genre: blackened death metal 

origin: Poland 

date of release:2014 Ever since the Devil breathes My steps never outweighed the gravity ov hell So I keep praying for rain of flaming rocks To foster the symmetry ov worlds I had a vision ov the impenetrable darkness Never found on either side ov the moon It wields composure ov my soul That comes as one with the odium below... از آن لحظه که اهریمن نفس دمید قدم‌هایم هیچگاه از جاذبه دوزخ سنگین‌تر نگشت پس مناجاتم را برای بارانی از سنگ‌های سوزان ادامه دادم برای پرورش تقارن کلام‌ها خیالی از ظلماتی نفوذناپذیر داشتم که هیچگاه در هر دو روی ماه یافت نشد خونسردی و رخوتی برای روحم ایجاد می‌کند که از بدنامی زیرین نشئت می‌گیرد... Chant the psalm Non serviam Retrieve the pride Within and without سرود را بر پا دارید ما خدمتگزار نیستیم! غرور را باز پس بگیرید از درون و بیرون... Odrzucam wszelki ład, wszelką ideę Nie ufam żadnej abstrakcji, doktrynie Nie wierzę ani w Boga, ani w Rozum! Dość już tych Bogów! Dajcie mi człowieka! Niech będzie, jak ja, mętny, niedojrzały Nieukończony, ciemny i niejasny Abym z nim tańczył! Bawił się z nim! Z nim walczył Przed nim udawał! Do niego się wdzięczył! I jego gwałcił, w nim się kochał, na nim Stwarzał się wciąż na nowo, nim rósł i tak rosnąc Sam sobie dawał ślub w kościele ludzkim! من هر نظمی را، هر ایده‌ای را انکار می‌کنم من به هیچ انتزاع و دکترینی باور ندارم من نه به خدا و نه به عقل باور ندارم از خدایان خسته‌ ام. به من یک انسان بده. بگذار مانند من باشد‌. مبهم. نابالغ. ناتمام. دوپهلو و نه بی‌پرده تا که با او برقصم؛ بازی کنم؛ بجنگم تا که گمراه‌اش کنم؛ سفیهانه بخندم و به او تجاوز کنم؛ دوستش بدارم؛ و با او کمک‌اش خود را بازآفرینم؛ با او نیروی او رشد کنم و با چنین برخاستنی خود را در کلیسای آدم داماد می‌کنم *توضیحات در پایین* I imagined the most ardent ray ov sun Like vulture hovering above my neck It burns with fever deep within my soul Erect in gloria to sin(k) into shame Oh Lord, whence came this doubt? Thou doth know I am all and everything Let loose my shackles Let chaos reign Infecting moral arteries... سوزان‌ترین پرتوی خورشید را تصور کردم همچون کرکسی که بالای گردنم می‌پلکد می‌سوزد همراه تبی که در عمق روحم است عمود بر شکوهی که در شرم فرو می‌رود پروردگارا، این تردید از کجا می‌آید؟ تو می‌دانی که من همه و همه چیز هستم بگذار غل و زنجیرم را کمی شل کنم بگذار هرج و مرج حکم براند ای عروق میرای آلاینده... Chant the psalm Non serviam Retrieve the pride Within and without سرود را بر پا دارید ما خدمتگزار نیستیم! غرور را باز پس بگیرید از درون و بیرون... ━━━━━━━━━━━━━