ی روز میخواست فامیلمون تلویزیون بخره گفت تو ام بیا
خب من تو این چیزا حرفه ای هستم
رفتیمو اونجا ی خانومی رو دید که این تلویزیونارو تبلیغ میکرد شروع کردن گفتن و خندیدن و من احساس خطر کردم
چیزی نگفتم ولی ی مدت ایشونو تعقیب میکردم فهمیدم زیاد با این زنه قرار مدار میذاره!!
خب ما ام تو جادو و جنبل و این چیزها ی سر و سری داریم (هر چند از همین الان گفته باشم که در راه بد و منافع شخصی ازش استفاده نمیکنم شما هم اگه به علوم غریبه دست یافتید نکنید)
ی معجونی درست کردم تو قهوه ی اینا ریختم
اصلا دیگه این فامیلمون کلا از این زنه سرد شد و رفت با همون خانوم خودش آشتی کرد
راستش اول خیلی خوشحال بودم ولی الان که فکرشو میکنم زیاد مطمئن نیستم چون بنظرم میرسید اون زنه خیلی عاشق این یارو شده ولی من بینشون جدایی انداختم
هر چند نیتم خیر بود و چون طرف متاهل بود و خیانت حساب میشد اینکارو کردم ولی دلم برای اون زنه هم میسوزه
بنظر شما اشتباه کردم؟
اگه نظرتون اینا اشتباه کردم طلسم بازگشت به گذشته رو فعال کنم و دیگه اون کار رو انجام ندم
که خب ممکنه خیلی تاریخ رو عوض کنه...


