام باشد و دیگری همیشه در یک قدمی  آن.... امروز انگلیس فقط برای دومین بار در طول تاریخ مراحل حذفی جام جهانی به مصاف رقیبی از آفریقا می‌رود... دفعه‌ی قبل را که یادتان هست؟

مراکش، مصر، تونس و الجزایر. انگلیسی‌ها شیفته‌ی سفر در سواحل جنوبی مدیترانه هستند. 5 بازی با 4 کشور عرب زبان شمال آفریقایی، بدون شکست و اغلب با خاطراتی خوش. حریف افریقایی دیگر انگلستان در دور گروهی نیجریه و  خاطرات گروه مرگ جام جهانی 2002 است. بازی آفریقایی، همیشه آنقدرها هم آسان نیست... صف آرایی سه شیرها برابر شیرهای رام نشدنی در بازی یک‌چهارم نهایی جام جهانی 1990 داستان دیگری دارد. یک بازی کلاسیک و یک حقه ی اروپایی از سر بابی رابسن...

جام جهانی 90.... پس از دو جام جهانی سرشار از شور و گرمای لاتینی در دهه‌ی 80، انگاره‌های تازه‌ای وارد فوتبال و در مقیاس بزرگ وارد سیاست جهانی می‌شود. آخرین جام جهانی با حضور کشوری تحت عنوان آلمان غربی، آخرین جام پیش از تجزیه‌ی یوگسلاوی، رومانی پس از چائوشنکو روزهای بهشتی در جمهوری ایرلند و تاثیرات عمیق فرهنگی جام با آن نماد آوانگارد انسان لگویی به رنگ پرچم ایتالیا و البته صدای پاواراتی... صبر کنید... جام 90، چیزهای دیگری را هم در خود دارد، بله اولین تیم آفریقایی حاضر در دور دوم و سپس یک‌چهارم نهایی جام جهانی... 

ناپل، اول جولای 1990.... "برای لحظاتی فکر میکردم در خانه‌ی خود هستیم... " بابی رابسن، از جو ورزشگاه سن پائولو لذت می‌برد. از سیل تماشاگران انگلیسی با لیوان‌های آبجو. از سرودهای در وصف گسکوین و لینه کر.... علیرغم تمام تفاوت‌های میان انگلیس و کامرون، این دو تیم هستند که رقص جدیدی را به ایتالیا آورده‌اند : 

"روژه میلا، کنار پرچم کرنر باسن خود را تکان می‌دهد و تری بوچر و کریس وادل با اهنگ Let's all have disco گل دیوید پلت به بلژیک را جشن می‌گیرند. جوانه‌های که نشان می‌داد ریاضت محرومیت‌های دهه 80 برای فوتبال انگلستان به پایان رسیده. و رقص مردی در آستانه‌ی 40 سالگی که همه چیز را درباره‌ی ترکیب بازیکنان آماتور کامرونی نشان می‌دهد."

11 بازیکن شاغل در لیگ کامرون، و بقیه‌ی ترکیب در تیم‌های درجه 2 فرانسوی و البته انکونو در اسپانیول. مطمئنا چنین چیزی با ترکیب امروز سنگال، 9 بازیکن شاغل فوتبال انگلستان، بازیکنانی از میلان و میلان و تاتنهام و لایپزیگ و چلسی قابل قیاس نیست... اتفاقی که باعث می‌شود بابی رابسن دست به دامان دستیار خود برای آگاهی از وضع کامرونیها می‌شود... هاوارد ویلکینسون، با اطمینان به رابسن می‌گوید که این بازی یک استراحت (bye)، پیش از رسیدن به بازی نیمه نهایی است! پس از بازی کریس وادل خسته با طعنه سراغ سرهنگ ویلکو می‌آید به او میگوید: "some fucking bye that!!!!" 

با وجود پیشنهادات مربی آینده‌ی لیدز و آخرین فاتح انگلیسی لیگ انگلستان، بابی رابسن با شیوه‌ی خود مهیای بازی می‌شود.  با دقت به جزئیات و چشمانی باز. بابی رابسن، گری لینه کر...در تمرین روز قبل بازی در استادیوم سن پائولو، گری لینه کر مطابق معمول همیشه مشغول تمرین ضربات پنالتی است. ضرباتی محکم و با اعتماد بنفس به سمت چپ دروازه‌بان . رابسن به سمت مهاجم خود میآید و میگوید: "مطمئنا در میان تماشاگران جاسوسی از طرف کامرون نشسته. پس دستت را رو نکن."

و گری شروع به نواختن ضربات به سمت راست گلر می‌کند. با سوت آغاز بازی، رقابت دشوار و نفس‌گیر، سرنوشت دیگری پیدا می‌کند. جبران گل نیمه‌ی اول دیوید پلت توسط کامرونیها. دو گل از کونده و اکیکی. 7 دقیقه مانده به پایان بازی انگلستان صاحب یک پنالتی می‌شود. برای فرار از شکست. گری لینه کر پشت توپ.... "می‌دانستم که توپ را به سمت چپ دروازه‌بان خواهم زد پس از ضربه  حرکت انکونو به سمت راست را دیدم و با خیال راحت آماده‌ی جشن گرفتن شدم...."

بابی پس از پایان 90 دقیقه مرا در آغوش گرفت و گفت: "بهت گفتم!!!"  در وقتهای اضافه، بار دیگر انگلستان صاحب یک ضربه‌ی پنالتی می‌شود. باز هم لینه کر و این بار وسط دروازه... رابسن پس از بازی میگوید: ما این برد را از میان آتش بیرون کشیدیم... و من هنوز نمی دانم چطور!!!