یکی از نکات جالب برای ما فارسی زبان ها در هنگام یادگیری زبان اسپانیایی برخورد با کلمات مشترکیست که از زبان عربی وارد این دو زبان شده اند. حداقل 8 درصد از کلمات اسپانیایی ریشه عربی دارند که بخش زیادی از آنها با حروف «اَل» یا «اَ» ـ بسته به شمسی یا قمری بودن کلمه در زبان عربی ـ ساخته میشوند. مثل (Almohada) المخده یا همان بالشت و (Alberca) برکه؛ یا (azúcar) شکر و (Aceituna) زیتون. بخشی از این کلمات نیز «اَل» ندارند؛ مثل (Camisa) قمیص یا همان پیراهن. این میزان از تاثیرگذاری برای یک زبان اروپایی بسیار زیاد و جالب توجه است. حمله اعراب به اسپانیا در زمان ولید ابن عبدالملک مروان، از اعراب بینالنهرین بود که در سده چهارم میلادی، در زمان ساسانیان ـ شاپور دوم ـ به دلایلی به خراسان کوچ داده شده بودند. بعدها، بعد از فتح ایران و نیمه شرقی بیزانس، پس از تشکیل خلافت اموی، از همان بینالنهرین و شمال حجاز به طرف آفریقا حرکت کردند و پس از فتح مصر، لیبی و مراکش، در اوایل قرن هشتم از جبلالطارق گذشتند و به جنوب اسپانیا رسیدند؛ این فتح به فرماندهی طارق ابن زیاد، در طول 4 سال انجام شد و از آن پس، تا اوایل قرن یازدهم ـ که اسپانیا، به علت جدایی و تفرقه امیران مسلمان، در زمان جنگهای صلیبی پس گرفته شد ـ مسلمانان در حدود سه قرن در جنوب اسپانیا حکومت کردند. هنوز هم برخی از شهرها و روستاهای جنوب اسپانیا، در منطقه اَندلوسیا، نامهای عربی دارند. در این مدت، ضمن ورود و ماندگار شدن کلمات زیاد عربی، فرهنگ و معماری و حتی آشپزی اسپانیا تحت تاثیر آنچه که اعراب در طول یک قرنی که پس از فتح ایران و دیگر کشورها، آموخته بودند؛ قرار گرفت. تا جایی که نیشکر و زعفران برای اولین بار وارد اروپا شد و غذاها به جای عسل با شکر شیرین میشدند و با ادویههای مختلف طعم میگرفتند. فرهنگ و هنر و موسیقی ایرانی هم از همان زمان، با ورود اعراب به اسپانیا رفت.
زبان عربی بر زبان پرتغالی نیز تاثیراتی هر چند کمتر از اسپانیایی گذاشته است که یادگار دوران حکومت عربهاست و امروزه بین 400 تا 600 واژه پرتغالی ریشه عربی دارند.



