دردها اشک می‌شوند و اشک‌ها می‌توانند دنیایی را شعله‌ور کنند. می‌گویند هنگام مرگ تمام لحظات زندگی از جلوی چشم انسان‌ها می‌گذرد. اینکه مرگ سخت باشد یا آسان و شیرین باشد یا تلخ را باید با توجه باورهای هر کسی بررسی کرد اما اینکه دیدن لحظات مختلف زندگی در مقطعی کوتاه چگونه خواهد بود، شاید به جایگاهی باز گردد که فرد هنگام مرگ خود در آن قرار دارد. ممکن است لحظاتی را بر بلند‌ترین قله‌ها ایستاده باشیم و هنگام رسیدن اجل در جایگاهی کم‌ارتفاع و بدون افتخار با حسرت یا شاید هم با لذت آنها را تماشا کنیم. روحیه‌ای که از کریستیانو رونالدو می‌شناسیم به ما می‌گوید اگر مرگ دوران درخشان و حرفه‌ای او از راه رسیده باشد، او با تماشای لحظات درخشانش احساس خوبی نخواهد داشت. تولدها همیشه در عمق ساکت و خلوتی نزدیک‌تر شدن مرگ را هم تداعی می‌کنند و این بار نه مرگ بلکه سالگرد تولد رونالدو بهانه‌ای شده که یک دور تند از دوران تاخت و تاز او در تاریخ مستطیل سبز ببینیم! فوق ستاره پرتغالی ۳۸ سالگی‌اش را جشن گرفته است. ۵ فوریه ۳۸ سال قبل، خانواده‌ای از دسته افراد کم بضاعت مردم پرتغال شاهد تولد فرزندی بود که چند سال بعد و در اولین بازی‌های کودکانه‌اش دوستی با توپ فوتبال را به دوستی با هر کسی ترجیح می‌داد. داغ حسرت نداشته‌ها برای خانواده، افسوس نداشتن یک خانه خوب برای پدرش و محرومیت‌ها همگی در قلب و ذهن کریستیانوی کوچک جمع شدند و در حالی که این حجم از ناکامی و درد مستعد تبدیل شدن به جرم و ساختن یک شخصیت یاغی بود، رونالدو به خاطر رفاقتش با توپ گرد و انسش با مستطیل سبز یاغی شد اما نه در مسیر جرم و جنایت بلکه در دنیای پر از فرصت ورزش محبوب و جذاب فوتبال! داغ نداشته‌ها را دریبل کرد و با جلب نظر الکس فرگوسن پیراهنی را مال خودش کرد که امثال جورج بست، اریک کانتونا و بابی چارلتون در آن درخشیده بودند. او در پیراهن شماره ۷ یونایتد آنقدر خوب بود که این شماره پس از او گرفتار یک طلسم شوم شد و همه کسانی که آن را می‌پوشیدند، گرفتار طلسم ناکامی و شکست می‌شدند. افسوس نداشتن خانه خوب پدرش بغض رونالدو بود که سال‌ها بعد جلوی دوربین شکسته شد تا همه هوادارانش بفهمند این عطش تمام نشدنی برای رسیدن به موفقیت‌ها، این خشم جذاب برای تاختن در مقابل رقبا، این اعتماد به نفس خیره کننده در بهترین بودن و این سیر تمام نشدنی رکورد شکنی‌ها از کجا سرچشمه می‌گیرد. رونالدو سال‌ها بعد در سینه‌اش هنوز همان پسر بچه محروم بود که به جای اشک ریختن، تسلیم شدن و ادامه زندگی ملال‌آور تصمیم گرفته بود اشک‌هایش را به شکلی جذاب و داستانی به قاب مستطیل سبز بیاورد، با اشک‌هایش بدود، با اشک‌هایش توپ طلا برنده شود، با اشک‌هایش رکورد هت‌تریک و گلزنی را زیر پا بگذارد و حتی با اشک‌هایش برای زدن ضربات سر پرواز کند و قوانین فیزیک را به سخره بگیرد. همه هوادارانش در روزهای تاخت و تاز فوق ستاره پرتغالی از شادی لبریز می‌شدند و می‌خندیدند، خود رونالدو هم ظاهرا می‌خندید اما جریان زندگی او می‌گوید این خنده‌ها بدلی از گریه‌هایی بود که رونالدو نکرد و بغض‌های سینه‌اش را به نیرویی تمام نشدنی برای رسیدن به قله‌های افتخار و رقابت همیشگی با لیونل مسی تبدیل کرده بود. 

 

روزهای تکرار نشدنی برنابئو

روزی که رکورد نقل و انتقالات باشگاهی فوتبال جهان را با امضای قرارداد با رئال مادرید شکست، خیلی از منتقدان معتقد بودند که این رقم برای او فشاری ایجاد می‌کند که تمرکز را از رونالدو خواهد گرفت. کریستیانو اما در پیراهن رئال مادرید به اندازه ظرفیت بزرگ این باشگاه بزرگ شد و سنت به سنت پول‌های خرج شده توسط فلورنتینو پرس را به گل، هت‌تریک، جام و درخشش و درآمد مضاعف تبدیل کرد. نسخه رئالی رونالدو یک ماشین جنگنده با هدف باز کردن دروازه‌ها بود. ماشینی که تمام ابزارهای ویران کردن قفل‌های دروازه حریفان رئال را در اختیار داشت و برای این ماموریت ساخته شده بود. رونالدو بزرگ‌ترین رکوردها را در مادرید به نام خودش کرد و یک قطب دنیای مستطیل سبز را در سیطره حکومت خودش قرار داد. پیوند رئال و رونالدو تکرار نشدنی به نظر می‌رسد و شاید نابود شدن ادن ازار که برای جانشینی رونالدو به سانتیاگو برنابئو آمده بود به خوبی از بدون جانشین بودن او و خاطراتش در مادرید پرده برداشته باشد. برنابئو فقط یک شماره ۷ واقعی را می‌شناسد؛ رونالدویی که در یکی از کهکشانی‌ترین نسخه‌های کهکشانی‌ها از همه همبازیان بزرگ و نامدارش دست‌نیافتنی‌تر به نظر می‌رسید.

 

شکستن رکورد شهریار

شاید در رقابتی به حساسیت جام جهانی برخی به سانتوس بابت نیمکت‌نشین کردن رونالدو برای کنترل رختکن حق بدهند اما سرمربی سابق سلسائوی اروپا شاید خودش هم با مرور عملکرد فوق ستاره تیم سابقش از این تصمیم پشیمان شده باشد. رونالدو برای تیم ملی پرتغال از رکورد گلزنی علی دایی در تیم‌های ملی هم عبور کرد و شهریار را هم از بالا نگاه کرد. او شاید مثل مسی قهرمان جام جهانی نشده باشد اما آنقدر برای تیم ملی کشورش گلزنی کرده که بتواند این تعداد گل را عنوانی به جای هر عنوان بزرگ دیگر به حساب بیاورد. سانتوس، کریستیانو رونالدو را نیمکت‌نشین کرد و بهترین گلزن ملی تاریخ فوتبال جهان بود که آخرین جام جهانی خود را در حساس‌ترین مقطع ممکن از روی نیمکت تماشا می‌کرد. به سانتوس برای تصمیمش در هیجان و حساسیت بالای جام جهانی حق می‌دهیم اما او باید برای رونالدو فرق می‌گذاشت و کمی با اسطوره فوتبال ملی کشورش نامهربان بود.

 

سفر به خاورمیانه و مرگ احتمالی دوران درخشش

در این سوی کره زمین شاید مردم به اندازه همه جای دنیا عاشق فوتبال باشند اما خبری از کیفیت بالای رقابت‌های اروپایی‌، پوشش خبری ویژه و گسترده مسابقات اروپایی و افتخارات بزرگ میادین اروپایی نیست. رونالدو باز هم یاغی بود و تصمیمی گرفت که کمتر کسی منتظر آن بود. تصمیمی که شاید جشن تولد ۳۸ سالگی او را با مرگ دوران درخشان و حرفه‌ای فوتبالش تداعی کند. او به خاورمیانه آمد و نه بهترین تیم لیگش بلکه یکی از باشگاه‌های در حال ساخت و ساز را برای ادامه بازی خود برگزید. النصر بدون هیچ تعارفی در حد نام کریستیانو رونالدو نبود و هواداران این تیم حتی آرزوی دیدن فوق ستاره فوتبال جهان را در اروپا یک آرزوی بزرگ و دور از دسترس می‌پنداشتند. آنها اکنون می‌توانند هر هفته با خریدن یک بلیت معمولی برای یک بازی معمولی اسطوره‌ای را ببیند که ثروتمندان مادریدی برای دیدنش در ورزشگاه خانگی خود گاهی با مشکل مواجه می‌شدند. پسربچه مغرور، جنگجو و جاه‌طلب پرتغالی اشک‌هایش را ریخته بود و کیک تولد ۳۸ سالگی خود را فوت می‌کرد. اشک‌های او در دوران پر از افتخار فوتبالش دنیای مستطیل سبز را شعله‌ور نگه می‌داشتند و اکنون عربستان استراحتگاه رونالدو نام گرفته است. می‌گویند ممکن است به اروپا باز گردد اما باور کردن این گزاره سخت است و فعلا آن را نشنیده می‌گیریم. عربستان خانه آخر فوتبالی ابر قهرمانی شده که در سالگرد تولد ۳۸ سالگی خود تمام لحظات زندگی فوتبالی خود را مرور می‌کند و مرگ این دوران را می‌پذیرد. رونالدو را نمی‌دانیم اما عاشقان فوتبال از این دور تند لحظات زندگی و شور و تاخت و تاز کریستیانو رونالدو در دنیای فوتبال احساس افتخار، شور و هیجان و لذت می‌کنند. پسر بچه پرتغالی درد داشت. دردهایش اشک شدند و اشک‌هایش دنیایی را شعله‌ور کرد