مسعود بختیاری متولد ۱۳۱۹بود و در سنین نوجوانی در مدرسه فردوسی در شهر مسجد سلیمان مشغول تحصیل بود و سپس در دبیرستان امیرکبیر تحصیلات خود را به پایان رساند ، پس از تکمیل تحصیلات متوسطهٔ آن زمان به خدمت آموزش و پرورش درآمد و تا سنّ بازنشستگی در کسوتِ معلّمی انجام وظیفه کرد. از سال ۱۳۵۰ در کنار شغل معلّمی، همکاری خود را با رادیو اهواز و منصور قنادپور آغاز کرد. و او خواننده و ترانه سرا هم بود.
?????????????????????????????
بهمن علاءالدین در سال ۱۳۷۹ برای زندگی به شهرستان کرج رفت و سرانجام پس از طی بیماری در صبح دوازده آبان ۱۳۸۵ در شهر کرج درگذشت. وقتی خبر درگذشتش منتشر شد، بختیاریهای داخل و خارج از کشور، سیلی از پیام و اظهار همدردی به راه انداختند.
???????????????????????????????
پیکر بهمن علاءالدین در جوار آرامگاه برخی از هنرمندان برجستهٔ ایران مانند غلامحسین بنان، حبیبالله بدیعی، مرتضی حنانه، نعمتالله آغاسی، دلکش و هوشنگ گلشیری در بقعهٔ امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد
?????????????????????????
متن شعر اهنگ
مو که از پاکی دلم، چی آسمونه
ندونم، سیچه چینون وام، سرگرونه
سی چینون وام، سرگرونه
سخته تهنا مندن و درد زمونه
تهنا با درد زمونه
دل گرونیم، همه جا به هر دیاره
ار کویر سهدهیه ار لاله زاره
ار چی اورا ندرای به آسمونم
دشت جونم، تشنه و بی چشمه ساره
دی پوییزم، بی بهاره
_________________________________________________________________________
من که از پاکی، دلم، مثل آسمونه
نمیدونم، برا چی اینطور باهام، سرگرونه
برا چی باهام، سرگرونه
سر به صحرا بذارم، از بی همزبونی
سخته تنها موندن و درد زمونه
تنها باشه درد زمونه
دلتنگیم، همه جا به هر محل و دیار است
اگر کویر سوخته است اگر لاله زار است
اگر مثل ابرها در نیای به آسمونم
دشت جونم، تشنه و بی چشمه سار است
دیگه پاییزم، بی بهاره


