ای شرقی غمگین ، وقتی آفتاب تو رو دید تو شهر بارونی بوی عطر تو پیچید شب راهشو گم كرد ، تو گیسوی تو گم شد آفتاب آزادی از تو چشم تو خندید ای شرقی غمگین تو مثل كوه نوری نذار خورشیدمون بمیره تو مثل روز پاكی مثل دریا مغروری نذار خاموشی جون بگیره ای شرقی غمگین بازم خورشید دراومد کبوتر آفتاب روی بوم تو پر زد بازار چشم تو پر از بوی بهاره بوی گل گندم تورو به یاد میاره ای شرقی غمگین تو مثل کوه نوری نزار خورشیدمون بمیره تو مثل روز پاکی مثل دریا مغروری نزار خاموشی جون بگیره