واثعا روزگار سختی شده واسه ما... چرا ؟
برمیگردیم به سال 2007...
آخرین شکست ناپذیر ها رفتند...
با خروج ویرا آنری پیرس و کمپل و برگکمپ ( خداحافظی کرد ) آرسنال تبدیل به ببری شد که پنجه نداشت...
برای آنری حدوداً 4 سال طول کشید جانشینی پیدا شه ( رابین فن پرسی ) همینطور پیرس ( نصری ) ، ویرا ( الکس سانگ ) و در این بین هر سال آرسنال با یکی از خطوط سه گانه و دروازه بانی مشکل داشته...
از سال 2007 که ما در خط دفاع افتضاح بودیم ولی مهاجمی مثل ادواردو ما را امیدوار نگه داشت تا اینکه اون مصدومیت پیش اومد...
سال 2008 فرمائلن کاپیتان 23 ساله وقت آژاکس اومد به همراه حبیب کلوتوره گالاس سندروس ژورو که هر سه تقریباً جوون بودن ، خط دفاع را بیمه کنند که مشکل دروازه بانی بیداد کرد... جایی که آلمونیا عملاً گلهایی میخورد که هیچکس باورش نمیشد... همینطور مشکل اساسی توی خط هافبک جایی که فابرگاس هیچ هافبک دفاعی بجز گیلبرتو سیلوا که پا به سن گذاشته بود نمیدید برای همین کارایی خودش رو از دست داد... در همین سالها آدبایور به لطف ونگر ظهور کرد...
سال 2009 بود... کماکان آلمونیا توی دروازه و فابیانسکی ذخیره و طلوع پدیده ای به نام شزنی و البته آووردن الکس چمبرلین ، جک ویلشر ، کیرون گیبس ، آرماندو ترائوره ، جنکینسون ، رمزی از تیم های پایه آرسنال و ساوتهمپتون... ( البته رمزی کاردیف بود ) پدیده ها کم کم ظهور کردند... ولی همچنان در هافبک فوق العاده ضعیف بودیم چون روسیچکی همیشه مصدوم بود... دیابی کلاً نبود... هلب رفته بود... فابرگاس درگیره حاشیه های انتقال به بارسا ( جایی که 1 سال بعد اونجا بود... ) و سیستم چهار چهار دویی که فقط یک هافبک 20 ساله جوون به نام ولکات و دو مهاجم به ترتیب 23 ساله ( آدبایور ) و 25 سال ( ونپرسی ) پشتیبانیش میکردند... و البته تیم با ذهنیت شکست ناپذیران و فینال 2006 پا به نیمه نهایی 2009 گذاشت که آلمونیا عملاً از پشت 40 متر روی ضربه آزاد هم گل خورد... نا گفته نماند که ورود پدیده ای به نام منچستر سیتی و زوم کردن روی بازیکنان آرسنال که آنروز ها با مشکلات شدید مالی درگیر بود... در این سال آرشاوین به آرسنال پیوست...
سال 2010... سال منتهی به جام جهانی بود... فصلی که ابتدا آن با اومدن پودولسکی آرتتا ( کاپیتان اورتون ) ، آندره سانتوز و در ادامه با اومدن پر مرته ساکر و کوشیلنی و البته جدایی آدبایور کلوتوره کلیشی تیم دچار دگر گونی شدیدی شد... و در نهایت با رتبه چهارمی آرسنال لیگ رو به پایان رسوند... ولی همچنان ناهماهنگی بین آرشاوین پودولسکی رابین ونپرسی فابرگاس دیده میشد... ولی نقطه اتکا تیم دفاع های فوق العاده بودند از گالاس گرفته تا باکاری سانیا کلیشی و فرمائلن و کوشیلنی...
سال 2011 و خروج سمیر نصری کلیشی از آرسنال به منچستر سیتی به عنوان چهارمین و پنجمین بازیکن اونم توی دو سال... خروج گالاس و کاپیتان تیم سسک فابرگاس از آرسنال و ورود کازورلا ژیرو به تیم... شکل گیری پدیده ها... ظهور ویلشر ، رمزی ، چمبو ، گیبس و شزنی ، قدرتمند شدن رابین فن پرسی و ولکات... و انسجام خط دفاع با فرمائلن کوشیلنی سانتوز سانیا و تطبیق یافتن پولدی مرته ساکر سانتوز آرتتا با تیم... ولی دیابی و روسیچکی همچنان مصدوم... در این فصل رابین کاپیتان شد و آقای گل فصل.. البته آرسنالی که فینال اتحادیه را از دست داد...
سال 2012... خروج ونپرسی آلمونیا و ورود تیری آنری توی نیم فصل... سال پر از بد بیاری برای توپچی ها... مصدومیت رمزی... ولکات... نبودن مهاجم هدف خوب... سوتی های سانتوزو کوشیلنی و شزنی... و چهارم شدن آخر فصل بهترین دستاورد ونگر بود...
سال 2013.. تمام شدن مشکلات مالی و خریدن آقای پاس گل دنیا یعنی مسوت اوزیل... بی مصرفی مصل سانوگو و بازگشت استاد فلامینی ... شزنی جا افتاده بود و آخر فصل رکورد 18 کلین شیت را زد ولی توی 3 بازی 17 گل خورد... رمزی تبدیل به یک فوق ستاره شده بود... ولکات همچنان مصدوم و البته ستاره های خط دفاع که مرته ساکر و کوشیلنی پرچمدار بودند... وجود موجودی به نام سانتی کازورلا و شروع طوفانی اوزیل باعث شد آرسنال با 128 روز صدر نشینی و قهرمانی در دوجام حذفی و خیریه فصل را خوش به پایان برساند... که البته نبودن مهاجم گلزن باعث شد تیم ضعف داشته باشه...
امسال : خط هافبک استثنایی ، خط حمله آتشین و دفاع هایی که...
متاسفاته ونگر فکر میکنه اگه یه بازیکن خوب شد توی یکسال واسه همیشه توی همون سطح میمونه و نمونش فروش فرمائلن و نخریدن جانشین و پسرفت مرته ساکر...
سال خوشبختانه خط حمله و هافبک های جوونی داریم که همگی ستاره ان ... ولی دفاع نه در قسمت چپ و نه در قسمت راست... نه در دروازه بانی... در قسمت دفاع وسط ایراد فاجعه آمیزی داریم...
واقعا باید ونگر فکری کنه...