آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی دست خود ز جان شستم … دست خود ز جان شستم از برای آزادی تا مگر به دست آرم … تا مگر به دست آرم دامن وصالش را میدوم به پای سر … میدوم به پای سر در قفای آزادی در محیط طوفان زا … در محیط طوفان زا ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد … ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی با خدای آزادی …. با خدای آزادی دامن محبت را گر کنی ز خون رنگین میتوان تو را گفتن پیشوای آزادی میتوان تو را گفتن پیشوای آزادی …