همیشه آخرین باری که آرژانتین قهرمان جام جهانی شد را به خاطر می‌آورم. ژوئن 1986 بود و فینال با آلمان غربی در استادیوم آزتکای مکزیکوسیتی برگزار شد. من 14 ساله بودم و تازه فوتبالم را شروع کرده بودم. شش ماهی بود که به نیولز اولدبویز پیوسته بودم اما برای فینال به خانه برگشتم. در شهر، یک نمایشگر بزرگ برای تماشای بازی گذاشته بودند. 500 نفری از جمله من، خانواده و دوستان جمع شده بودیم.

دیدن قهرمانم دیگو مارادونا و همه آن بازیکنانی که برای ما می‌جنگیدند و در نهایت 3-2 پیروز شدند، شگفت‌انگیز بود. این نخستین خاطره من از جام جهانی بود که آن را با جزئیات به خاطر می‌آورم چون در سنی بودم که فوتبال را از راه‌های مختلفی حس می‌کردم. بعد از بازی به مرکز شهر رفتیم و باهم جشن گرفتیم. شگفت‌انگیز بود. شهر ما، مرفی، فقط یک میدان داشت که همه مردم دورش جمع شده بودند، فریاد می‌زدند و شادی می‌کردند، درست مثل وقتی که چند شب پیش که آرژانتین در نیمه نهایی پیروز شد.

حس می‌کردیم این پیروزی ماست، این جام جهانی متعلق به ماست. با دیدن صحنه‌های مربوط به این آرژانتین، می‌توانم حدس بزنم آرژانتینی‌ها بعد از قهرمانی در روز یک‌شنبه و کسب سومین قهرمانی تاریخ جام جهانی چه احساسی خواهند داشت. به نظرم شباهت‌هایی میان جام جهانی امسال و دوره 1986 وجود دارد. داستان مشابهی هست؛ در 1986 تمام تیم حول محور بهترین بازیکن دنیا یعنی مارادونا شکل گرفته بود و حالا این ماجرا درباره مسی تکرار شده است. امکان هر چیزی وجود دارد. 

شادی آرژانتینی‌ها از قهرمانی در جام جهانی 1986 به رهبری دیگو مارادونا

به نظرم این مهم‌ترین چیز درباره این آرژانتین و این‌که چرا آن‌ها در فینال حضور دارند، این است که بازیکنان وظیفه خود را به خوبی درک می‌کنند. وقتی شما در تیم‌تان مسی را دارید، باید برای او بدوید. وقتی توپ را دارید، باید هرچه سریع‌تر توپ را به مسی بدهید تا او بتواند چیزی خلق کند. بازیکنان آرژانتین در هر لحظه‌ای از بازی می‌دانند باید چه کاری انجام دهند. باید شرایط برای مسی فراهم شود تا بتواند تعیین‌کننده باشد، درست مثل بازی سه‌شنبه شب مقابل کرواسی. 

البته که آرژانتین به مسی نیاز دارد اما مسی هم به 10 بازیکن دیگر نیاز دارد تا برایش در هر لحظه از بازی بجنگند. این که بازیکنان آرژانتین باور دارند برای مسی بازی می‌کنند و می‌توانند قهرمان جام جهانی شوند یکی از نکات کلیدی این تیم آرژانتین بوده است. می‌توانید ببینید که بازیکنان آرژانتین در این راه 120% توان‌شان را به کار می‌گیرند. رودریگو دی پل، الکسیس مک‌آلیستر، انزو فرناندز و خولیان آلوارز؛ همه این‌ها تمام تلاش‌شان می‌کنند و برای مسی است که کارشان را تا این حد خوب انجام می‌دهند. آن‌ها این کار را می‌کنند چون قهرمانی جام جهانی رویای‌شان است و وقتی که مسی در تیم باشد، می‌دانند هرچیزی ممکن است.

من آرژانتینی‌ام، برای آرژانتین بازی کرده‌ام و وقتی بچه بودم همیشه رویایم این بود جام جهانی را فتح کنم. مسی هم فرقی با من و امثال من ندارد. خیلی خوب می‌دانم رویای او بالا بردن جام قهرمانی جهان است. من، همه مردم آرژانتین و هر کسی که عاشق فوتبال است می‌خواهد مسی روز یک‌شنبه به این رویایش برسد. چون مسی یعنی فوتبال و همان‌طور که خودش گفته، فینال جام جهانی 2022 آخرین بازی او در جام جهانی خواهد بود.

به نظرم مسی با بهترین شرایط ذهنی و بدنی وارد مسابقات جام جهانی شد و می‌خواهد در 35 سالگی به آرژانتین کمک کند قهرمان جام جهانی شود. او در اوج پختگی است و دقیقا می‌داند در داخل و خارج زمین چگونه رفتار کند. فکر می‌کنم قدرت رهبری او نشان می‌دهد چرا مردم بالاخره باور دارند که این بار جام جهانی به آرژانتین می‌رود.

می‌توانید ببینید مسی بازی‌ها را چگونه مدیریت می‌کند. نحوه حرف زدن او با داوران، با لیونل اسکالونی و حتی بازیکنان حریف مشخص است. پس از یک‌چهارم نهایی مقابل هلند، جایی که آرژانتین در ضربات پنالتی برنده شد، شنیدم که قدرت رهبری مسی با قدرت رهبری مارادونا در حال مقایسه شدن است.

مسی الان دقیقا همان رهبری است که آرژانتین به او نیاز دارد و از نظر من این گامی بسیار بزرگ برای او است. بحث فقط عملکرد فنی مورد ستایش او نیست؛ مردم فکر می‌کنند مسی ساکت است اما چیزی که از بیرون دیده می‌شود درست نیست. مسی شخصیتی بسیار قوی دارد. او زیاد حرف نمی‌زند بلکه جایی که نیاز باشد صحبت می‌کند. شاید به خاطر تکنولوژی‌ها و دوربین‌هاست که می‌بینیم مسی کمی بیش از گذشته صحبت می‌کند. ما در حال تماشای مسی واقعی هستیم؛ او همیشه همین‌طور بوده است. حالا مسی از هر جنبه در بهترین وضعیتش است و وقتی همه چیز به نفع شما باشد، چیزی جز اتفاقات خوب نخواهد افتاد

لیونل مسی مقابل هلند گل زد، پاس گل داد و پنالتی آخر بازی‌اش را به گل تبدیل کرد

آرژانتین شایسته دریافت اعتبار زیادی است چون آن‌ها به عنوان یکی از مدعیان وارد جام شدند و در بازی اول به عربستان سعودی باختند. شک و تردیدهای زیادی درباره آرژانتین مطرح شد اما آن‌ها خیلی آرام و بالغانه رفتار کردند و نشان دادند آن بازی یک اتفاق بوده است. این تیم مقابل مکزیک و لهستان، اتحاد و باور بالایی در رویکرد خودش نشان داد. پس از بازی با استرالیا، هلند و کرواسی حالا مردم معتقدند آرژانتین می‌تواند قهرمان جام جهانی شود. این اعتبار باید به لیونل اسکالونی و کادر فنی‌اش هم برسد. آن‌ها تیمی واقعا متعادل ساخته‌اند که به مسی و پیراهن تیم ملی آرژانتین احترام می‌گذارند. احترام گذاشتن به مسی خیلی مهم است. او می‌داند که باید چه‌کار کند. مسی، بهترین بازیکن دنیا و بسیار بالغ است. 

می‌دانم که مدیریت کردن مسی چگونه است. فصل گذشته در پاری سن ژرمن سرمربی مسی بودم. او دقیقا همان‌چیزهایی که من از مارادونا در ذهن داشتم را به نمایش می‌گذاشت. شما از دور مسی را تحسین می‌کنید و فکر می‌کنید بهترین بازیکن دنیا است. او بازیکنی است که وقتی فوتبال بازی می‌کند، شما را سرافراز کرده و لبخند را به لب‌هایتان می‌آورد. وقتی بازیکنانی چون مسی و مارادونا را ملاقات می‌کنید، کاری جز تحسین کردن آن‌ها نمی‌توانید انجام دهید.

مسی بازیکنی است که همه چیز را می‌داند. او توانایی خواندن دقیق اتفاقات درون زمین و کارهایی که تیم باید انجام دهد را دارد. اگر در تیم بازیکنی چون مارادونا و مسی را دارید، فقط باید از داشتن‌شان لذت ببرید. حضور آن‌ها برای 90 دقیقه یا دو ساعت در کنار شما باورنکردنی است. تمرین دادن مسی برایم تجربه شگفت‌انگیزی بود. انگیزه شخصی مسی شگفت‌انگیز است. نمی‌توانید غیر از مسی و مارادونا بازیکن فوتبالی را پیدا کنید که چنین انگیزه‌ای برای رقابت کردن داشته باشند. آن‌ها از شکست خوردن تنفر دارند، خیلی خیلی بیش از بازیکنان معمولی. حتی در یک بازی کوچک درون تیمی هم مسی دوست ندارد ببازد؛ این واقعا یک سطح دیگر از انگیزه است. 

مائوریسیو پوچتینو و لیونل مسی در تمرین پاری سن ژرمن

مردم درباره کارهای دفاعی و پرس کردن صحبت می‌کنند اما نکته این‌جاست که مسی نیازی به پرس کردن ندارد. وقتی مسی را دارید، سایر بازیکنان باید بفهمند که بازپس‌گیری توپ وظیفه آن‌هاست. آن‌ها باید توپ را به مسی برسانند تا او برای رقم زدن تفاوت، انرژی ذخیره کند. راستش را بخواهید، بحث درباره کارهای دفاعی مسی به نوعی بیهوده و تقریبا احمقانه است. نمی‌توانید تظاهر کنید مارادونا یا پله در کنار لیونل مسی که مهم‌ترین بازیکنان تاریخ فوتبال هستند، روی بازپس‌گیری توپ تمرکز می‌کردند.

پس مقایسه آرژانتین با پاری سن ژرمن خیلی سخت است. آن‌جا ام باپه و نیمار هم فضای خودشان را می‌خواهند و نیاز دارند حس کنند در باشگاه برای خودشان کسی هستند. گاهی اوقات سایر بازیکنان برای فهمیدن این‌که باید برای چه کسی از میان مسی، نیمار و ام باپه بازی کنند، دوران سختی داشتند. ام باپه انتظار دارد کل تیم حامی او باشد اما نیمار و مسی هم چنین انتظاری دارند. به همین دلیل است که هر سه نفر در تیم ملی خود رهبر هستند. هر کسی می‌داند وقتی این سه نفر کنار هم باشند، کارهایی باورنکردنی و شگفت‌آور انجام می‌دهند اما برقرار کردن تعادل درست میان آن‌ها کار مشکلی است. 

یادم می‌آید با مسی درباره نیولز اولد بویز، جایی که هردو فوتبال‌مان را شروع کردیم، صحبت می‌کردم. او به من گفت به خاطر دارد که که خورخه، پدرش، در سنین کودکی او را به پارک ایندپندنسیا - استادیوم نیولز اولدبویز - برده بود. درباره این‌که وقتی من در نیولز بازی می‌کردم و مسی شانس تماشای این بازی را داشت، صحبت کردیم. مسی یک سفیر بزرگ برای آرژانتین و البته زادگاهش روزاریو، شهری که بوی فوتبال می‌دهد، محسوب می‌شود. روزاریو جای خاصی است؛ شهر چه‌گوارا و خانه افراد خاص و خلاق مثل مسی. 

محل قرارگیری روزاریو و بوینس آیرس در نقشه آرژانتین

فوتبال در روزاریو مهم‌ترین چیز است و بین دو باشگاه نیولز اولدبویز و روزاریو سنترال تقسیم می‌شود. می‌دانم با گفتن این جمله هواداران روزاریو سنترال از من متنفر می‌شوند اما هواداران نیولز اولد بویز در روزاریو خیلی بیشتر هستند. به خاطر مسی و مارادونا هواداران این تیم طی 20، 30 سال اخیر بیشتر شده است. شاید غیرقابل باور باشد اما فکر می‌کنم مردم دیوانه فوتبال در روزاریو بیشتر از بوینس آیرس هستند، فراتر از چیزی که فکرش را می‌کنید. آن‌جا اول فوتبال است، دوم فوتبال است و سوم هم فوتبال. به انگلیسی‌هایی که به آرژانتین نرفته‌اند، توصیه می‌کنم به روزاریو بروند؛ شهری فوق‌العاده با مردمانی خون‌گرم.

اگر بابت فینال یک‌شنبه یک ناراحتی داشته باشم، آن نبود مارادونا است و نیست که این بازی را ببیند. همه ما دلتنگ دیدن مارادونا و جشن گرفتن گل‌های آرژانتین روی سکوهای استادیوم هستیم. این واقعا غم‌انگیز است چون او نمادی از فوتبال آرژانتین بود. حتی پس از بازنشستگی، مارادونا در جام جهانی 2010 تیم ملی آرژانتین را هدایت کرد. او بخشی مهم از تاریخ فوتبال و آرژانتین است. نمی‌دانم الان اگر مارادونا زنده بود، به مسی چه می‌گفت. نابغه، نابغه است و متفاوت از سایر مردم. فقط این را می‌دانم دیگو، مسی را در آغوش می‌گرفت، می‌بوسید و با دستانش او را متبرک می‌کرد. فکر کردن به این موضوع شگفت‌انگیز است اما متاسفانه دیگو یک‌شنبه برای حمایت از آرژانتین حضور نخواهد داشت. احساسم این است که مارادونا از جایگاه دیگری از آرژانتین حمایت می‌کند و همیشه در ذهن‌های ما زنده است. دیگو به همه ما و تیم ملی کمک می‌کند تا بهترین بازی را انجام دهند و قهرمان شوند. 

یادداشت مائوریسیو پوچتینو برای وب‌سایت اتلتیک