دارکولییسم (به فرانسه: Darkoliisme، به انگلیسی: Darkoliism) یا جنبش ادبیات متعهد، در سال ۲۰۱۵ توسط محمدرضا نظری دارکولی نویسنده و منتقد ادبی ایرانی و شاگردان، دوستان، همکاران و پیروان ادبیاتش در ایران و خارج از ایران شکل گرفت. محمدرضا نظری دارکولی در سال ۲۰۱۵ مانیفست یک جنبش ادبی به نگارش رساند که ۱۰ قانون در خود داشت و به پیشنهاد دوستان و همکارانش نام دارکولی (Darkoli) بر آن نهاده شد که ضمن اشاره به ادبیات خاص محمدرضا نظری دارکولی، نام روستایی در شهرستان دلفان ایران است که مردمی مهرپرست داشته است؛ زیرا قوانین جنبش دارکولی نیز گسترش مهرورزی میان انسانها را دنبال میکند. پس از انتشار مانیفست جنبش (مکتب) دارکولی و در دسترس عموم قرار گرفتن آن، این جنبش از سوی پیروانش، مکتب ادبی دارکولییسم خوانده شد. قوانین دهگانهی مکتب ادبی دارکولییسم به محتوای آثار ادبی میپردازد و در مقابل فرمالیسم روسی که زبان فیزیکالیستی دارد با جدیت برخواسته است. دارکولییسم نقطهی مقابل فرمالیسم است و میکوشد جایگاه ارزندهای برای مسئولیت اجتماعی در ادبیات به وجود آورد.
دارکولییسم درباره چیست؟
دارکولییسم زندگی و شادی را زیباترین پدیدهی عالم هستی میشناسد و لازم میداند ادبیات با رویکرد هدفمند و تازهای به زندگی انسانها و نشان دادن گونههای مختلف آن بپردازد. از همینروی، زیباشناختی را به معنا و محتوا باز میگرداند.
دارکولییسم مکتبی است که از مکاتب پیش از خود بهرههای بسیاری گرفته و بر اساس اندیشهی بزرگان ادبیات و فلسفه میخواهد رویکرد تازهای به ادبیات بدهد. این مکتب اندیشهی بسیاری از فیلسوفان از جمله زکریای رازی، خیام، ولتر، شوپنهاور، اسپینوزا، برتراند راسل، ژان پل سارتر و آلبر کامو را به کار گرفته است.
دارکولییسم با قانون هفتم خود میخواهد بگوید امروز ضروری است در انتقاد شجاع و بیپروا باشیم و به آسانی عملکرد اشخاص را مورد نقد و بررسی قرار دهیم، تا راهی به سوی حل مسائل کلان بشر بیابیم. مکتب ادبی دارکولییسم زندگی و شادی را زیباترین پدیدهی عالم هستی میشناسد و لازم میداند ادبیات با رویکرد هدفمند و تازهای به زندگی انسانها و نشان دادن گونههای مختلف آن بپردازد. از همینروی، زیباشناختی را به معنا و محتوا باز میگرداند.
مکتب ادبی دارکولییسم در قانون ششم خود تاکید کرده که نویسندگان دارکولییست آزاد هستند هر گونه متد نگارشیای داشته باشند و قوانین دارکولییسم فقط به موضوع و محتوای آثار ادبی توجه دارد.
همهی آدمها بر گردن همدیگر حق دارند. هیچکسی به تنهایی نمیتواند انسان باشد، بلکه انسان بودن ما وابسته به ارتباط وجودیمان با دیگران است.
Darkoliism انتخاب است و دل مشغولی هرمنوتیک دارد. در آثار دارکولییسمی، تعاون مبتنی بر تساوی همهی قوانین وجود ندارد، بلکه متناسب موقعیتها، هرکدام از قوانین در اثر قالب میشوند و دیگر قوانین هم با ورودی پذیرفتنی و مناسب محتوای اثر، به وجه دارکولییسمی آن توان ظهور میبخشند. دارکولییسم در قانون چهارم مانیفست خود، وجدان را بهترین تکیهگاه برای بشر معرفی میکند. این مکتب میگوید:
وجدان جهانشمول است و همهجا وجدان با رسوم قبیلهای سازگاری دارد، در عین حال وجدان نیرویی مطمئن در مقابل شر است. همهی آدمها بر گردن همدیگر حق دارند. هیچکسی به تنهایی نمیتواند انسان باشد، بلکه انسان بودن ما وابسته به ارتباط وجودیمان با دیگران است. فرمالیستها با توجه نهادن صرف به صورت زبانی کلمات و دوری جستن از معنا، گویی ارابه را جلوی اسب بستهاند؛ از همینروی، قادر به هیچگونه حرکت صحیحی نمیباشند.
مانیفست دارکولییسم
پیشگفتار :
آرزوی همیشگی من این است که جهان خالی از جنگ و ظلم گردد. چنان که همه باهم دوست باشیم و تنهایی از میان برود. از این رو رمان مرگ همسایه را نوشتم و محرک جنبش ادبی دارکولی شدم. در اینجا از تمامی نویسندگان جهان خواهش میکنم به یاری این جنبش بیایند و با نگارش آثارشان این پیماننامه را گسترش دهند! چون ادبیات به چنین پیمان نامهای احتیاج دارد.
محمدرضا نظری دارکولی
ایران، تهران، بهار 1394 خورشیدی، برابر با 2015 میلادی.
پیماننامهی جنبش ادبی دارکولی شامل ده بند میشود که به شرح زیر هستند:
خواهان تقویت و گسترش دوستی میان آدمیان، دوستی بشر با حیوانات و طبیعت.
جهان وطنی.
ضد نژادپرستی و تعصبات مذهبی.
تکیه به وجدان.
آزادی در بیان.
آزادی در بکارگیری متدها و سبکهای نگارشی.
انتقاد شجاعانه.
از خود گذشتگی.
راستیخواهی.
برابری آدمها.
شرح بندهای پیماننامهی جنبش ادبی دارکولی:
1- خواهان تقویت و گسترش دوستی میان آدمیان، دوستی بشر با حیوانات و طبیعت.
جنبش ادبی دارکولی، تقویت و گسترش صلح جهانی را مهمترین آرمان و هدف خود قرار داده است. جنبش ادبی دارکولی وضعیت کنونی جهان را ناآرام و تاسف برانگیز میداند. برای هرکسی روشن است که بزرگترین بحران بشر امروز، تنهایی است. تنهایی نیز در اثر کمرنگ شدن مهرورزی و دوستی به وجود میآید. جهان امروز پر از درگیریهای فردی، قومی، سیاسی و عقیدتی است. جنگ تنها زمانی معنا نمییابد که فردی به دیگری آسیب جسمانی برساند یا در اثر درگیریهای تن به تن و گروهی، خونی ریخته شود، بلکه خودخواهی نیز نوعی جنگ با دیگران است! به واقع تمامی جنگهای بزرگ از خودخواهی برمیخیزند. جنبش ادبی دارکولی دنیایی بدون جنگ میخواهد. یعنی دنیایی که در آن خودخواهی نباشد، دیگر گریزی و دیگر ستیزی نباشد؛ در مقابل، دنیایی سرشار از مهرورزی، دیگر دوستی و دیگرخواهی باشد. نویسندگان جنبش ادبی دارکولی برای گسترش صلح جهانی می نویسند. از جنگها و دیگرآزاریها انتقاد میکنند و با نگارش خود تلاش مینمایند بر اندیشه و رفتار مردم جهان تاثیر بگذارند؛ تا رفتهرفته مهرورزی و صلح جهانی گسترش یابد. جنبش ادبی دارکولی، همچنین آسیب رساندن بشر به طبیعت و دیگر جانداران وحشی را ناشایست و خلاف خواستگاه وجودی او میداند؛ به همین سبب نویسندگان این جنبش در آثارشان، دوستی بشر با حیوانات و طبیعت را تبلیغ می کنند.
2- جهانوطنی.
نویسندگان جنبش ادبی دارکولی در هر نقطهای از دنیا که باشند خود را محدود به جغرافیای خاصی از جهان نمیدانند و سراسر جهان را وطنِ زادگاه خودشان میشناسند؛ تمامی نقاط جهان را به یک میزان دوست دارند و در آثارشان دربارهی هرکجای دنیا که لازم باشد سخن میگویند و خود را زبانی میدانند که وظیفه دارد پیامهای مردم جهان را با صدای بلند بیان کند.
3 - ضد نژاد پرستی و تعصبات مذهبی.
جنبش ادبی دارکولی هرگونه نژادپرستی و تعصبات خطرناک مذهبی را ناشایست و به دور از ارزشهای زیبای انسانی میداند. جنبش ادبی دارکولی همهی انسانهای دنیا را با رنگها، نژادها، وضعیتها و دینهای گوناگونشان، با هم برابر و محترم می داند. نویسندگان این جنبش در آثارشان نژاد پرستیها را محکوم کرده و غیر انسانی نمایش میدهند. جنبش ادبی دارکولی تلاش دارد به همگان تذکر دهد که هرگونه تعصب مذهبیای که منجر به درگیری میان دو گروه، یا انزوای گروهی هرچند کوچک و حتی یک نفر از مردم جهان شود، غیر انسانی و ناپاک است.
– تکیه به وجدان.
جنبش ادبی دارکولی عقیده دارد، وجدان، تنها محکمهای است که احتیاج به قاضی ندارد. و وجدان را معیار سنجش نیکیها و بدیها قرار میدهد. نویسندگان دارکولیگرا هیچگاه نباید با معیارهای دیگری که میان انواع بشر شکاف میاندازند، برای نمونه سبکها، دینها، فلسفهها و سنتهای خاص قومی، به تحلیل درماندگیهای مهم بشر پردازند و با بهرهگیری از آنها اظهارنظر کنند. ما عقیده داریم، وجدان میتواند بهترین معیار برای سنجش درستی و نادرستیها باشد.
5 – آزادی در بیان.
نویسندگان دارکولیگــرا، آزادی قلـم را همیشه بـرای خود پایــدار میدانند و به آسانی دربارهی اشخاص، دولتها، دینها، اندیشهها، گرایشها و رسومات بزرگ مردم جهان مینویسند. جنبش ادبی دارکولی در راه بیان حقیقت از هیچ مانع و نیروی مخالفی نمیهراسد و نویسندگان دارکولیگرا به آسانیِ نگارشِ نام خود بر پاکت پست، نام اشخاص مهم جهان را در کتابهایشان ذکر میکنند. جنبش ادبی دارکولی در بیان هرگونه موضوعی که به گسترش صلح جهانی و بازپسگیری حقوق پایمال شدهی محرومان جهان از گروههای مستبد کمکی نماید، آزاد است.
6– آزادی در بکارگیری متدها و سبکهای نگارشی.
جنبش ادبی دارکولی با هدف گسترش اندیشههای دیگردوستی، مهرورزی، از خودگذشتگی، عدالتخواهی، جهانوطنی، آزادیبیان و راستیخواهی میان مردم جهان به وجود آمده است. این جنبش برای جهتدهی به جهاننگری نویسندگان درتعیین پیام و درونمایهی آثارشان فعالیت میکند. از اینرو نویسندگان جنبش ادبی دارکولی در بکارگیری متدها و سبکهای نگارشی گذشته، حال و آینده آزاد هستند. برای نمونه، کسانی که به روش سیال ذهن یا سوررئال و هر گونهی ادبی دیگری نگـارش مـیکنند، میتوانند با پذیـرش پیماننامهی جنبش ادبی دارکولی، روش نگارشی خود را به خدمت این پیماننامه درآورند. جنبش ادبی دارکولی از تمامی سبکها و روشهای نگارشی گذشته، حال و آینده بهره میگیرد و پیماننامهی این جنبش تنها مربوط به موضوع و پیام کتابها است.
7 – انتقاد شجاعانه.
نویسندگان دارکولیگرا در انتقاد بی پروا هستند. یکی از روشهای ویژهی جنبش ادبی دارکولی در انتقاد از کنشهای نادرست بشر، این است که نام دقیق اشخاص را در کتابها ذکر میکند و با زیرکی تمام، حین انتقاد از آنها، دشنام نثارشان مینماید. نویسندگان جنبش ادبی دارکولی هنگام انتقاد از شخصیتهای نادرست، آزاد هستند به آنها دشنام بدهند. ما برای دفاع از حقیقت، عدالت و حقوق بشر، بددهانی هم میکنیم. چراکه میخواهیم دیکتاتورها و جنایتکاران بزرگ، که به سبب در دست داشتن قدرت و امکانات تبلیغاتی، از خود چهرههای بی آزاری میسازند و تودهی مردم نیز ناآگاهانه فریب میخورند را به آسانیِ نگارش یک کتاب مورد انتقاد قرار دهیم و روسیاهشان کنیم. نویسندگان جنبش ادبی دارکولی خود را قربانی بهتر شدن جهان میکنند. جنبش ادبی دارکولی عقیده دارد ادبیات باید بیپرواتر سخن بگوید. در رمان مرگهمسایه که سرآغاز جنبش ادبی دارکولی است، میتوانید بندهای پیماننامهی جنبش ادبی دارکولی را اجرا شده ببینید. در این رمان هری ترومن، رییس جمهور وقت آمریکا، زمانی که این کشور به ژاپن حملهی اتمی کرد، مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. در جایی از رمان میبینید: ... «سیاست چقدر کثیف است! رئیس جمهور یک ملت در حالی که نیمی از حواسش به خانه رفتن است فرمان یک جنگ را صادر میکند. هیچ فکرش را هم مشغول نمیکند چه شمار آدمهای بیگناهی کشتار میشوند. پس از صدور فرمان هم فرماندههان جنگ بیدرنگ انجام وظیفه میکنند، بدون هیچ درک و درایتی از پیامدهای آن؛ یا اگر آگاهی هم داشته باشند بیتوجه به آن، فقط دستور را اجرا میکنند.»... ( رجوع کنید به رمان مرگهمسایه، محمدرضا نظری دارکولی، انتشارات شرکت کتاب لس آنجلس 2014).
– از خودگذشتگی.
جنبش ادبی دارکولی عقیده دارد که راز گسترش و پایداری دوستی وجود روحیهی از خود گذشتگی است. چرا که فرهنگها، باورها، سلایق و سطح آگاهی مردم گوناگون است. از اینرو لازم است برای برقراری و پایداری دوستی یاد بگیریم از خودگذشتگی کنیم. نویسندگان جنبش ادبی دارکولی از خودگذشتگی را بسیار مهم میدانند و در آثارشان اهمیت بالای آن را نمایش میدهند.
9 – راستی خواهی .
زرتشت، پیشوای ایرانیان گفته است: «راه در جهان یکی است و آن راه راستی است.». جنبش ادبی دارکولی عامل اصلی جنگها، جنایتها، ظلمها و نابرابریهای جهان را دوری بشر از راستی میداند. اگر مردم با همدیگر راست سخن بگویند بیشک جامعه رو به آسایش خواهد رفت. مردم جهان شوربختانه از راستی دور شدهاند. جنبش ادبی دارکولی تنها راه آسایش جهان را راستی میداند و تمامی مسیرهای غیر راستی را بیراهه می شناسد. از اینرو نویسندگان این جنبش در آثارشان حقیقتهای ناگفته مانده را با شجاعت بیان میکنند و اهمیت بالای راستی را تبلیغ مینمایند. لازم به ذکر است، در این پیماننامه منظور از راستی، رئالیسمنویسی نیست! بلکه نویسندگان میتوانند در قالب داستانهای سوررئالیستی، سمبلیستی و یا رئالیسمجادویی نیز از راستی بنویسند و آن را تبلیغ کنند.
10 - برابری آدمها.
جنبش ادبی دارکولی تمامی انسانها را از نظر حقوق زندگی با هم برابر میداند. جنبش ادبی دارکولی از وضعیت ناگوار مردم فقیر جهان به خروش آمده است. چرا در کشور هایی، سطح رفاه بالا و مناسب است، درحالی که روزی هزاران نفر از مردم فقیر جهان از گرسنگی میمیرند؟! جنبش ادبی دارکولی برخواسته است و میخواهد از این مردمان محروم دفاع کند. جهان باید به سوی تعادل برود! نویسندگان دارکولیگرا برای دفاع از حقوق انسانی مردم محروم جهان داستان و رمان مینویسند و زندگی ناگوارشان را به تصویر میکشانند تا شاید جهانیان شرمشان بگیرد و به یاد آورند که تمامی انواع بشر با هم برابر هستیم و اعضای یک خانوادهایم. باید کسانی که نمیدانند را بیاموزیم، همهی آدمها بر گردن همدیگر حق دارند.
جنبش ادبی دارکولی میخواهد شعر معروف سعدی شیرازی، شاعر بزرگ ایرانی را به مردم جهان گوشزدکند.
سعدی بزرگ می گوید:
بنی آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بیغمی / نشاید که نامت نهند آدمی
تذکر: پیماننامهی جنبش ادبی دارکولی در ده بند بالا بسته شده است. رمان مرگهمسایه را جهت رسمیت یافتن این پیماننامه، برای نویسندگان و منتقدان ادبی گرامی نوشتهام که ده بند پیماننامه در آن رعایت شده و به واقع این رمان سرآغاز جنبش ادبی دارکولی است. این رمان توسط انتشارات شرکت کتاب لس آنجلس منتشر شده است.
با آرزوی آسایش و صلح پایدار برای مردم جهان!
محمدرضا نظری دارکولی.



