چندی پیش درگذشت یکی از سران مهم طریقت های عرفانی ترکیه، موجب شد که صدها هزار نفر از گوشه و اکناف ترکیه برای شرکت در تشییع جنازه او به استانبول بروند.

 

محمود اوستا عثمان اوغلو مشهور به خواجه محمود افندی، رئیس طریقت اسماعیل آقایی در استانبول و در سن 93 سالگی درگذشت. او در ترکیه و برخی کشورهای دیگر، مریدان فراوانی دارد و روزنامه ها و شبکه های تلویزیونی ترکیه اعلام کرده اند که جمعیتی بین 500 تا 700 هزار نفر در تشییع جنازه او شرکت کرده اند.

 

بسیاری از مقامات سیاسی ترکیه نیز در این مراسم حضور داشتند و رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه و رهبر حزب حاکم این کشور، شخصاً تابوت رئیس طریقت اسماعیل آقایی را بر شانه نهاد و اعلام کرد که از سال 1967 میلادی همواره پای منبر او نشسته است.

سخنرانی اردوغان در مراسم اقامه نماز میت محمود افندی و اشاره او به ارادت 50 ساله اش به رهبر اسماعیل آقایی ها، یک بار دیگر این واقعیت را به یادمان می آورد که طریقت ها و گروه های دینی و عرفانی در قدرت گرفتن آکپارتی سهیم بوده و نقش بی بدیلی داشته اند.

 

با توجه به تشییع جنازه بسیار پر ازدحام محمود افندی، باید پرسید: چرا درگذشت یک شخصیت عرفانی در ترکیه تا این اندازه مهم است و چرا وقتیکه رئیس جمهور ترکیه شانه زیر تابوت چنین شخصیتی می زند، اهمیت سیاسی و خبری پیدا می کند؟

 

در پاسخ باید گفت: ترکیه در طول سده های متمادی، مهمترین کانون طریقت های عرفانی بوده و علاوه بر طریقت های اصلی اهل سنت همچون نقشبندیه و قادریه، ده ها شاخه دیگر در این کشور فعال هستند.

 

شیخ محمود افندی رئیس طریقت اسماعیل آقایی، همواره مورد احترام سران حزب عدالت و توسعه بوده و علاوه بر عبدالله گل، رجب طیب اردوغان و دیگر کادرهای موسس حزب، هواداران این حزب نیز همواره در تکایا و مراکز فرهنگی و آموزشی اسماعیل آقایی ها حضور داشته اند.

 

در سال 2001 میلادی و در دورانی که بین دو شاخه مهم شاگردان مرحوم نجم الدین اربکان اختلاف نظر روی داد و همین اختلاف بود که اردوغان و گل را بسوی تاسیس یک حزب جدید سوق داد. اما اربکان و شاگردان وفادار او در حزب فضیلت و بعدها حزب سعادت، همواره با اسماعیل آقایی ها در ارتباط بودند و شاگردان جدا شده نیز از خانقاه محمود افندی، فاصله نگرفتند.

 

تحقیقات گسترده یکی از دانشگاه های ترکیه نشان می دهد که دست کم 5 میلیون نفر از کودکان و نوجوانان ترکیه به طور مستقیم، یا در خانه و مدرسه خود، یا در مسجد و خانقاه و تکایا و یا در مدارس شبانه روزی تحت تعلیم مربیان طریقت ها هستند.

 

طریقت های دینی – عرفانی در ترکیه، از منظر گفتمان اجتماعی و سبک زندگی، با مکاتب سلفی و وهابی تفاوت زیادی ند

ارند و از نفوذ اجتماعی فراوانی برخوردار هستند.

 

گفته می شود که در حال حاضر، بیش از 10 طریقت مهم در ترکیه فعال هستند که چهارصد نحله و گروه زیرشاخه و زیرمجموعه دارند. آنان در بسیاری از 81 استان کوچک و بزرگ ترکیه دارای خانقاه، تکیه، مسجد، آموزشگاه های شبانه روزی، خوابگاه های دانشجویی، شرکت های زنجیره ای، رسانه، وسایل حمل و نقل عمومی، شرکت های توریستی و گروه های عمرانی هستند.

 

طریقت ها از صدها هزار مرید خود، اعانه و کمک مالی دریافت می کنند و در نتیجه این سرمایه عظیم و گردش مالی و اقتصادی آن موجب شده که میلیاردها دلار سرمایه در دست طریقت ها جمع شده و به طور مداوم، این ثروت ها بیشتر و بیشتر شوند.

 

طبیعتاً ثروت، قدرت و نفوذ بیشتر نیز به دنبال می آورد و وقتی که از رئیس جمهور، وزیر و استاندار تا دیگر مقامات، همواره با طریقتها در ارتباط هستند، رهبران دینی و معنوی این گروه ها، نیازی به تاسیس حزب ندارند و می توانند به راحتی بر تصمیمات دولت، اثر بگذارند.