سرمربی زمستانی یا 

winters gaffer تابستان، زمستان، جام جهانی و لیگ برتر سر الکس فرگوسن 81 ساله شد

شاید تولد در آخرین روز سال و در حساسترین و شلوغ‌ترین روزهای فوتبال در انگلستان، یک دلیل شاعرانه و سوررئال  برای توجیه موفقیتهای سر الکس فرگوسن در آن روزهای سرد و پرهیجان باشد. تولد 81 سالگی فرگی اما نه فقط در میان بازیهای باکسینگ دی و سال نو، که همزمان با پایان یک جام جهانی پر هیاهو همزمان شده. جام جهانی آرژانتین، پس از 36 سال.... مکزیک 1986، همان جام جهانی که الکس فرگوسن روی نیمکت تیم ملی اسکاتلند نشست...

بیشتر شبیه یک پاورقی در رزومه سر الکس فرگوسن است. قسمتی که اغلب فراموش می‌شود: "واقعا این رخ داده؟" پس از آنکه فرگی، آبردین را از یک تیم شکست ناکام در اسکاتلند به تیم پیروز برابر رئال مادرید تبدیل کرد و پیش از آغاز یک امپراطوری باشکوه در الدترافورد. سر الکس فرگوسن در جام جهان، سرمربی اسکاتلند در جام جهانی 1986...

انگلیسی‌ها برای اولین بار فرگی را می‌شناسند. یک سال قبل، الکس فرگوسن به دعوت گوردون استراکان، بازیکن سابق آبردین، میهمان فینال اف ای کاپ میان من یونایتد و اورتون است و طرفداران انگلیسی از او می‌پرسند که آیا او پدر استراکان است؟  با این حال، دنبال کردن بازیهای اسکاتلند در آن جام جهانی، آنقدرها هم برای مردم انگلیس و اسکاتلند شیرین نبود. جانشینی اجباری فرگی، پس از مرگ نابهنگام جاک استاین بزرگ، یک گروه دشوار با حضور آلمان، اروگوئه قهرمان کوپا آمریکا و دانمارک با الکیائر و نتایجی که از اسکاتلند، با ستارگان درخشان آن زمان لیورپول و اورتون هیچکس انتظار نداشت... مصائب فرگی..

فرگوسن، با جاک استاین روابط خوبی دارد. استاد و شاگرد. فرگوسن بعدها می‌گوید که با کمک راهنماییهای جاک استاین توانسته آلفردو دی استفانو را روی نیمکت مادرید شکست دهد. پس از مرگ استاین، در حالیکه فرگوسن هنوز هم مربی آبردین است تیم ملی اسکاتلند را در بازی پلی آف برابر استرالیا هدایت می‌کند. برد 2-0 و صعود به جام جهانی. در آستانه‌ی جام جهانی جنجال در اردوی اسکاتلند به راه نیفتد. فرگی، از غیبتهای مکرر الن هنسن به خاطر ارجحیت بازی در آنفیلد به ستوه آمده و از طرفی به زوج ابردینی ویلی میلر و الکس مک لیش در خط دفاعی  رغبت بیشتری دارد. نتیجه، دعوت نکردن ستاره‌ی لیورپول به جام جهانیست. در آنسوی میدان، کنی دالگلیش هم از تیم ملی کناره گیری می‌کند. در حالیکه مطبوعات اصرار دارند علت آن را هم پیمانی با هنسن عنوان کنند اما در حقیقت دالگلیش نیاز به جراحی زانو دارد... 

با این حال و به عقیده‌ی کاپیتان گرام سونز، این بهترین تیمی است که اسکاتلند به جام جهانی فرستاده: استراکان، چارلی نیکلاس، ریچارد گوف، استیو ارچیبالد و فرانک مک اونی نفرات کلیدی هستند و اندی راکسبرگ، کریگ براون و والتر اسمیت و ناکس- که سه نفر آنها بعدا هدایت تیم ملی اسکاتلند را بر عهده می‌گیرند - هم روی نیمکت دستیاران فرگی هستند... حال و هوای اردوی اسکاتلند در آغاز جام با شور جام جهانی همراه می‌شود، فرگوسن با بازیکنان در خواندن آهنگ Big trip to mexico همراه می‌شود و تیم ملی اسکاتلند، در شهر در حال رشد و توسعه‌ی نساهوالکویوتال مکزیک مستقر می‌شود...  آغاز راه برابر دانمارک....  اسب‌های سیاه و مجموعه ای که پس از الن سیمونسن، حالا به یک "تیم" قدرتمند تبدیل شده. دانمارک با درخشش در یورو 1984، و با نسلی جوان، با سورن لربی، یسپر اولسن، مایکل لادروپ و البته پربن الکیائر پای با مسابقات می‌گذارد. در یک بازی نزدیک، و با اشتباه ویلی میلر، اسیر درخشش الکیائر می‌شود. بازی دوم، آزمون بزرگ الکس فرگوسن است. ملاقات با قیصر فرانتس بکن باوئر و ژرمنها. گل زودهنگام استراکان ارتش تارتان را روی سکوها به آسمان می‌فرستد اما فقط پنج دقیقه بعد رودی فولر آتش را خاموش می‌کند و در آغاز نیمه‌ی دوم ژرمنها با گل کلاوس الوفس اسکاتلند را شکست می‌دهند... دو باخت در دو بازی و البته شانسی که هنوز از بین نرفته...  بازی با اروگوئه، قهرمان آمریکای جنوبی بازی مرگ و زندگیست... بازی که پس از سوت آغاز، با اتفاقات دیگری همراه است، یک تکل خشن از باستیا در ثانیه 56 بازی و ثبت سریعترین کارت قرمز تاریخ جام جهانی.... پس از آن هم بازی اوروگوئه ایها، چیزی فراتر از بازی سفت و سخت آمریکای لاتین است، تشکل‌های بی محابا و خشونت در طول 90 دقیقه، کاسه‌ی صبر فرگوسن را سرریز می‌کند... پس از آنکه بازی بدون گل و با خشونت به پایان می‌رسد. در صحبتهای فرگی. روح سخنان سر الف رمزی در 1966 و حیوان خطاب کردن آرژانتینی ها به گوش میخورد:  "این یک جنایت است!!! چنین رفتاری دیگر جزئی از فوتبال نیست بلکه نگرش کثیف آنهاست، آنها هیچ احترامی برای مردم قائل نیستند... کارشان مایه‌ی شرمساری است و بازی را به یک صحنه‌ی مسخره تبدیل می‌کند... شما، اصلا نمی‌توانید تصور کنید در جایی مثل جام جهانی و زیر نظر فیفا، یک تیم بتواند چنین کارهایی انجام دهد." سپس فرگی با اشاره به مرگ استاین، واقعه‌ی هایسل در سال قبل و تاثیر آن بر تیم خود، صحبت‌هایش را بار دیگر با تاختن به اوروگوئه ایها خاتمه میدهد:

" پس از اتفاقا این بازی، خوشحالم که به خانه باز میگردم، زیرا این دیگر فوتبال نیست...  این دیگر مشکل من نیست، حالا فیفا می‌داند و آرژانتینی‌ها در روز دوشنبه(حریف اروگوئه در دور یک هشتم)"  روز بعد، فیفا فدراسیون فوتبال اروگوئه را 25000فرانک سوئیس جریمه می‌کند و عمر بوراس مربی آنها به خاطر" قاتل" خطاب کردن داور از نشستن روی نیمکت محروم می‌شود...  علیرغم خشونت اروگوئه ایها و نتایج نزدیک، حقیقت اینست که اسکاتلند فرگوسن، عملکرد بدی در مکزیک داشته، تیمی که در طول سه بازی تنها 7 شوت به سمت دروازه‌ی رقبا دارد و یک گل به ثمر می‌رساند. تیمی که برایان گلانویل، مورخ برجسته‌ی جام جهانی آنها را "از نظر فنی ناتوان با تاکتیکی ضعیف" توصیف می‌کند و استراکان عتراف می‌کند که: "ما به اندازه‌ی کافی خوب نبودیم...."  با این حال در گرمای مکزیک 1986 و در غوغای دیگو آرماندو مارادونا، جدال تاریخی فرانسه با برزیل و با گشت‌های آلمان به بازی و.... جهان برای اولین با چهره‌ای مواجه می‌شود که می‌تواند با قدرت باورنکردنی از انتقاد مخالفانش طفره برود، نقش‌ها را با مهارت‌های کلامی خود عوض کند و با خودباوری و اعتماد بنفس صحنه را ترک کند... اسکاتلند، نتوانست هیچ موجی در مکزیک  به راه بیاندازد اما در نوامبر همان سال، مربی اسکاتلندی ها، نیمکت تیم ملی را به مقصد الدترافورد ترک کرد و طوفانی را به راه انداخته تا سه دهه بعد تمام مناسبات در فوتبال انگلستان را تغییر داد... کسی زمستان‌های من یونایتد با سر الکس فرگوسن را از یاد برده؟