مجید موقعی میخاد سقط شه  برای تقسیم ارث به دو پسرش بهشون می‌گه که سوار شتر باهم مسابقه بدن و کسی که شترش آخر از خط پایان عبور می‌کن برنده اس و همه‌ی اموال به نام اون می‌شه.  پسرها سوارشترهاشون روز‌ها در صحرا پرسه می‌زنن و هیچکدام نمی‌خواهند از خط پایان عبور کنن. در نهایت آن‌ها ماجرا را برای کریستیانو شترنالدو تعریف می‌کنن و بعد از اون به سرعت سوار شتر می‌شون و به سمت خط پایان می‌رونن. شترنالدو ف.ق.ی.د به آن‌ها چه گفته بود؟