.

1_ صائب تبریزی به گونه ای با یک بیت پیری را توصیف میکند که گویی یک نمایشنامه را خوانده ای.

.

بشارت میدهد هردم ،عصای پیر در دستم 

.

که مرگ اینجاست یا اینجاست یا اینجاست یا اینجا 

.

``صائب تبریزی``

 

۲_اکر کسی توصیفی از درد دوری از شما خواست این شعر سعدی را برایش بخوانید.

.

آن دوست که عهد دوستداری بشکست

می رفت و منش گرفته دامن در دست 

.

می گفت دگرباره در خوابم بینی 

پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست 

.

``سعدی``

 

 

 

۳_مولانا به زیبایی هرچه تمام تر  شور و اشتیاقش برای دیدن یار را ابراز میکند.

.

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل داند و من

.

خاک من گل شود و گل شکفد از گل من تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من 

.

``مولانا``

4_​​​خیام اینکونه خود و مخاطب را به سرخوشی و لذت بردن از دنیا دعوت میکند

.

خیام اگر ز باده مستی خوش باش با ماه رخی اگر نشستی خوش باش . چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش 

. ``خیام نیشابوری``

5_چه کسی میتواند زیبا تر از باباطاهر عشق خود را توصیف کند؟

.

سیاهی دو چشمانت مرا کشت درازی دو زلفانت مرا کشت.

به قتلم حاجت تیر و کمان نیست خم ابرو و مژگانت مرا کشت

. ``باباطاهر عریان``

۶_نظامی گنجوی از غمی میگوید که همیشه مال عاشق بوده و معشوق از آن بی خبر است.

.

منم عاشق مرا غم سازگار است تو معشوقی ترا با غم چکار است

.

تو گر سازی وگرنه من برانم

که سوزم در غمت تا می‌توانم

.

مرا گر نیست دیدار تو روزی تو باقی باش در عالم فروزی

``نظامی گنجوی``

۷_شهریار در این شعر نیز مانند باقی اشعارش گویی سوزی بزرگ در سینه و آهی بلند در ناله دارد .

.

سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز

در درونم زنده است و زندگانی میکند

.

با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من

خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند

.

بی‌ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی

چون بهاران میرسد با من خزانی میکند 

.

``شهریار``

۸_خیام چقدر زیبا هم ملاها و هم عالمان را به شک می اندازد

.

قومی متفکرند اندر ره دین

قومی به گمان فتاده در راه یقین

.

میترسم از آن که بانگ آید روزی

کای بیخبران راه نه آنست و نه این

.

``خیام نیشابوری``