لحظات پایانی یک دیدار پر هیجان ، پر زد و خورد و حساس . عکاسی چهره ی فرگوسن را در میان جمعیت شکار کرد . رییس لبخند شادی بر البانش بود . لبخندی که چند ثانیه قبل از سوت پایان کولینا در فینال ۹۹ بر لبانش دیده بودم. . شادی بسیار ،توام با استرس یک کودک . استرس ازینکه بلایای دقایقی که بنام خودش در فوتبال ثبت شده سر منچستر بیاید . در فرگی تایم . بازی البته به آن حساسیت بازی تاریخی ۹۹ نبود . ولی حیثیتی بود . جایی که منچستر ۳۰ دقیقه را دربرابر گربه سیاهش ، کریستال پالاس، ده نفره جنگیده بود . بعد از زدو خوردهای ناشی از جنگ روانی پالاسی ها . که از مربیشان پت ویرا ، که قطعا مهم ترین بازی ی سال برایش بازی با منچستر است ، خوب این جنگ را آموخته اند . بازی نکات زیادی داشت . از اتحاد . تعصب و البته ظهور یک پدیده که براحتی می تواند در آینده کاپیتان منچستر شود : لیساندرو مارتینز . لیچو. یک) لیساندرو مارتینز اول فصل و اولین خرید تن هاخ با ۶۰ میلیون . یک مدافع وسط با قد ۱.۷۵. مطبوعات انگلیس تن هاخ را به سخره گرفتند . در برنامه ی مچ او د دی گری لینه کر که البته تحلیل ها و پیش بینی هایشان دیگر کم کم تبدیل به سیت کام فوتبالی شده است ،تن هاخ و لیساندرو را به معنای واقعی ی کلمه مسخره و تحقیر کردند که اینجا انگلیس است آقای تن هاخ ! هواداران هم دست کمی نداشتند . بعد از یک دهه خرید های گران و بد ، هیچ کس به این یکی هم خوشبین نبود . با شروع بازیها و نیمکت نشینی ی محض مگوایر انتقادات به اوج رسید . پیشکوستان منچستر که هیچ کدام در مربیگری به جایی نرسیدند در انواع و اقسام برنامه های تلویزیونی تیم ، تن هاخ و بازیکنان را به صلابه کشیدند . اما تن هاخ جواب نمی داد . تمام سوالات راجع به نیمکت نشینی رونالدو و مگوایر بود . تن هاخ در اولین دیدار با ریچارد آرنولد گفته بود من شاید برای شما خوب نباشم چون اهل مصاحبه و کری خوانی های رسانه ای نیستم و همه ی خریدها هم باید زیر نظرم باشد. آرنولد هم گفته بود بخاطر همین می خواهیم تو بیایی
لیساندرو هم کاملا ساکت بود . در منچستر تن هاخ هیچ بازیکنی اجازه ی مصاحبه ی بدون هماهنگی را ندارد . روال زمان فرگوسن . روال مربیان بزرگ. لیساندرو ولی خونسرد بود . و اعتماد بنفسش در درجه بالاترین . انگار ده سالی بود بازیکن منچستر و انگلیس بود . استین هایش را بالا می زد و همه ی توپ ها را می زد . بازی به بازی بهتر . نیمکت نشین هم که بود کوچکترین اعتراضی نمی کرد . گاهی از کوره در می رفت و زودجوش بود . اما نمایش دیشبش نمایش یک رهبر بود . جدا از تمام توپ هایی که دفع کرد نگاهش کنید در صحنه ی دعوا . لیساندرو ی قدیمی احتمالا می رفت و چند نفر را هم میزد .همانطور که کاسمیرو هم رفت و همه را زد . چیزی که در آرژانتین و آمریکای لاتین عادی ست . ولی چیزی که تعجبم را برانگیخت این بود که رفته بود وسط و داشت کاسمیرو را از بازیکنان پالاس جدا می کرد . مثل یک رهبر واقعی . در واقع انگار کاپیتان تیم او بود نه برونو . حالا هواداران منچستر عاشق لیساندرو اند . سالهاست که بازیکنی چنین با کیفیت ، متعصب و دوست داشتنی و با اعتماد بنفس نداشته ایم . ممنون اریک که لیساندرو را آوردی دو) هماهنگی ، همدلی و اتحاد دقیقه ی ۶۲. گل زیبا ، مدرسه ای و هلندی منچستر با تمام کنندگی ی رشفورد با یک نوک پا . با ۱۶ پاس .پاس هایی که از پاس لیساندرو به فرد شروع شد . لذت بخش . تن هاخ خوشحال بود . هلندی ها عاشق این گل هایند .پالاس حرفی برای گفتن نداشت و تعویض هایی که ویرا می خواست بکند هم همین را نشان می داد: جلوگیری از خوردن گل های بیشتر. اما اتفاق نحس کریستال پالاسی از راه رسید. از سال ۹۵ و اخراج اریک کانتونا ، بازی با پالاس بدون تلفات برایمان نبوده . اشلاپ بعد از چندیدن درگیری کوچک با آنتونی در سمت راست ، بدون توپ او را به سمت تماشاچیان پرت کرد . حرکتی که قطعا قرمز داشت . او به همین هم قناعت نکرد و حرفی هم به آنتونی زد . درگیری .کاسمیرو از راه رسید و برای طرفداری از انتونی گردن اشلاپ را گرفت. تجسم کنید یک کاسمیروی عصبانی را . که هنوز یادش نرفته بود یک ماه پیش با محرومیت جلوی پالاس بازی با ارسنال را ازدست داد . یادش نرفته بود بازیکن پالاس دور از چشم داور با ارنج به صورت لیساندرو کوبید صحنه هایی که هیچ وقت وار نرفتند . صدای تن هاخ عصبانی هم درآمد . به سبک خودش . قطعا اگر در آن صحنه فرگوسن ، ونگر ، مورینیو یا بنیتس بودند زمین را به آتش می کشیدند . ولی دوره زمانه عوض شده . پاتریک ویرا در کمال تعجب کوچکترین اعتراضی نکرد . فکرش را هم نمی کرد بازیکنش اخراج نشود و کاسمیرو اخراج شود . چیزی که برایم جالب است این است که چقدر پت ویرا آرام شده . در حالی که روی کین به مراتب عصبی تر و رک تر شده . کاری که سن با آدم ها می کند متفاوت است . تعویض هایش را با مشورت با دستیارش عوض کرد . کسی که معلوم است مغز متفکر تیم است . اوضاع به هم ریخته بود . منچستر آسیپ پذیر . پالاس امان نداد و گل زد . اگر تیم رانکنیگ، مورینیو و اوله با موقعیت اینطوری روبرو می شدند ( منظور منچستر زمانشان ، راجع به خوزه کم تر) قطعا برد از دست رفته بود . کما اینکه بارها زمان اوله و رانگنیک بازی های دوصفر برده را دو دو کرده یا حتی سه دو باخته بودیم . پالاس گل زد . اشلاپ . همان اشلاپ آتش بپا کن . تیم برای دقایقی به هم ریخته بود . تن هاخ که صبوری اش گاهی بدجور روی اعصاب می رود سابیتزر را به بازی فرستاد . مجبور بود . فرد به جای کاسمیرو عقب رفت و سابیتزر جلوتر . دوباره نظم حاکی شد ولی پیروزی شکننده بود . پالاس دو موقعیت خوب دیگر داشت . که یکی را دخیا گرفت( که خوشبختانه دیشب روی فرم بود ) و دیگری را لیساندرو . سوت پایان. برد منچستر . در هفته ای که چلسی و فولهام و نیوکاسل مساوی کردند و ارسنال و لیورپول باخته بودند. بنگاه های شرط بندی قطعا بدشان نمی آمد منچستر هم نبرد . همینطور اتحادیه که باید جوابگوی این همه تصمیمات متناقض داورانش باشد. در پایان بازی تماشاچیان و بازیکنان خوشحال بودند . از یک نقطه ی بحرانی جسته بودند . وحتی سر الکس هم خوشحال بود . ولی یک نفر عصبانی بود . خیلی هم عصبانی . بدون دست دادن با ویرا و داوران آرام و درهم به سمت رختکن رفت . اریک تن هاخ . عصبی از اتفاقات افتاده . ازینکه کاسمیرو را دوباره ندارد . از تیمی که بازیکن کلاس جهانی خیلی کمی دارد و خودش را کشته تا نظم و اتحاد بهشان داده .ازینکه پنج بازی سرنوشت ساز و حیثیتی پیش رو دارند : دو بازی دربی شمال با لیدز ، بازی با لستر احیا شده و بعد بازی با بارسای آماده در پلی آف اروپا و بلافاصله فینال جام اتحادیه با نیوکاسل. نیوکاسلی که قبل فینال ۸ روز استراحت دارد . احتمالا توی دلش می گفت مرده شوی این برنامه را ببرد! آیا فرد و سابیتزر می توانند حداقل در سه بازی جای اریکسن و کاسمیرو رابگیرند ؟ اتفاق ازین بهتر برای سابیتزر نمی افتاد . حالا باید خودش را ثابت کند . تن هاخ چاره ای ندارد که او را فیکس کند . کاری که اصلا دوست ندارد بکند . که بازیکن را سریع وارد ترکیب اصلی کند . سوالات بی شمار بودند . احتمالا فقط سر آلکس آن بالا حالش را می فهمید



