برف هفت سالگی را بخاطر صدای پدر دوست داشتم که می‌گفت :

"پاشو ببین چه برفی اومده"

برف ده سالگی را بخاطر آدم برفی‌هایش،

برف چهارده سالگی را بخاطر اخبار و تعطیلی هایش،

برف هجده سالگی را درست یادم نیست در میان افکار یخ زده بود!

برف بیست سالگی را به خاطر قدم زدن‌های عاشقانه و رد پاهایم،

امّا برف بیست و پنج سالگی به بعد فقط سرد بود و سرد بود و سرد...