اتحادیه نویسندگان صدر

تقدیم می‌کند

لحظه‌ای که انتظارش را می‌کشیدیم در استادیوم تاتنهام فرا رسید؛

'گل شماره‌ی 267 هری کین در استادیوم تاتنهام هاتسپر...

سالهاست خبری از آنها نیست... قهرمانانی که هیچ عکسی با پس زمینه ی ربانهای رنگی و آتش بازی های فانتزی، در حال بوسیدن همسر در کنار جشن هم تیمیها نقره‌ای و بالاخره در حال فریاد کشیدن روی یک استیج با شکوه در حالا بالا بردن جامی بزرگ ندارند... قهرمانانی که در پایان فصل روی فرشی قرمز ظروف طلا و نقره ی خود را در کنار مدال‌های قهرمانی‌شان به رخ می‌کشند.... قهرمانانی که "قهرمان" نشده‌اند... کسی که بازوبند کاپیتانی دو تیم بدون جام این عصر را به بازو می‌بندد و از زندگی خود لذت می‌برد... کاپیتان تیم ملی انگلستان. کاپیتان تاتنهام هاتسپر... هری کین...

 

بازی، بازی هری بود. روز هری... این همان چیزی است که فوتبال عاشق آن است. روزهایی که در تاریخ -ثبت می‌شوند. به نام یک نفر. به نام یک مربی. داستانهایی که سالها بعد خوانده می‌شوند. نوشته می‌شوند. به نمایش در می‌آیند...." شاهزاده هری، در برابر بهترین تیم دهه‌ی اخیر فوتبال انگلستان، رکورد بهترین گلزن تاریخ اسپرز را شکست. بالاتر از قهرمانی شبیه خودش... قهرمانی که با بدبیاری تنها مدال طلای تاریخ تیم ملی انگلیس را از دست داده... نگران نباش هری، تو هم مثل گریوزی هستی...

داستان، بی شباهت به داستانهای اساطیری نیست. داستان‌های دخالت خدایان در تقدیر انسان. می‌توان آن را شبیه سطور کتاب مقدس خواند:

"آنگاه که مرد موطلایی پنالتی سرنوشت را زیر چادر برافراشته البیت در صحرای قطر از دست می‌دهد. آنگاه که قرار است منفور و مبغوض گردد... ناگهان گلها از راه میرسند. در روز بازگشت به لیگ برتر. در اولین بازی. برابر برنتفورد... دو گل دیگر در حومه‌ی لندن. این بار پالاس. بازهم لندن... اینبار فولام... و هنوز پس از جام جهانی مرد موطلایی گلی در خانه نزده. تا روز موعود. تا بازی برابر من سیتی... تا آن ضربه تا آن رکورد جاودانه... "

 

و می‌توان با فاصله گرفتن از اساطیر آسمانها، روی زمین قدم زد. در کنار دو پسر شیرین تاتنهام هری کین و جیمی گریوز. پای صحبتهای پیرمردی که از ابتدا تا انتهای بازی هر دو نفر را به چشم خود دیده....

نورمن گیلر، مورخ ورزشی، نویسنده‌ی نریشن مستندهای فوتبالی و البته راقم بیش از یکصد کتاب فوتبالی از" پله در مقابل بنکس، مهاری که دنیا را نجات داد" تا" راه رویاها" درباره‌ی جیمی گریوز در آستانه‌ی رکوردشکنی کین می‌گوید:

"من اولین و آخرین گل گریوز را دیدیم... آه، اگر جیمی الان زنده بود... صادقانه می‌گویم که او خوشحال میشد. رکوردها برای جیمی اهمیتی نداشت. یک بار او به من گفت نرمن، تو مسئول شمارش گلهای باش... من می‌خواهم روی بازی ام تمرکز کنم... هیچ غروری در صحبتهای او نبود. گریوز، حتی پس از سکته‌ی مغزی با هری کین ملاقات کرد. با اینکه نمی‌توانست آن شور همیشگی با گونه‌های سرخ را در کلامش را به نمایش بگذارد اما بازهم نشان داد که از رکوردشکنیهای کین راضی است."

گیلر ادامه می‌دهد :

" آن روزها و در جوانی و نوجوانی هیچوقت فکرش را نمیکردم که روزی رکورد جیمی حتی به چالش کشیده شود... چه برسد به شکسته شدن. من و تو 64 سال با هم دوست صمیمی بودیم و در نوشتن بیش از 20 کتاب همکاری داشتیم. هیچوقت آغاز راه او در اسپرز با آن هتتریک درخشان برابر بلکپول را فراموش نمیکنم. با همان معصومیت شیرین جوانی.... راهی که در اواسط دهه‌ی شصت به اوج خود رسید... "

قیاس کین  با جیمی گریوز حالا دست‌مایه‌ی تمام سایتها و خبرگزاری‌ها و مجلات است. البته اگر کسی پیدا شود تا دوران اوج گریوزی در دهه‌ی شصت را دیده باشد. گیلر، در مراسم تشییع جیمی گریوز در سال 2021 به نکات مهمی از بازی او اشاره میکند:

" او در خط دفاع حریف  شبیه مسی بود. با مرکز ثقل پایین بدن و تعادلی حیرت انگیز. سبک دویدن و تغییر جهت دادن او، نوع دویدن، شتاب ناگهانی، توانایی شلیک توپ با دوپا، و مهمتر از همه شیوه‌ی نواختن ضربه‌ی آخر... کاملا با بهترین روزهای مسی قابل قیاس است. می‌گویند لئو با سیستم‌های دفاعی پیچیده‌ی امروزی طرف است.... اما آیا او با مدافعانی با لقب قصاب (ران هریس در چلسی) و پاچه گیر (لقب نورمن هانتر) مواجه شده؟ یا در زمین‌های گل آلود فراتن پارک و مین رود و فیلبرت استریت به میدان رفته؟ خود گریوزی اما متواضعانه تنها تفاوت فوتبال عصر خود با این دوران را یک چیز میدانست:

" و البته پول... دوست ندارم به خاطر دستمزد هفته‌ای صد پوند به فوتبال بازگردم.... اندازه‌ی تمام پولی که در دوران بازی‌ام به دست آوردم...."

نورمن گیلر، از گریوز به سراغ کین می‌رود. به داستان اولین روزهای پیوستن او به تاتنهام...

"شاید من زودتر از خیلی‌های دیگر فهمیدم که کمی خاص است... یکی از آشنایان من طرفدار میلوال است و وقتی در سال 2012 اسپرز کین  را به میلوال قرض داد به من گفت:

آیا تاتنهام دیوانه شده که این پسربچه‌ی طلایی را به ما قرض داده؟ او از هرچه شما در وایت هارت این دارید بهتر است.... به لطف تلویزیون و البته آن حرف پسر خاله‌ام من از سال 2014 و اولین بازیهای کین در تیم اصلی تاتنهام هیچ کدام از بازیهایش را از دست ندادم."

قیاس فیزیکی کین و گریوز مثل مقایسه‌ی یک رزم‌ناو غول پیکر و یک کشتی جنگی است. کین بلند قامت و گریوزی فرز و سریع. گریوز علاقه داشت ضربات بیشتری به توپ بزند، دریبل ها، پاسها، اما کین عاشق ضربه‌ی نهایی است. هر دو نفر دو پا هستند اما گریوز علاقه مند به چپ و کین راست. کین در آسمان هیچ مشکلی ندارد اما گریوزی، به راحتی حریف مدافعان بلند قد و توپهای چرمی با وزن اضافه هنگام خیس شدن در هوای بارانی نبود

مقایسه‌ی کین و گریوز لذتبخش است اما هری کین، از وجوه دیگری با بزرگان دیگر فوتبال انگلستان هم قابل قیاس است. او در سال 1993 در بیمارستان ویپس کراس در لیتون استون لندن به دنیا آمده. جایی که قبل تر یک کاپیتان دیگر تیم ملی انگلستان، دیوید بکام در آن متولد شده و پیش از آنها، گراهام گوچ، کاپیتان تیم ملی کریکت انگلستان... سه نسل از کاپیتان ها... و جیمی گریوز متولد مانورپارک است. حدود بیست دقیقه فاصله با ویپس کراس و البته.... زنده باد لندن شرقی... جایی که گریوزی و هری کین در آن به دنیا آمدند... دروازه‌ها را فتح کردند.... یکی به پادشاه وایت هارت لین تبدیل شد و.... بله زمانش رسیده تا جایی در استادیوم جدید و مدرن تاتنهام به نام هری کین تعلق بگیرد... به نام پسری که چیزی بیشتر از جامها را به قلب طرفداران هدیه داد.... هری کین، شاهزاده وفادار تاتنهام